Lilypie Kids Birthday tickers

 
درباره وبلاگ



آرشيو وبلاگ
نويسندگان
آمار وبلاگ
RSS Feed
Instagram
۱۳۸٦/٥/۳۱ :: ۱۱:۳٦ ‎ق.ظ
 يك روز شاد در خانه بازي مجتمع بوستان 
 
قرار وبلاگي
  • زمان: روز شنبه مورخ ۰۳/۰۶/۱۳۸۶ ساعت ۱۸
  • مكان: خانه بازي٬ رينگ مركزي مجتمع تجاري بوستان٬ ميدان پونك
  • ورودي هر كودك براي يك ساعت بازي: ۱۸۰۰۰ ريال 

پ.ن: عكس پارك بادي پست قبل مربوطه به همين مكان مي‌باشد.



موضوع مطلب :
۱۳۸٦/٥/۳٠ :: ۸:٤٠ ‎ق.ظ

آرش در پارك

عزيزدلم در پارك  (پروژه كماكان موفقيت‌آميز است)

قرار وبلاگي

دنبال يك زمين بازي مشابه اين عكس در تهران براي قرار وبلاگي آخر هفته ميگرديم.

كسي جائي سراغ داره؟!!!  

پارك بادي

نظرسنجي

لطفاً در نظرسنجي كنار صفحه شركت نمائيد.



موضوع مطلب :
۱۳۸٦/٥/٢٩ :: ۱:۱٧ ‎ب.ظ
 فقط چهار روز ديگه به سفر معنوي ماماني ثريا و خاله جيگر به مكه معظمه مانده
التماس دعا
بوس براي ماماني ثريا و خاله جيگر
 تقديم به ماماني ثريا جون و خاله جيگر
پ.ن: روز سوم به‌به گيري همچنان موفقيت‌آميز بود و با يك تست نصفه و نيمه به پايان رسيد. تنها مشكل اين بود كه يكسره تا صبح نخوابيد و ساعت ۴ بيدار شد و يك ساعتي باهاش بازي كردم و كتاب خواندم تا دوباره وروجك خوابش برد.  


موضوع مطلب :

وروجك مامان آرزو

ادامه پروژه از به‌به‌گيري وروجك

پيشرفت پروژه: غير قابل تصور

شرح روز دوم پروژه: از عصر كه رفتم دنبال آرش منزل خاله نازي تا ساعت ۱۱ شب كه آرش بخوابه فقط سه بار سوال كرد: مامان آرزو؟ به‌به آرش هنوز تلخه؟ من: بله پسرم. (بدون هيچ نوع بهانه‌گيري)

با اينكه وروجك غرق خواب بود٬ يك ساعت باهاش كلنجار رفتم تا خوابش برد. ۴ تا كتاب مي‌مي‌ني٬ كلي بازي و در نهايت دو بار آهنگ گل گلدون من و ختم روز دوّم پروژه.

نتيجه اخلاقي : وروجك قشنگ ما محشره عزيزه آقائه جيگره. بزنم به تخته٬ گوش شيطون كر بيسته بيست.



موضوع مطلب :
۱۳۸٦/٥/٢٧ :: ٩:۳۱ ‎ق.ظ

آرش و دو روز تعطيل با مامان آرزو در يك نگاه

     

       

 شرح تصاوير رديف اول از راست به چپ:

  • وروجك در حال خواباندن آقاي پوه و غرق تماشاي Baby TV
  • مهندس خرابكار مشغول اجراي عمليات با كاتر كشف شده
  • ژست جديد مهندس خرابكار آماده براي اجراي عمليات با كاتر كشف شده

شرح تصاوير رديف دوم از راست به چپ:

  • مطالعه كتاب Elmo
  • عافيت باشه خوشگل من
  • آرش در پارك (از بس بابا جلال آرش را نبرد پارك٬ مجبور شد پارك را بياره تو خونه )

اين هم يك عكس از مامان آرزو

پروژه شماره ۲: عمليات از به‌به گيري وروجك

زمان شروع پروژه: ۹ صبح روز جمعه مورخ ۲۶/۰۵/۱۳۸۶

پيشرفت پروژه: غيرقابل باور

از يكي دو هفته قبل به وروجك گفته بوديم كه اگه زياد به‌به بخوري٬ به‌به‌ت مثل به‌به پويا تلخ ميشه‌ها!!!! و هربار هم تا ميگفتيم٬ آرش ميگفت: اگه تلخ بشه٬ من باز هم ميخورمش!!!!!

ديروز به محض اينكه به‌به (تلخ شده توسط استامينوفن) را خورد٬ گفت: مامان مثل اينكه به‌به من هم مثل به‌به پويا تلخ شده.   من: اِ !!!!! فكر كنم چون ديگه شما آقا شدي٬ بزرگ شدي خودش تلخ شده.

يكي دو ساعت بعد: مامان به نظرت به‌به‌ من هنوز تلخه؟!!  من: نميدونم! تست كن مامانم ببين تلخه هنوز. نتيجه تست:

وروجك كل بعدازظهر را هم آتش سوزاند و برعكس هميشه كه با خوردن كمي به‌به ميخوابيد٬ يك لحظه هم نخوابيد.

شب موقع خواب: تست دوباره.

نتيجه: مامان فكركنم من مجبورم امشب مثل موقع‌هايي كه خانه خاله نازي بدون به‌به ميخوابم٬ بدون به‌به بخوابم.

من:  خلاصه با اينكه از صبح ساعت ۹ يكسره بيدار بود٬ درست يك ساعت مي‌مي‌ني پشت مي‌مي‌ني خواندم تا چشمهاش سنگين شد و دو دور روي پام تكان دادم٬ خوابيد تا خود صبح

فدات بشم عزيز دلمفكر نميكردم اينقدر راحت با اين قضيه كنار بياي.

اين هم يك عكس ديگه از مامان آرزو

 Baby TV يك برنامه داره به اسم Danny & Daddy كه آرش خيلي آن را دوست داره.

جريانش هم اينه كه Danny يك نقاشي را قسمت به قسمت ميكشه و Daddy در هر مرحله حدس مي‌زنه كه Danny چي كشيده.
آخرش اگه اشتباه حدس بزنه٬ Daddy غصه ميخوره و Danny با يك قلب و I LOVE You خوشحالش ميكنه و Daddy با رقص شادي‌اش را نشان ميده و اگه درست حدس بزنه ميشه:
 آرش عزيزم يك دنيا دوستت دارم
 
پ.ن: لطفاً لينك نازنين فاطمه جون http://niniemaman.blogfa.com را توي بلاگرد كه امروز بعد از مدتها درست شده اصلاح كنين! وبلاگ قبلي‌ش فعلاً خرابه.


موضوع مطلب :
NazaninFatemeh Birthday
نازنين فاطمه جون تولدت مبارك
 
 خبر خبر خبر   


موضوع مطلب :
۱۳۸٦/٥/٢۳ :: ۱٠:۳٥ ‎ق.ظ

آرش و آقاي پوه

  

  

اسلايد سواري


براي دريافت فايل اينجا كليك نمائيد.   آرش و اسلايد بازي



موضوع مطلب :

آرش دو سال و پنج ماه تمام به روايت تصوير

عسل مامان

  عشق مامان آرزو

اميد دل مامان

 عسل بابا جلال

نازنين ترينم

 گل ما  



موضوع مطلب :

 گزارش تصويري از تعطيلات سه روزه 

وروجك بلا

وروجك بلا

آرش و بابابو

وروجك  و بابابو جون

خوش تيپ

وروجك خوش‌تيپ

آرش تميز

وروجك تميز

دالتونها

دالتونهاي شيطون   

وروجك و برديا

وروجك و بردياي شيطون  

آرش شيرين زبان 

  • ماماني ثريا: آرش دورت بگردم هزارتا
  • آرش: خدا نكنه
  • ماماني ثريا:

آرش و زبان انگليسي

سرسره Slide- تاب Swing- الله كلنگ SeeSaw لغات جديدي هستند كه آرش ياد گرفته و به كار ميبره. در پارك ميعاد با ذوق و شوق فراوان به من ميگفت: مامان آرزو ببين اينجا 4 تا Slide داره!!!!!!

پ.ن.1: بابابزرگ رادين جون به رحمت خدا پيوستند . خدا بيامرزدشون. الهي آمين. لطفاً براي شادي روحشون همين الان يك فاتحه بخونين. رادين جون٬ مهرك جون٬ امير خان از صميم قلبمان از خدا ميخواهيم كه غم آخرتون باشه. ما را در غم خود شريك بدانيد.

پ.ن.2: ديروز تولد خاله الهه بود. خاله الهه جون تولدتون مبارك. دوستت داريم هزارتا.



موضوع مطلب :
۱۳۸٦/٥/۱٧ :: ۱:٥٠ ‎ب.ظ

 آرش وروجك در پارك ميعاد



موضوع مطلب :
۱۳۸٦/٥/۱٥ :: ۸:٥٦ ‎ق.ظ
  • به محض اينكه يكي بره دم ظرفشوئي براي ظرف شستن بلافاصله وروجك چهارپايه‌اش را مي‌كشه دم ظرفشوئي و ميره بالا و با مهارت تمام شروع ميكنه. يك اسكاچ مخصوص داره كه با آن ميشوره و بعد عين يك حرفه‌اي شروع ميكنه به آب كشيدن. عكسش را به زودي اينجا ميذارم.
  • وضو گرفتنش كه ديگه محشره. كل مراحل وضو را به دقت انجام ميده.

وروجكمعاشقتم دوستت دارم ميميرم برات



موضوع مطلب :
۱۳۸٦/٥/۱٤ :: ۱٢:٢٩ ‎ب.ظ

آرش لجباز

اينروزها آرش خيلي لجباز شده. به سختي به كسي بوس ميده.  وقتي هم يك سوالي ازش پرسيده ميشه يا حرفي زده ميشه٬ كاملاً برعكس ميگه.

  • ايكس: آرش؟ موهام قشنگ شده.
  • آرش: نه خيرَم. خيلي هم زشت شده.

  • ايكس: دوبي خوش گذشت؟
  • من: جاي شما خالي٬ خيلي خوب بود.
  • آرش: نه خيرم. جاي شما پر!! هيچَم خوب نبود!!
  • من:
  • آرش:

 اميدوارم از اين حالت لجبازي زودي خارج بشه و دوباره همان پسر گل و آقاي خودم بشه

اينهم قسمت‌هايي از فيلمهاي آرش و آموزش زبان انگليسي اگه مايل بودين٬ ببينين:

صداي حيوانات و وسائل آشپزخانه و وسائل نقليه و ...



موضوع مطلب :
۱۳۸٦/٥/۱۳ :: ۱٠:٢۸ ‎ق.ظ

هـــــــــــورا! ما دوباره دوربين دار شديم

ماماني ثريا يك دنيا ممنون بابت دوربين

انشاءالله بتونيم جبران كنيم

آرش و عروسك محبوبش Elmo

لطفاً راهنمائي بفرمائين كه اين را چگونه از سرش بيندازم؟!!!

پ.ن.۲: ديروز موهامو باز كرده بودم كه مرتب كنم و ببندم. وسطش يك كاري پيش آمد. همانطور با موهاي باز داشتم آن كار را انجام ميدادم كه ديدم ...

  • آرش: مامان آرزو چقدر پخلي شدي؟!!
  • من:‌ چي شدم مامان؟!!  
  • آرش:‌هپلي ديگه

آرش و Elmoي خوش خنده

براي ديدن فيلم اينجا كليك كنين

آرش و زبان انگليسي

براي ديدن فيلم اينجا كليك كنين

پ.ن.۱: راستي يادم رفته بود٬ بگم: نمره پروژه پوشك‌گيري وروجك ۲۰ است. فقط يك اشكال فني داره. آنهم اينه كه موقع انجام عمليات ۲ اعلام ميكنه كه منو پوشك كنين تا ... كنم!!

موضوع مطلب :
۱۳۸٦/٥/۱٠ :: ۱٠:٠۳ ‎ق.ظ

Wild Wady

تا اطلاع ثانوي به علت سوختن دوربين در پارك آبي از گذاشتن عكس‌هاي جديد معذورم.

پارك آبي

پارك آبي بسيار زيباي Wild Wady

Wild Wady

پ.ن: كلمات جديدي كه آرش ياد گرفته: Car- Bus- AirPlane- Truck- Bicycle- Horse- Cat- Dog- Elephant- Umbrella



موضوع مطلب :
۱۳۸٦/٥/۸ :: ٥:۱٠ ‎ب.ظ

زيباي مامان

وروجك در دوبي

جاهايي كه وروجك موفق شد ببينه:

Dubai City Center- Sharjeh City Center- Sahara Center- Wild Wady- Festival Center- Gift Market

كارهايي كه وروجك موفق شد انجام بده:

  • ۸۵٪ مواقع٬ بغل من بيچاره بود كه حسابي از كتف و كول افتادم.
  • ۳۲۷۵ دفعه در هر مركز خريد از پله‌هاي برقي به همراه مامان آرزو يا بابا جلال يا هر دو بالا و پائين رفت.
  • حسابي بزنم به تخته٬ گوش شيطون كر٬ اشتها باز كرده بود و تا جائي كه ميشد٬ Fast Food خورد و دلي از عزا درآورد.
  • Game Planet در Dubai City Center محل مورد علاقه‌اش بود كه بعد از كلي بازي بازي٬ آخرش هم با گريه از آنجا بيرون آورديمش.
  • توي هواپيما بيش از ۱۰۰ دفعه كمربند ايمني خودش٬ من و بابا جلال را باز و بسته كرد.
  • تمام مغازه‌هايي كه مبل داشتند٬ بدون استثناء كفشهايش را درمياورد و روي مبلهاي نرم و راحت آنجا ميخوابيد٬ بالا و پائين ميرفت٬ و به پر به پر ميكرد و ....

كارمند كوچولوي كارفور

  • توي كارفور سيتي سنتر قفسه‌ها را با دقت تمام خالي ميكرد و دوباره از اول مي‌چيد. آنقدر قشنگ اينكار را ميكرد كه فكر كنم يك پيشنهاد كاري در اين زمينه به زودي دريافت كنه.

كارمند ساعي Carefour

  • حسابي با عمو سعيد لج و لجبازي كرد و تحت هيچ‌شرايطي باهاش راه نيومد.

عسلي

وروجك شيطون بلا در حال تماشاي قليون كشي بابا جلال و عمو سعيد

زيباي مامان



موضوع مطلب :

جاي همه دوستان گلمان خالي بخصوص .٬.٬. كه بيش از هزار دفعه آنجا يادشان كرديم٬ خيلي خيلي خيلي خوش گذشت.

اسمشو نبر: سفر سه روزه به دوبي هديه من و آرش به بابا جلال


موضوع مطلب :
۱۳۸٦/٥/۳ :: ٩:٢٥ ‎ق.ظ

فقط چند  مانده به اسمشو نبر

كادوي بابا جلال

تقديم به بابا جلال (بهترين٬ ماه‌ترين٬ عزيزترين باباي دنيا)

روزت مبارك

نخود و مامان نخود

روزتون مبارك :)

 در ضمن پيشاپيش روز پدر را به همه پدرهاي عزيز تبريك ميگم .

بخصوص به پدر عزيزتر از جانم كه از صميم قلبم عاشقشون هستم و از خدا هميشه براشون طول عمر و سلامتي و شادي طلب مي‌نمايم.



موضوع مطلب :
۱۳۸٦/٥/٢ :: ۱٢:٢۸ ‎ب.ظ

دوسال پيش در چنين ماهي (مرداد ۱۳۸۴)

آرش ِ كچل ِ  زيبا به روايت تصوير

ديروز كه بعد از كار رفتم دنبال آرش٬ شنيدم خيلي از صبح بي‌تابي كرده و يكسره سراغ من را گرفته. توي راه خوابيد و ساعت ۸ شب يعني درست زماني كه داشتم آماده ميشدم كه با مامان اينا بريم ديدن كيميا كوچولو٬ بيدار شد. كمي شير خورد و بازي كرد. بعد من هم يواش يواش آماده شدم.

به هر زحمتي بود٬ راضي‌ش كردم كه برم و زود برگردم.

بعد كه در را بستم٬ شنيدم به بابا جلال گفت: چرا مامان آرزو همش ميره؟!!!!!!!!  دلم آتش گرفت براي دردونه‌ام.   مامان كارمند بودن خيلي سخته٬ خيلي سخت.

 

Happy Birthday

عمو سهيل جون تولدتون مبارك.

بهترين‌ها را براي شما در كنار عمه شراره جون و برديا كوچولو لپ‌لپي آرزومنديم.

روز و چند    مانده به اسمشو نبر



موضوع مطلب :
۱۳۸٦/٥/۱ :: ۸:۳۱ ‎ق.ظ

جيگر

خدا را صدهزار مرتبه شكر آرش تبش قطع شده و ديروز كه به دليل مشغله كاري مامان آرزو٬ براي اوّلين بار تنهائي با باباجلال رفت دكتر٬ خانم دكتر تشخيص عفونت خفيف گلو دادند و براش شربت سفيكسيم تجويز كردند.

انشاءالله كه زود زود زود زود خوب ميشي عزيز دلم

پ.ن. آرش چاقو Knife و چنگال Fork و قاشق Spoon را ياد گرفته. ماماني ثريا يك چاقو و قاشق غذاخوري و قاشق چايخوري كارتوني خيلي قشنگ براش سوغاتي آوردند كه من گذاشتم تو كشوي كارد و چنگال‌ها. ديروز تا كشو را باز كرد آنها را ديد و چاقو را برداشت و گفت: مامان آرزو؟!!! چرا نايفو اينجا گذاشتي؟!!!  بعد هم بلافاصله گفت: نايف خطرناكه حسن؟!!!!

روز  چند مانده به اسمشو نبر



موضوع مطلب :