Lilypie Kids Birthday tickers

 
درباره وبلاگ



آرشيو وبلاگ
نويسندگان
آمار وبلاگ
RSS Feed
Instagram
۱۳۸٦/۱٢/٢۳ :: ۱٢:٢۳ ‎ب.ظ

این هم گزارش تصویری تولد آرش که در بوستان و در کنار دوستان ماه و گل وبلاگی انجام شد و به ما در کنار تک تک شما حسابی خوش گذشت.



موضوع مطلب : تولد / آرش / گردهمائی
۱۳۸٦/۱٢/٢۳ :: ۱٠:٠٦ ‎ق.ظ

اینهم ادامه پست قبل

تولد اول آرش خان در خانه مامان بزرگ جون

آرش و کیکش

آرش و کیک تولدش

آرش و آوا

اینجا هم معلوم نیست بچه‌ام داره شمع را فوت میکنه یا بـــــــــــوس میکنه.

آرش و آوا جون

نگاه عاشقانه  آرش به دختر عمه گلش آوا جون

 عزیزدلم تولدت مبارک

آرش گل من



موضوع مطلب : آرش / تولد
۱۳۸٦/۱٢/٢۱ :: ٩:٢٧ ‎ق.ظ

آلبوم عکسهای تولد آرش

مرسی خاله مونا آتلیه‌ای جون  
این هم لینک Picturetrail که فعلاً اینجا کار نمیکنه .

http://www.picturetrail.com/flicks/4162417/preview

این پست با ماجرای تولد وبلاگی ادامه دارد .......



موضوع مطلب : آرش / تولد
۱۳۸٦/۱٢/٢٠ :: ۱:۳٥ ‎ب.ظ

آرش چند روزه

سه سال پیش در چنین روزی قشنگ‌ترین٬ ماه‌ترین٬ آقاترین٬ عسل‌ترین٬ نخودترین٬ باهوش‌ترین٬ فهمیده‌ترین٬ جیگرترین٬ وروجک‌ترین وروجک دنیا متولد شد و شیرینی زندگی مامان آرزو و بابا جلال را صدچندان کرد.

آرش چندروزه

عزیزدلم٬ وروجکم٬ قشنگم تولدت مبارک. از صمیم قلبمان دوستت داریم و بهترین‌ها را برایت آرزومندیم. ما را ببخش که در این روز قشنگ از تو دوریم.

آرش چندروزه

آرش بلا دوستت داریم.

آرش یک ساله

آرش یکساله

آرش دوساله

آرش سه ساله

آرش سه‌ساله

این پست ادامه دارد.................................



موضوع مطلب : آرش / تولد

      هورا فقط دو روز دیگه تا تولد وروجک مامان آرزو مانده

آرش و بامبوهای بابابو جون

اینهم آرش و خانه جدید ما در دبی دبی

آرش در خانه جدید

مرسی خاله نیلوفر مرسی عمو جواد  مرسی نازنین فاطمه جونم  

خیلی خیلی خیلی ممنون بابت محبت تون

آرش بلا در خانه جدید 

فردا ساعت ۵ تا ۶:۳۰ بوستان یادتون نره ها !!!! تولد وروجکه



موضوع مطلب : آرش / تولد / گردهمائی
خانه بازی

مکان: خانه بازی مجتمع تجاری بوستان- میدان پونک- کنار رینگ مرکزی

زمان: شنبه ۱۸/۱۲/۱۳۸۶ - ساعت ۵ بعدازظهر



موضوع مطلب : آرش / تولد / گردهمائی

آرش سر کار مامان آرزو

شمارش معکوس تولد وروجک شروع شده  فقط و فقط ۶ روز دیگه به تولد سه‌سالگی عزیزدلم مانده.

  • دیشب وروجک در حال خوردن شیر بود که من سر رسیدم. گفت: مامان آرزو؟ میدونی من چی دارم میخورم؟ من: چی پسرم؟ آرش: حلیب میخورم دیگه  من:
  • آرش از مامان ثریا کیف من را میخواست. مامانم بهش گفتند: آرش مالیات داره. یک بوس محکم بده تا کیف را بهت بدم. آرش نق زد و بوس نداد. مامانم هم کیف را بهش دادند. بلافاصله با لبخند پیروزمندانه گفت: مامان ثریا!  دیدی مالیات نداشت.
  • روز شنبه با هم رفته بودیم سر کار. من حسابی کار داشتم و آرش هم روی میز کنار من نشسته بود و هی صحبت میکرد. من هم غرق کارم بودم. یک آن صورت من را در دستش گرفت و گفت: مامان آرزو اصلاً من را می‌بینی؟!!!!!!!  من: بله پسرم

آرش در صحارا سنتر

 و امّـــــــــــــا خبر خوب اینکه ما فردا شب برمیگردیم ایران.



موضوع مطلب : آرش / دبی
۱۳۸٦/۱٢/۱۱ :: ۱:٤٩ ‎ب.ظ

آرش و اوستا در الممزر

این دو تا شیطونک که می‌بینین٬ آرش و اوستا جون هستند که در ساحل الممزر به قول آرش در حال ماسته بازی هستند

آرش و اوستا

اینهم از نمائی دیگر

آرش

این اوّلین بار بود که آرش کنار دریا می‌رفت و ماسه‌بازی می‌کرد و بسیار بسیار لذت برد ولی از آب کمی می‌ترسید و آخراش دیگه فقط تا نزدیک آب میرفت و پاهاش که خیس میشد٬ در می‌رفت.

آرش عسل

آرش و اوستا جون و آنوشا جون در Dragon Mart

شیطونکها

و اینــــــهم از نمائی دیگر

شیطونکها



موضوع مطلب : آرش / دبی

آرش وروجک قشنگم اینروزها دائم مشغول بازی و گردش است و در کنار مامانی ثریا و خاله جیگر داره بهش حسابی خوش میگذره. مثل آقاها توی چرخ خرید میشینه و از اینور به آنور میره و البته گاه گداری دستوراتی هم صادر میکنه  ولی به محض اینکه من بهشون ملحق میشم تا آخر شب دیگه بغلم است و حاضر نیست بیاد پائین.  

دلبر مامان آرزو

آرش و خاله جیگر در Sahara Center

آرش و خاله جیگر

آنروز داشتیم با چرخ خرید توی کارفور میگشتیم که یکدفعه چرخ خورد به نظر جلوئی. آرش بلافاصله گفت: Sorry  من و مامان ثریا:  حالا کجا شنیده بود و یادگرفته بود و میدونست تو این موقعیت باید ازش استفاده کنه الله اعلم.

 تولد مامان بزرگ

مامان بزرگ جون تولدتون مبارک.  دریا دریا شادی٬ سلامتی و خوشبختی را برای شما آرزومندیم.



موضوع مطلب : آرش / دبی / تولد
۱۳۸٦/۱٢/٥ :: ۱۱:٢٩ ‎ق.ظ

هـــــــــــــــــــــــــورا بالاخره وروجک آمد

عشقم امیدم عزیزم

دیشب آرش به من گفت: مامان آرزو؟!! میدونی من از کی تو را ندیدم؟؟!!!!!  من:  از کی پسرم؟ آرش: از چهارشنبه

 شیطونک قشنگم و اوستا خان وروجک بلا

دیروز هم کلی با اوستا جون و آنوشا جون بازی بازی کرد و کیف کرد.  البته هنوز کاملاً چسبیده به من است و برای یک لحظه هم حاضر نیست از جلوی چشمش دور بشم. بمیرم برای پسرکم که این رفت و آمدهای من بدجوری اذیتش کرده.  

و امّــــــــــــــا این هم کادوهای تولدش از طرف من و بابا جلال - مامانی ثریا٬ بابابو و خاله جیگر

کادوهای تولد



ادامه مطلب ...

موضوع مطلب : آرش / دبی
۱۳۸٦/۱٢/٢ :: ٥:۱۸ ‎ب.ظ

عروسک قشنگم

امروز با آرش تلفنی صحبت کردم گفت: مامان دو بار دیگه بخوابم بلند شم میام پیشت.

قشنگترینم عزیز تریم

فقط ۱۸ روز به تولد عزیز دل ِ خوش‌ژست ِ بلای مامان آرزو مانده



موضوع مطلب : آرش / شیرین زبان