Lilypie Kids Birthday tickers

 
درباره وبلاگ



آرشيو وبلاگ
نويسندگان
آمار وبلاگ
RSS Feed
Instagram
۱۳۸٧/۱/۳۱ :: ۱٠:٤۸ ‎ق.ظ

عسل مامان

آرش بلا در پارک مجاز

آرش عسل

آرش: مامان مامان این ماشینه فورویله. (تازگیها به همه ماشین‌های شاسی بلند میگه فور ویل)

من (درحالیکه در افکار خودم غرق بودم٬ بدون اینکه نگاه کنم): آفرین پسرم.

آرش: مامان؟!!  اینکه آفرین نداشت٬ ببین!!!!! الکی گفتم.

من: اینهم مچ‌گیری از نوع وروجکی

عشقم



موضوع مطلب : آرش / شیرین زبان / دبی
۱۳۸٧/۱/٢٩ :: ۱:٠۱ ‎ب.ظ

آرش در نالج ویلیج

آرش سر  ِ کار  ِ مامان آرزو

بلای مامان

اینهم از نمائی دیگر 

آرش بلا

آب بازی

آب بازی



موضوع مطلب :
۱۳۸٧/۱/٢۸ :: ۱٠:٥۸ ‎ق.ظ

دیروز که از سرکار برگشتم٬ وروجک را برداشتیم و جای شما خالی رفتیم بیرون. اینجا هوا عصرها عالیه و جون میده برای قدم زدن. کلی راه رفتیم و بعد از شام هم یک ساعتی وروجک توی محوطه بازی آنجا سرسره‌بازی کرد و آتش سوزاند.

عسل مامان

در ضمن قابل توجه بابا جلال  با هر چه دختر توی آنجا بود دوست شد و بازی کرد. خدا به دادمون برسه نه؟!!  از حالا هوای دخترها را داره و باهاشون حسابی گرم میگیره.

آرش و دوست جدیدش

شبها هم بدون استثنا کتاب First Number Book و کتاب تستی خرس بازیگوش را میخوانیم. تستها را از حفظ است ولی هرشب هم اصرار داره دوباره بخونیم بدون اینکه یک ذره خسته بشه.  

وروجک مامان

اعداد را تا سی یادگرفته و به انگلیسی و با یک لهجه خیلی بامزه میشمره. دیشب توی آسانسور آرش گفت: مامان ثریا میدونی! تهران Two بودیم ولی اینجا Eight ایم.

از روی کتاب Sesame Street A,B,C & 1,2,3 که از اتفاق این را هم هر شب میخوانیم کلی لغت جدید یاد گرفته مثل Dice٬Blanket و ...

پ.ن: خاله مرجان٬ ماهان جون٬ عمو مهدی تولد نیکان کوچولو مبارک. شادی٬ سلامتی٬ خوشبختی٬ موفقیت آرزوی مابرای شما عزیزان است.



موضوع مطلب :
۱۳۸٧/۱/٢٥ :: ۱۱:۱٦ ‎ق.ظ

جیگر مامان 

 مامانی جون تولدتون مبارک

دیشب ما برای خودمون یک جشن کوچولو گرفتیم. جای همه شما خالی. پیاده رفتیم سیتی سنترو پیاده هم برگشتیم٬ یک عالمه خندیدیم و یک شب به یادماندنی شد برای همه‌مون.

تولد مامانی

پنجاه و پنجمین سال تولد مامان ثریای عزیز مبارک

مامانی یک دنیا از شما ممنون هستیم که به خاطر ما خانه و زندگی‌تان را رها کردین و آمدین اینجا. انشاءالله که بتونیم جبران زحماتتون را بکنیم. یک دنیا دوستتان داریم و دریا دریا شادی و سلامتی و سلامتی و تندرستی و شادکامی و سلامتی برایتان آرزومندیم.

عشق مامان


موضوع مطلب :
۱۳۸٧/۱/٢٤ :: ۱٠:٥٠ ‎ق.ظ

وروجک زیبا

چهارشنبه شب وروجک و مامان ثریا و خاله جیگر آمدند و یکدنیا شادی با خودشون آوردند. اینبار دیگه هیچ خبری از حمیدِ قصّه ما نبود و خودِ آرش آمده بود مثل همیشه آقا و جیگر.

جیگر شاد ما

دیروز عصر خاله مرجان و عمو محمد و اوستا جون آمدند دنبالمان و با هم رفتیم Emirates Mall که خیلی خوش گذشت. آرش را بردم خانه بازی. یک دل سیر سرسره‌بازی کرد و کیف کرد.

آرش و اوستا جون

 مرسی خاله مرجان  مرسی عمومحمد  مرسی اوستا جون

آرش خان در کارترز



موضوع مطلب :
۱۳۸٧/۱/٢٠ :: ٤:٤۱ ‎ب.ظ
آرش عسلم
 هورا امروز عسلم میاد
سفرت بی‌خطر عزیزدلم


موضوع مطلب : آرش / دوری
۱۳۸٧/۱/۱۸ :: ٤:٢٥ ‎ب.ظ

آرش با موهای سیخ سیخ

سلام سلام صد تا سلام

آرش خان بلا

ورژن جدید آرش با موهای سیخ سیخی

عزیزدلم

من که عاشق این ورژن جدیدش شدم ولی خودش را توی آینه دید٬ زود موهاشو بهم ریخت و رفت حمام تا دوباره شد همان آرش ورژن قدیم.

آرش ورژن جدید

وروجک ما با اینکه تا حالا خیلی آقا بوده و تمام پروژه‌هاشو بسیار ساده به پایان رسانده٬ روی پروژه شماره یک پوشک گیری خیلی ضعیف عمل کرده بود. تا همین چند روز پیش موقع عملیات شماره یک  با اصرار پوشک میخواست و به هیچ عنوان بدون پوشک راضی نمیشد.

در ایام نوروز با قول اینکه یک پارکینگ طبقاتی ELC جایزه میگیره٬ و بعد از دو روز خودش اراده کرد و یکبار من را صدا کرد و پروژه را موفقیت‌آمیز به پایان رساند  و این هم پایان ماجرای پروژه‌های اولیه آرش خان که ۲۵۰ درهم برای ما آب خورد

پ.ن: من دوباره تنهائی برگشتم دوبی . وروجک قشنگم ایندفعه چهاربار بخوابه و بیدار بشه٬ میاد پیشم و من را از چشم انتظاری در میاره.  مرسی مامانی ثریا - مرسی خاله جیگر که عسل من را با خودتون میارین اینجا.



موضوع مطلب : آرش / دوری
۱۳۸٧/۱/٧ :: ۱:۱۳ ‎ق.ظ

حلول سال ۱۳۸۷ بر تک تک شما عزیزان مبارک باد.

سفره هفت سین

دنیا را برایتان شاد شاد و شادی را برایتان دنیا دنیا آرزومندم. از صمیم قلبم از خدا میخوام که این سال٬ سال سلامتی برای تک تک عزیزانم باشه.  الهی آمین.   

آرش

وروجک خوش اخلاق ما - روز اوّل فروردین سال ۱۳۸۷ 

اینهم دالتونهای شیطون ما - منزل مامانی ثریا- در حال آتش سوزاندن

دالتونها

آرش و پارسا این روزها خیلی به هم نزدیک شدند و پویای طفلکی را زیاد بازی نمیگیرند. آرش خیلی از پارسا نمونه برداری میکنه و گاهی احساس میکنم کاملاً مثل پارسا حرف میزنه٬ رفتار میکنه٬ لوس میشه و ....

آرش و پارسا

 نوروزتان پیروز  هر روزتان نوروز

آرش

و امّا ماجرای غیبت صغری من: بلافاصله بعد از تولد وبلاگی آرش٬ من و باباجلال رفتیم دبی. هشت روز بعد که از دبی برگشتیم٬ آرش گل ما تبدیل شده بود به یک پسر لجباز٬ گریان٬ هراسان٬ افسرده!!!! و گاهی اوقات بسیار بسیار عصبی که حمید نامیده شد. برای یک لحظه هم حاضر نبود من از جلوی چشمش دور بشم. این حالات یک هفته ادامه داشت. البته سرما هم خورده بود و آبریزش بینی شدید داشت و این هم مزید بر علت شده بود.

خدا را صدهزار مرتبه شکر که من آن چند روز تعطیل بودم و تمام وقت در کنارش ماندم و او روز به روز بیشتر از قالب حمیدش دور شد و به قالب آرش برگشت.

بمیرم برات عزیزدلم که اینبار از تمام دفعات قبل خیلی خیلی بیشتر اذیت شدی.  من و بابائی را ببخش وروجک قشنگمون. خودت میدونی که همه این کارها فقط و فقط برای آینده توست.   

الان که این پست را مینویسم حمید بد خانه ما دیگه رفته و فقط گاه گداری یادی ازش میکنیم! ....

ایام نوروز هم تا امروز به دید و بازدید گذشته و بسیار هم خوش گذشته است. بعد از تعطیلات نوروز هم ما راهی دبی میشویم تا زندگی جدیدمون را در سرزمین جدیدی شروع کنیم. ازتون میخوام که برامون دعا کنین.

پ.ن.۱: خاله مرجان- ماهان جونم و نی نی خان یک دنیا از هدیه های بسیار بسیار زیبائی که برای تولد آرش فرستادین متشکرم.

پ.ن.۲: خانم دکتر گل ثمین جان از شما هم یکدنیا ممنون که به یاد وروجکم بودی. از هدیه بسیار زیبایت هم سپاسگزارم.

پ.ن.۳: این هم زیباترین عکس خدا ....

 

مرسی رادین جونم که ما را به بازی دعوت کردی. عزیزم دلم برات تنگ شده.



موضوع مطلب : آرش / دالتونها / نوروز / دوری