Lilypie Kids Birthday tickers

وروجک مامان آرش
 
درباره وبلاگ



آرشيو وبلاگ
نويسندگان
آمار وبلاگ
RSS Feed
۱۳۸٧/۱۱/٢٦ :: ٧:٢٧ ‎ب.ظ

ولنتاین مبارک

به مناسبت ولنتاین در مهد آرش روز آخر (چهارشنبه) جشن داشتند و روی صورت تک تک نی نی ها  دو تا قلب کشیده بودند هرکی از آرش می پرسید این چیه؟ میگفت: I Love You  یک کاردستی خوشگل پر از قلب هم برای مامان و بابا درست کرده بود که توش بسیار زیبا با خط کج و کوله نوشته بود I Love You  نمیتونم احساسم را لحظه ای که نوشته دوست دارم  ِ خوشگل و کج و کوله ِ  شیطونکم را دیدم بگم بغل

اسباب کشی هم بالاخره تمام شد و این چند روزه حسابی گرفتار جابجائی و تمیزکاری و کار و ... بودیم. با اینکه هنوز درست و حسابی جا نیفتادیم و خانه جدید بسیار بسیار کوچولو است ولی خیلی احساس رضایت میکنیم.  الان دیگه صبحها درست 12 دقیقه در راه هستیم

پ.ن.1: آرش بسیار در انگلیسی صحبت کردن پیشرفت کرده.

پ.ن.2: دیشب دو ساعتی درگیر خروسک وروجک بودیم.

پ.ن.3: مادر بزرگم شکر خدا خیلی خیلی بهتر هستند.



موضوع مطلب :
۱۳۸٧/۱۱/٢٠ :: ۸:٢٠ ‎ب.ظ

47 ماهگیت مبارک عزیزدلم.  ماچ فقط ک ماه دیگه تا تولد عسلکم مانده خیال باطل

دو سال پیش در چنین روزی ماچ



موضوع مطلب : آرش / تولد

شرح ماجرا: 3 روز پیش وقتی دم مهد میخواستم آرش را آماده کنم، متوجه شدم که کفشهاشو تو خانه جا گذاشتم. آرش را پابرهنه تحویل میس جنت دادم و رفتم Emirates Mall یک جفت کفش کتونی از OshKosh براش گرفتم و برگشتم.

2 روز پیش ساک لباسهاشو آماده کردم و دو بار هم کنترل کردم که همه چی باشه. بعد راه افتادیم و بعد از دو ساعت که رسیدیم دم مهد، متوجه شدیم که کلاً ساک لباسها منزل جا مانده!!!!!!!!!  حالا میتونین قیافه من را تصور کنین!

نتیجه این شد که با وروجک دوتائی رفتیم Emirates Mall و اینبار رفتیم سراغ Carters و بلوز، شلوار، جوراب و یک کفش کتانی دیگه خریدیم و برگشتیم و اینبار هم وروجک به کلاس درسش نرسید.

اینجا بود که دیگه یقین حاصل شد اینجانب مامان آرزو در سن 33 سالگی دچار آلزایمر حاد شده ام.

پ.ن.1: فرشته مهربون امروز کل دی وی دی های آرش را به دلیل گریه نکردن در مهد برگرداند.

پ.ن.2: وروجک یک دی وی دی جدید Winnie the Pooh امروز به همان دلیل بالا جایزه گرفت.

پ.ن.3: مادربزرگ عزیزم سه روز پیش یک سکته خفیف مغزی کردند

 خدای بزرگ بهت التماس میکنم سلامتیشون را بهشون برگردانی

پ.ن.4: خاله آزاده زیارتت قبول باشه. محتاجیم به دعا.

بدون شرح ساکت



موضوع مطلب : آرش / مهدکودک / دبی / بیماری
۱۳۸٧/۱۱/۱۳ :: ۱٢:٢٢ ‎ب.ظ

(جمعه 11 بهمن ماه)

خاله آزاده جونم تولدت مبارک  بهترینها را برایت آرزومندیم.

شنبه (12 بهمن ماه)

بردیای شیطونک و عمه ها و مامان بزرگ بردیا صبح رفتند و جاشون حسابی خالی است. یکی دو روز آخر رفتیم و کلی گشتیم.ماچ

وافی

وافی

لامسی پلازا

Emirates Mall

مدینة الجمیرا 

مدینة الجمیرا

آکواریوم هتل آتلانتیس

هتل آتلانتیس

شنبه (12 بهمن ماه)

عصری از دانشگاه با ماها رفتیم صحاری سنتر. اول شام خوردیم و در یک اقدام غیرمنتظره برای دومین بار (دفعه اول فیلم دایره زنگی را رفتیم و آرش نصف بیشتر فیلم را نگذاشت من ببینم) با آرش رفتیم سینما. فیلم My Mom's new Boy Friend یک کمدی رمانتیک خیلی بامزه بود که کلی لذت بردیم. آرش اینبار خیلی آقا بود و موفق شدیم فیلم را کامل تماشا کنیم. چشمک

یکشنبه (13 بهمن ماه)

صبح سه ساعتی توی ترافیک بودیم!!!!!  (فقط ده روز دیگه مجبور به تحمل این وضعیت هستیم! بعد از آن اسباب کشی به دبی و خلاص!!!)

وروجک به کلاسش که نرسید. از وسطهای راه بیدارش کردم و با خنده و شوخی و بازی آماده اش کردم و بردمش مهد. خندان رفت. به محض اینکه خواستم بیام بیرون شروع به گریه کرد و ...



موضوع مطلب : دبی / تولد / مهدکودک / مهمان
۱۳۸٧/۱۱/۱٠ :: ٢:٥٩ ‎ق.ظ

سلام سلام صد تا سلام ماچ

بعد از زدن دو تا آمپول و خوردن کلی قرص و شربت و دو سه روز مرخصی استعلاجی دیگه صدام الان باز شده و حالم کلی بهتره شکر خدا. خیال باطل وروجک هم که با وجود بردیای شیطون دیگه مهد بند نمیشد!!! قهربعد از یک روز کامل گریه کردن در مهدکودک از Ms. Jannette مرخصی گرفت و تا رفتن بردیا اینا در ایام مرخصی به سر میبرد! البته فرشته مهربون دو تا از DVDهای مورد علاقه آرش را برده شیطانو درصورت گریه نکردنش دوباره پسشون میاره! چشمک

خدا به داد من و Ms. Jannette برسه روز یکشنبه کلافه

ماجراهای آرش و بردیا کماکان ادامه داره و آرش نهایت لذت را از حضورش می برد و حسابی با هم مشغول شیطنت هستند.  بغل

آرش و بردیا در قنات القصبا

آرش و بردیا در فستیوال سنتر

جای همگی خالی ماچ

پ.ن.1: آرش: عمه میدونی Emirate Mall دو تا Food Court داره؟ Food Court شرقی و برقی ابله

پ.ن.2:

بدون شرح



موضوع مطلب : آرش / دبی / مهمان / مهدکودک
۱۳۸٧/۱۱/٧ :: ٢:۱۳ ‎ق.ظ

و امّـــــــــا موضوع قهرمانی

پنجشنبه در مهدکودک Sport Day بود. انواع مسابقات مختلف بین بچه ها برگزار شد و آرش در مسابقه حمل تخم مرغ با قاشق موفق به کسب مقام قهرمانی زبان و کسب مدال گردید. چشمک

قهرمان دوستت داریم بغل



موضوع مطلب : آرش / دبی / مهدکودک
۱۳۸٧/۱۱/٥ :: ٧:٤٤ ‎ب.ظ

سلام سلام صد تا سلام

مهمانان عزیز ما عبارتند از: عمه شیرین، عمه شراره، بردیا کوچولوی خوشگل و مامان مهشید بردیا جون. خیلی خیلی خوش آمدین. دست گلتون درد نکنه بابت هدیه های قشنگی که برامون آوردین.

گزارش تصویری سه روز اول:

شب اول

روز دوم در Dubai Mall

روز دوم در Dubai Mall در Hamleys

روز دوم Dubai Mall در خانه باربی Hamleys

روز دوم در Dubai Mall در Hamleys

روز دوم در Dubai Mall در OshKosh

روز دوم در Dubai Mall در MotherCare

روز سوم در پارک Al-Mamzar

روز سوم در ساحل Al-Mamzar 

روز سوم در پارک Al-Mamzar

پ.ن.1: آرش حسابی خوشحاله و مشغول بازی کردن با بردیاست و تا آنجائی که میشود سعی میکند، هوای بردیا را داشته باشد و در مواقع جنگ و اختلاف نظر به نفع بردیای شیطون خودش را کنار می کشد.

پ.ن.2: هوا به شدت سرد شده. 

پ.ن.3: من به شدت بیمار هستم و الان کمی تا اندکی صدام را از دست دادم و   تبدیل شدم به مامان آرزوی خوش صدا زبان

چون این پست خیلی طولانی شد، موضوع قهرمانی بماند برای پست بعد.

آرش قهرمان



موضوع مطلب : آرش / مهمان / دبی
۱۳۸٧/۱۱/٢ :: ٢:٥٧ ‎ب.ظ

آرش

اگه گفتین امشب اینجا چه خبره؟!!!!

هـــورا. ما دوباره مهمان دار میـشیم بغل و آرش با دوستش چه کیفی میکنه چشمک



موضوع مطلب : آرش / مهمان
۱۳۸٧/۱۱/۱ :: ٢:۱٧ ‎ب.ظ

آوای یکساله

ماچ آوا کوچولوی قشنگ تولدت مبارک ماچ



موضوع مطلب : آرش / تولد