Lilypie Kids Birthday tickers

وروجک مامان آرش
 
درباره وبلاگ



آرشيو وبلاگ
نويسندگان
آمار وبلاگ
RSS Feed
۱۳۸٥/٩/۳٠ :: ۱۱:٤٩ ‎ق.ظ

قند عسل شيرين پسر مامان آرزو

روز به سر رسیده و شب بر سر دست آمده
اما امشب نه هر شب است
امشب شب يلداست
امشب بايد هر چه از روشنی و سرخی سراغ داریم برداریم
در کنار هم بچینیم و بگذاریم که دوستی‌ها سدی باشند در برابر تاريکی
بنشینیم و شاد باشیم بگوییم و بخندیم
و بگذاریم هر چه تاریکی است،‌ هر چه سرما و خستگی هست
تا سحر از وجودمان رخت بر بندد.
تا صبح شب یلدا بیداری را پاس داریم
و سرخی انار را اسلحه ای سازیم در نبرد با ظلمت و تاریکی.
شب یلــــــــــــــــــدا بر شما فرخـــــــــــنده باد.



موضوع مطلب :
۱۳۸٥/٩/٢۸ :: ۱۱:۳٦ ‎ق.ظ

ميگم خوش به حال خاله نـــــــــــــــازي  ميگيد نه؟! نگاه كنيد

امروز صبح ساعت ۶:۴۵

به جاي اينكه وروجك خان اين مدلي بره خانه خاله نازي جون

آرش خوابيده؟!!!

اين مدلي رفت:

نه خيرم آرش بيداره؟!!

حالا ديگه حتماً خودتون ميتونيد تصور كنيد كه آن موقع صبح٬ خالــــــــــــــه نازي‌ِ بنده خدا با ديدن آرش خان بيدار و البته سرحال چه حالي شدند؟!!   جالب اينجاست كه از خونه خودمون تا خونه خاله نازي همانطور چشم باز توي ني ني لاي لاي بود و از جاش تكان نخورد  



موضوع مطلب :
۱۳۸٥/٩/٢۸ :: ٩:٢٢ ‎ق.ظ

تولدت مبارك

كسرا جونــــــــــــــــم تولدت مبارك



موضوع مطلب :

۱۳۸٥/٩/٢٥ :: ٩:۳٩ ‎ق.ظ

فسقلي خان ديگه حالش خوب خوب شده فقط دو سه روزه كه اشتهاي درست و حسابي نداره و تقريباً هيچ‌چيزي نميخوره  

و امــــّـــــــــــــا گزارش تصويري از آخرين وضعيت وروجك من

در حال ارسال   براي تمام عزيزاني كه با شيطونك من همدردي كردند

قند عسل

قربون اون ناز نگاهت عزيز مهربونم من عاشق اين نگاهش هستم.

جيگر طلا

كتاب خواني صبح روز تعطيل با مامان آرزو.

آرش: اين قرمزه. اين آبيه. دارن با هم آب ميخورن. بلافاصله بعد مامان آرزو؟ بچم آب ميخواد

يكيش قرمزه يكش آبيه دارن آب ميخورند!!!

مامان آرزو: آرش منو نديدي؟!! آرش رفته مغازه پفيلا بخره؟!!! آرش؟! آرشم؟!!!! كجائي؟!!

آرش: اينجــــــــــــــــــــايم

آرش كو؟!!!

موش موشكِ من دوستت دارم    درد و بلات به جونم عزيز مهربونم

 



موضوع مطلب :
۱۳۸٥/٩/٢۳ :: ۱٠:٢٢ ‎ق.ظ

افسقلي تب دار :(

شيطونك من مريض شده و تب خيلي شديدي داره ديشب همينطور هذيان ميگفت و توي تب ميسوخت ولي خدا را شكر صبح كه از خواب بيدار شد ديگه تبش قطع شده بود.

خدايـــــــــــــــــــــا خواهش ميكنم زود زود زود شيطونكم را خوب كن

اگه دوست داريد آرش امروز صبح را بعد از يك شب خيلي سخت ببينيد روي خرسي كليك كنيد



موضوع مطلب :
۱۳۸٥/٩/٢٢ :: ۱٠:٤٠ ‎ق.ظ

فسقلي خواب‌آلود

وقتي فسقلي خان در حال ماليدن چشمهاي قشنگش هست٬ خبر خوب  اينه كه ظرف چند دقيقه  ميشه٬ ميگيد نه نگاه كنيد:

فسقلي خوابيده



موضوع مطلب :
۱۳۸٥/٩/٢۱ :: ۱۱:۱٤ ‎ق.ظ

بابابــــــــــــــــــــــو جونمون تولدتون مبارك  اندازه سه تا دنيا دوستتــــــــون داريم

جهان پهلوان پارسا:  بابابــــــــــــو دوستتون دارم :)

پويا : بابابــــــــــو دوستتان دارم

آرش: يك بوس براي بابابو جونم

بابابـــــــــــــــــــوي عزيز و مهربانمان  شصت و هفتمين سالروز تولدتان مبارك  عاشقانه دوستتان داريم و براي تمام خوبيها٬ فداكاريها٬ زحمتها و زندگي سرشار از عشقي كه براي تك تك ما فراهم كرديد از شما سپاسگزاريـــــــــــــــــــــم  ساليان سال سلامتي٬ شادي و تندرستي را براي شما از خداوند متعال خواستاريم

بابابــــــــــــــــــــو تولدتون مبارك

پ.ن: پارسا كه نوه اول باباجونم است٬ وقتي زبان باز كرد چون نميتونست بزرگ را بگه به بابام به جاي بابابزرگ گفت بابابـــــــــو  بعد ديگه اين اسم روي بابام ماند و هر سه نوه٬ ايشان را بابابـــــــــو صدا ميكنند. خدا حفظشون كنه.



موضوع مطلب :
۱۳۸٥/٩/٢٠ :: ٩:۱۱ ‎ق.ظ

آرش خان در حال مطالعه

فسقلي خان در حال مطالعه كتاب

آرش بعد از كمي دقت در كتابش گفت: اينجا را ببين؟!  ني ني داره سانديس ميخوره و بعد كه همه صفحات كتابش تمام شد گفت: خاله فهيمه!! همشو خوندم!!!!

ماچ و بوسه با تيمور

فسقلي خان در حال ماچ و بوسه با هاپوي مورد علاقه‌اش آقا تيمور؟!!

درازكش

دراز شدن فسقلي خان بر روي زمين به سبك دختر خانم توي كتابش. آرش به محض اينكه به اين صفحه از كتاب ميرسه كف پاي دختره را قلقلك ميده و ميگه: گيدي گيدي گيدي

خوشگلها بايد برقصند

عكس العمل فسقلي خان به محض شنيدن آهنگ خوشگلها بايد برقصند؟!!!



موضوع مطلب :
۱۳۸٥/٩/۱٩ :: ۱٢:۳٤ ‎ب.ظ

آرش و بردياي عمه شراره

آرش و برديا شيطونك در حال تاب بازي

آرش و ژست عاشقانه (البته با عرض معذرت كمي تا اندكي تاريك افتاده)

آرش قشنگم

اينهم از لپ لپ عمه شراره و عمو سهيل= آقا برديا

برديا لپ لپ

در پايان شما را به ديدن تصاويري از آرش دعوت مينمايم: آرش ۱- آرش ۲



موضوع مطلب :
۱۳۸٥/٩/۱۸ :: ۸:٥٧ ‎ق.ظ

Bookcrossing.com  Bookcrossing.com

قابل توجه همه دوستاني كه راجع به سايت كتابها سوال كرده بودند:

اين سايت٬ سايت كتابهاي روان است. كتابها دست به دست در سراسر دنيا ميگردد و مورد استفاده قرار مي‌گيرد.

من از دو سال قبل از تولد وروجك خان با اين سايت آشنا شده و شروع به جمع‌آوري Children Books براي فسقلي كردم. آرش تا الان حدود ۵۰۰ كتاب انگليسي مخصوص اموزش حروف٬ اشكال٬ رنگها٬ اعداد٬ داستانهاي ديزني٬متفرقه و ... دارد و به آنها خيلي علاقه‌مند است و مشغول آموزش و يادگيري است.

براي ثبت نام روي علامت سايت در بالاي اين پست كليك نموده و فرم مربوطه را تكميل نمائيد و در قسمت Referred By  به عنوان معرف Arash و يا jiluah را تايپ نمائيد.

سپس Login کرده و در قسمت Books -> Search Books نوع كتاب را Children Books و وضعيت آن را Available انتخاب كرده و Search نمائيد. ليست كتابها ظاهر ميشود. كتابهايي را كه مناسب تشخيص داديد با شخصي كه آن را ليست كرده وارد مذاكره شويد و در صورت توافق كتاب به آدرس شما ارسال خواهد شد.

بازي بازي

بازي بازي با مدادرنگي و ABCDها و آقا گاوه؟!!

در صورتي كه مايل به ديدن قسمتي از فيلم آرش جون هستيد روي لينك زير كليك نمائيد:

تقدیم به عمه شیرین جون



موضوع مطلب :
۱۳۸٥/٩/۱٥ :: ۸:٢٤ ‎ق.ظ

عشق الهي

ديشب من داشتم ميوه پوست ميكندم آرش هم داشت بازي بازي ميكرد يكدفعه برگشت به بابا جلال گفت:

  • بابا جلال بي‌زحمت رنده را بده به آرش٬ ميخوام سيب آرشو رنده كنم؟!
  • وقتي گرفت گفت: دست شما درد نكنه

خال فهــــــــــــــــــيمه!؟.! آقا فهـــــــــــــيمه  تولدتون مبارك

خاله فهيمه جونم تولدتون مبــــــــــــــــــــارك. دوستتون داريم



موضوع مطلب :

۱۳۸٥/٩/۱٤ :: ٩:۳٦ ‎ق.ظ

ديروز خاله نازي مرخصي بودند٬ آرش سر از منزل ماماني ثريا درآورد. شما را به ديدن تصاويري از اين روز خاطره‌انگيز البته بيشتر براي ماماني ثريا دعوت مي‌نمايم

پيشي

ژست گرفتن به سبك آرش در ضمن دندونامو ببينيد هي يه!

ميخوام سالاد درست كنم!!

وروجك خان درحال تهيه سالاد٬ البته با قاشق بزرگ مثلاً سالاد را هم ميزدند و با قاشق كوچك مزه ميكردند ببينند خوشمزه شده يا نه؟!!

وروجك در حال تخريب اموال خاله جيگر!

وروجك خان در حال تخريب اموال خاله جيگر!!

نقاشي

عشق مامان آرزو

آرش

وروجك خان در حال كشيدن دايره و نقاشي!! اوائل فقط خط خطي ميكرد الان چند وقتي است كه دايره و هويج و بادمجان را خيلي قشنگ ميكشه  هنرمند بچه‌ام ديگه؟!!  تازه يك نكته: وروجك خان من برعكس خودم راست دست از آب درآمده  در ضمن دايره و مربع و مستطيل و لوزي و بيضي و مثلث را قشنگ ميشناسه و ميگه.

پ.ن: ديشب موقع خواب لباس خواب آرش را كه پوشانديم٬ بابا جلالش را بوس كرد و شب به خير گفت دوباره مشغول بازي بازي شد تا من آماده بشم ببرم بخوابونمش مدتي گذشت. بعد موقعي كه خواستم ببرمش٬ گفتم آرش به بابا شب به خير بگو بريم بخوابيم.

گفت:شب به خير كه گفتم. بوسم كه كردم  بعد دويد سمت بابا جلالش گفت: شب به خير  يكبار ديگه بوس بده!؟!!!

فدات بشــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم الهي عزيز دلم



موضوع مطلب :
۱۳۸٥/٩/۱۳ :: ۱:۳٦ ‎ب.ظ

اميد دل مامان آرزو

ديروز كه از سركار برگشتم خانه خاله نازي كه آرش را بردارم بريم خانه٬ ديدم وروجكم توي خواب ناز است و از آنجائيكه صبح بيدار تشريف آورده بودند٬ ني ني لاي لايش هم توي خانه مانده بود. ديدم اگر صبر كنم تا بيدار بشه و به به بخوره٬ هم هوا تاريك ميشه هم ترافيك بيداد ميكنه اينه كه رفتم صندلي جلو را تا آنجا كه ميشد خواباندم بعد آرش را پتو پيچ كردم و گذاشتمش روي صندلي كمربندش را هم بستم.

تا برسيم خانه يكسره خدا خدا ميكردم كه وروجكم بيدار نشه.   از آنجائيكه خيلي خيلي خوشخوابه حتي تا يك ساعت بعد از رسيدن به خانه هم بيدار نشد  فداش بشم الهي

پ.ن: چراغ اتاقش خاموش بود و ميخواست پازلهاش را از توي كمدش بياره بازي كنه. آمد آشپزخانه به من گفت: مامان آرزو؟ بيا چراغ اتاق آرش جون را روشن كن من پازلم را بيارم؟!! فقط ببينيد بچه‌ام چقدر خودش را تحويل ميگيره

 



موضوع مطلب :
۱۳۸٥/٩/۱٢ :: ۱:۱٢ ‎ب.ظ

آرش فسقلي

سلام سلام صد تا سلام

اگر دوست داريد وروجك من را از زمان تولد تا قبل از اين وبلاگ ببينيد روي لينك كليك نمائيد.

زندگينامه آرش مريخي شهريور : لينك

البته هنوز كامل نيست و فقط تا مهرماه ۱۳۸۴ تكميل شده ولي ظرف يكي دو روز آينده كامل خواهد شد.

و اگر مايل هستيد به فروشگاه آنلاين من سر بزنيد اينجا كليك نمائيد.



موضوع مطلب :

۱۳۸٥/٩/۱۱ :: ۱٠:۳۸ ‎ق.ظ

ژســـــــــــــــت شاعرانه!!

وروجك خان روز پنج‌شنبه با مامان آرزو براي تماشاي مسابقه بسكتبال تيم سابق ماماني سر از باشگاه درآورد. كلي هم توپ بازي و بدو بدو كرد و خيلي هم بهش خوش گذشت و حسابي هم خسته شد٬ آنقدر كه وقتي رسيديم خانه سه ساعت تمام يكسره خوابيد

آرش و ني ني

توجه توجه: اين ني ني كه ملاحظه ميفرمائيد از چند روز پيش ني ني محبوب آرش شده و سرش را حسابي گرم كرده.

به طور ناگهاني به اين ني ني كه حدوداً يكسال است روي صندلي غذاي آرش جلوس كرده و آرش حتي نيم نگاهي هم بهش نميكرد٬ علاقه‌مند شده. ديروز صبح آرش تازه از خواب بيدار شده بود و اول از هر چيز ني نيش را خواست. بعد ديدم داره با ني ني ور ميره. چند دقيقه بعد من را صدا كرد و گفت: مامان آرزو٬ ببين!! دارم پوشك ني ني را عوض ميكنم

مرتب باهاش بازي ميكنه٬ براش كتاب ميخونه٬ ABCD يادش ميده٬ ميخوابوندش و بعد به بقيه ميگه هيس!!! ني ني خوابيده ٬  شعر گل گلدون من را دم گوشش ميخونه

گل گلدون من شكسته در باد!!

 يا باهاش كشتي ميگيره

كشتي با ني ني!

فدات بشم من الهــــــــــــــــــــــــي عزيز دل مـــــــــــــن

اميد زندگي مامان آرزو :)



موضوع مطلب :
۱۳۸٥/٩/۸ :: ٩:۱۱ ‎ق.ظ

شيطونك خوش تيپ مامان آرزو

ديشب مراسم چهلم عمه جون بابابو (خدا بيامرزدشون ) توي رستوران قصر شيرين بود. بعد از مراسم داشتيم با ماماني اينا بر ميگشتيم٬ وروجك خان كه خوابش گرفته بود حسابي نق نق ميكرد. ماماني شروع كردند به خواندن آهنگ گرگ بدجنسي (البته پس و پيش) دم گوش وروجك خان و وروجك هم با دقت گوش ميداد. كمي كه گذشت آرش گفت : ماماني ثريا اشتباه ميخونه مامان آرزو بخونه !!!!

ABCD بازي! مامان اجازه

يك بار هم عمه جون شيرين داشتند براي آرش آهنگ گل گلدون من (سيمين غانم) را ميخوندند. وسطهاش را يادشون رفته بود٬ يك چيزهاي ديگه ميخواندند يكدفعه آرش پرسيد: عمه جون چي ميخونه؟!!!!!  آخه شيطونك خودش از اول تا آخر اين آهنگ را از بلده بخونه

P مثل پارسا

تازگيها سرگرمي مورد علاقه آرش ABCD بازي است. يكي يكي حروف را ميگذاره سرجاش و فشار ميده تا با آهنگ آن حرف پخش بشه. الان ديگه تعدادي از حروف را ياد گرفته مثلاً P را بر ميداره نشان ميده ميگه P مثل پارسا٬ يا M مثل امــــــــــ (Em مثلاً چقدر خوشمزس!!! و با لهجه مخصوص آرش خيلي بامزه تلفظ ميشه) يا B را نشان ميده ميگه ب مثل برديا.



موضوع مطلب :
۱۳۸٥/٩/٧ :: ۱۱:۳٥ ‎ق.ظ

شعر زير برگرفته از وبلاگ كسرا (مردی که در پشت ستاره حَلبیش قلبی از طلا داره)

عكس كسرا

شما هم از وبلاگ كسرا ديدن فرمائيد و به نظر شما اينكه ميگن وروجك مامان آرزو و عسلك مامان هديه بهم شبيه هستند درسته يا نه؟!!! منتظر دريافت نظرات شما هستم

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

چرا!!!

همگي يه روز با همديگه                  رفته بوديم به گردش
عروسك ناز و خوشگلم                    انگاري بوده سردش
گفتم بهش چيزي بپوش                 حرفمو گوش نكردش

حرفمو گوش نكردش
whistling هاااااااااااااااچهwhistling

   عروسك من سرما خورد   not listening - New!    با عطسه هاش سرمو برد
گريه ميكرد گرو گور               crying      منو نبرين به دُتر
ميگفت گولم ميزنين             liar      منو آمپولم ميزنين
مگه منو دوس ندارين            broken heart     چرا گريمو در ميارين؟
من از دُتر  مي ترسم    nailbiting   خوب ميشه تا فردا عطسم
آمپول و دَفا نمي خوام         not talking      با شما دُتر  نميآم!


چرا:پاشو  پاشو لجبازی بسته پاشو بریم دُتر     -  دُتر  که ترس نداره عسیزم.shame on you
عروسک چرا:یکی یه  دسمال کاگذی بهم بده! worried

چرا: یک بسته دسمال کاگذی تموم کردی پاشو باید بریم دُتر باید گرص بخوری! پاشو پاشو فسگلی

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

لغت نامه :

  • دُتر = دکتر  
  • دوس = دوست
  • دَفا= دوا
  • بسته = بسه
  • عسیزم = عزیزم
  • دسمال = دستمال
  • کاگذی = کاغذی
  • گرص = قرص
  • فسگلی = فسقلی

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

 از آقای چرا تشکر وافی و کافی میکنم ! ( star)  خدا از بزرگی کمت نکنه آقای چرا !   good luck rose  Smiley(بگول خودت: لپتو بچشم الهی ) hee hee

 



موضوع مطلب :
۱۳۸٥/٩/٧ :: ۸:٥٧ ‎ق.ظ

واي چقدر بلال خوشمزس!!!!

باورم نميشد كه توي اين فصل بلال آن هم از نوع شيريش كه بشه كبابش كرد٬ پيدا بشه ولي خوب ميدان تجريشه ديگه! همه چي آنجا پيدا ميشه! جاي همتون خالي  آرشم مثل من عاشق بلاله. فقط سر و وضعش را با دقت ببينيد  نيم ساعت طول كشيد تا من تونستم سر و صورتش را تر و تميز كنم و براش مسواك بزنم تا بلال از لاي دندوناش بياد بيرون  

خوش خواب كوچولو!!

خوشخواب كوچولو امروز صبح گرم و نرم توي ني ني لاي لايش خوابيده بود و آماده بود كه ببريمش خانه خاله نازي كه ناگهان يك پرش جالب انجام داد و به صورتي كه ملاحظه ميفرمائيد تغيير وضعيت داد و انگار نه انگار كه اتفاقي افتاده٬ همانطور به خواب شيرين صبحگاهيش ادامه داد.  من كه گفتم الانه كه خوش به حال خاله نازي بشه و آرش خان را صبح كله سحر بيدار تحويل بگيرند ولي شكر خدا به خير گذشت و آقا خواب تشريف بردند.

پ.ن: ديشب داشتم به آرش شام ميدادم همزمان خاله فهيمه يك عدد از ماكاروني هاي توي قابلمه را با دست برداشتند و خوردند. يكدفعه ديدم آرش ميگه: خاله فهيمه با دست نه!؟!! با چنگال  الهي فداش بشم من جيگر كوچولومو. 

پ.ن: آرش داشت كرانچي ميخورد و با ABCD هاش بازي ميكرد چندتا دونه ته ظرفش مانده بود كه جلال آنها را خورد و تمام شد. ديديم

  • آرش ميگه: بابا جلال كرانچي ها كو؟!! خوردي؟!
  • بابا جلال گفت: بله پسرم.
  • آرش گفت: نوش جان !!!


موضوع مطلب :
۱۳۸٥/٩/٦ :: ۱٠:٥۱ ‎ق.ظ

دردو بلات به جونم! عزيز مهربونم!  

الو؟!!! الو

ديشب يك لحظه ديدم آرش مشغول صحبت كردن با موبايله. بهش گفتم: آرشم!! داري با كي صحبت ميكني مامانم؟!! خيلي جدي جواب داد: دارم با همكارم صحبت ميكنم!!!

ديگه خودتون ميتونيد تصور كنيد كه قيافه من اين مدلي  شده بود!!!  

  • بهش ميگم: فدات بشم خودش تندي ميگه: الهي
  • ازش مي‌پرسيم: آرش مثل ِ . . . . جواب ميده: ماه ميمونه
  • بهش ميگيم : آرش فرشته است؟!! كمي فكر ميكنه و ميگه: فرشته كه دختره!!! 
  • وقتي از جلوي چشمم دور ميشه ميگم: آرشم؟ كجائي؟!! هر جا باشه جواب ميده: اينجـــــايَم!


موضوع مطلب :
۱۳۸٥/٩/٤ :: ۱٢:٢۸ ‎ب.ظ

دلبر مامان آرزو

عشق مامان آرزو

شيطونك ها!!!!!

وروجكهاي شر و شلوغ و شيطون

به نظر شما موضوع كمي تا اندكي مشكوك نيست؟!!! آخه بعيد به نظر ميرسه كه دو تا شيطونك بتوانند به اين ساكتي يك لحظه بشينند روي زمين ؟!!!  فقط خدا ميدونه الان توي ذهنشون چي داره ميگذره. خدا به دادم برسه.

دالتون بزرگ و كوچك!!

دالتون بزرگ و كوچك

اين هم از دالتون وسطي كه ۹۰٪ مواقع يا در حال غرزدن و گريه كردن است يا در حال خوردن؟!! البته بي انصافي نكنم بايد بگم خيلي خيلي مهربونه.

دالتون وسطي

دالي پارسا! دالي آرش؟!!! آرش منو كسي نديده؟!! حتماً رفته خريد كنه!

دالي بازي!

اين هم از رقص اين دو تا وروجك با آهنگ افشين: ديگه ازت بدم مياد عروسك بي نمك

ديگه ازت بدم مياد!!! افشين



موضوع مطلب :

۱۳۸٥/٩/٤ :: ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ

يك روز عمه شادي آمده بود خانه خاله نازي. آرش كتابش را به عمه شادي نداد. خاله نازي بهش گفتند:

- آرش كتابتو به عمه شادي ندادي؟!!!

- گفت: عمه شادي خودش كتاب داره٬ بخونه؟!

- خاله نازي لب به دندان گرفتند و گفتند: واي واي واي!!! كار بدي كردي!!

- حالا تا ميگي: آرش كتابتو به عمه شادي ندادي؟!!!  اول ميگه عمه شادي خودش داره بخونه؟!  بعد قيافه اش اينطوري ميشه

كتابمو به عمه شادي ندادم واي واي واي!!!



موضوع مطلب :