Lilypie Kids Birthday tickers

وروجک مامان آرش
 
درباره وبلاگ



آرشيو وبلاگ
نويسندگان
آمار وبلاگ
RSS Feed
نویسنده: آرزو حقیقت پناه - ۱۳۸٩/۱/٢٧

روزهای آخر خال خالی بودن را داریم میگذرانیم. شانسی که آوردیم آبله مرغان آرش دقیقاً مصادف شد با تعطیلات بهاری مدرسه و فقط یک روز مدرسه را از دست دادیم. از یکشنبه دوباره کار از نو، روزی از نو است.

پ.ن.1: قطار آبله مرغان در تهران هنوز در حال حرکت است و آخرین مسافرینش خاله آزاده و عاطفه (دخترعموم) هستند که خیلی هم شدید گرفتار شدند.

پ.ن.2: مامانی ثریای عزیز تولدتون مبارک.هورا خیلی خیلی خیلی خیلی دوستتون داریم. بهترین ِ بهترینها را براتون آرزومندیم و برای آمدن بابابو و شما به اینجا من و آرش از الان داریم روزشماری میکنیم. ماچ




نویسنده: آرزو حقیقت پناه - ۱۳۸٩/۱/٢۳

بالاخره شکر خدا بحران آبله مرغان را پشت سر گذاشتیم و به دوران خال خالهای قهوه ای نزدیک شدیم. روزهای بسیار بسیار سختی بود. شبها  هم یکسره آرش کابوس میدید و با گریه بیدار میشد. بعد از بیدار شدن هم گلوش کامل کیپ میشد و یک ساعتی گریه میکرد که نمیتونم آب دهانم را قورت بدم. از حمام رفتن و لوسیون زدن بعد از آن هم چیزی نمیگم که خودش یک جریان مفصل است. از دستشویی رفتن هم همینطور.

پ.ن.1: پارسا و نوشین هم همزمان توی تهران گرفتار آبله مرغان شدند. کلافه

پ.ن.2: آرش عکس انداختن را ممنوع کرده. با مصیبت و روشهای مخصوص به خودم راضی شد این یکی را ازش بگیرم. پس تا ناپدید شدن خال خالها آرش خان خودش را ممنوع التصویـــــر اعلام کرد.




نویسنده: آرزو حقیقت پناه - ۱۳۸٩/۱/۱٩

و امّـــــــــا بالاخره آبله مرغان یقه پسرک ما را گرفت. دل شکسته

مدرسه نرفتیم و راهی دکتر شدیم. طبق نظر دکتر تا چهارشنبه باید شیطونکم قرنطینه باشه و از پنجشنبه آینده دیگه آزاد باش است.

ناحیه گردنش افتضاح است. حتی توی دهان و چشم و گوشش هم جوش زده. کلافه هر بار که میخوام ببرمش دوش بگیره و بعد لوسیون بزنم، یک پروژه اساسی گریه و زاری داریم. خدا خودش به خیر بگذرونه این یکی دو هفته را. آخ

این عکسها آخرین عکسهای آرش بدون دون دون است. تا یکی دو هفته دیگه همه عکسها دون دونی خواهد بود. منتظر

این هم نظر خانم معلم آرش خان در کارنامه ترم دوّم:

Arash is a conscientious student whose consistent work habits enable him to produce work of a high standard. He is a highly motivated and conscientious student who has made excellent progress this term in all subjects. Arash participates confidently in oral activities. He is a hard working and responsible student who takes pride in everything he does. and is capable of a high standard of work. Arash is a good student who concentrates well during all class activities. Arash is eager to contribute and participate in all activities. He is a lively class member who mixes well with the other children. Arash is a sociable and friendly pupil who is always willing to help out.

90% موارد کارنامه Excellent بود تنها چیزی که Good بود جمع اعداد بود.




نویسنده: آرزو حقیقت پناه - ۱۳۸٩/۱/۱٦

در ابتدای سال 1389 توفیق اجباری شامل حال مامان آرزو شد و بعد از بیشتز از سیزده سال کار مداوم و پیوسته به مقام خانه داری نائل گردید. متفکر

الان من و وروجک هر دو داریم نهایت استفاده را از این روزهای عزیز میکنیم تا دوباره قسمت بشه و برم سر یک کار جدید و مناسب انشاءالله. خیال باطل

یکشنبه که مدرسه آرش تعطیل بود من و آرش، دوتائی رفتیم پیش اوستا جون و خاله مرجان. شیطونکها شنا کردند، کارتون دیدند، نقاشی کشیدند، بازی کردند البته اصلاً هم مشاجره نکردند دروغگو بعد هم چون باباجلال بدجوری سرماخورده بود و گلودرد داشت، رفتیم دانشگاه دنبالش و همگی با هم برگشتیم خانه. ماچ




نویسنده: آرزو حقیقت پناه - ۱۳۸٩/۱/۱٤

بالاخره تعطیلات نوروزی امسال هم با سرعت برق و باد تمام شد. سیزده را ما در محل کار باباجلال در کردیم. متفکر

شیطونکم سه روز رفت مدرسه و دوباره تعطیل شد تا دوشنبه چون یکشنبه هم به مناسبت Easter تعطیل هستند.  تازه هفته بعدش  را هم یک هفته کامل تعطیل است.

تعطیلات نوروز امسال و سفر ما به تهران باعث شد که آرش هم کنسرت مدرسه را از دست بده، هم برای کلاسهای فوق برنامه، کلاس شنا را از دست بده. 

این سری فقط نقاشی و تکواندو تونستیم ثبت نامش کنیم. امروز شنبه هم اوّلین جلسه کلاسشون است.

پ.ن.1: عمه شراره جون تولدت مبارک. ماچ بهترین بهترینها را برایت آرزومندیم. هورا

پ.ن.2: داستان آقای Cool از زبان آرش: 




نویسنده: آرزو حقیقت پناه - ۱۳۸٩/۱/۱٠

بالاخره بعد از دوازده روز ما برگشتیم سر خانه و زندگیمون. دوازده روزی که مثل برق و باد گذشت و خاطرات خوشی برامون باقی گذاشت. بغل آرش حسابی با همبازیهاش شیطنت کرد. عینک

تو این سفر علاوه بر خاله مهرک، خاله نیلوفر، عمو جواد و نازنین هاشون را هم یک کوچولو دیدیم. نازنین شماره یک که خواب خواب بود. نازنین شماره دو هم بسیار بسیار خوش خنده و دلبر است و با این که از خواب بیدارش کرده بودیم خیلی خیلی خوش اخلاق بود. در مجموع نازنین فاطمه جون و نازنین زینب جون کپی هم و کپی مامانشون هستند. ماچ مرسی خاله نیلوفر بابت هدایای قشنگتون. ماچ

در آخرین شب سفر آقای دالتون شماره دو، آقا پویا دون دونی شد و بعید نیست که بقیه دالتونهای ما هم یکی یکی دون دونی بشن!! خدا نکنه. استرس

آرش و کیمیای بلا در غیاب دالتونهای شیطون از خود راضی

 

پ.ن: با سایت های آپلود عکس تو ایران حسابی مشکل داشتم. آخر هم تو Persiangig آپلود کردم و از آنجا تو وبلاگ گذاشتم که ظاهراً خیلی کند بود. الان همه را عوض کردم.




نویسنده: آرزو حقیقت پناه - ۱۳۸٩/۱/٧

سلامی گرم از شهر سرد و بارانی من

هفته اول تعطیلات سال نو با سرعت نور سپری شد. این چند روز ما حسابی درگیر دید و بازدید اقوام و دوستان بودیم.

دالتونهای بلا قبل از رفتن به منزل عمه اعظم

دالتونها و کیمیا شیطونک زیبا منزل عمه اعظم

آرش و بابابو قبل از رفتن منزل بابابزرگ پارسا و پویا

دالتونهای شیطون منزل مامان بزرگ پارساو پویا

آوای زیبا منزل خاله نازی

آرش حسابی با پسرخاله هاش و پسرعمه و دخترعمه اش بازی، رفاقت،جنگ و جدال میکنه و از لحظه لحظه سفر داره لذت میبره.

و امّــــا این لاک پشتهای نینجا هدیه خاله مهرک به آرش بود که آنقدر از داشتنشون لذت برده که لحظه ای ازشون جدا نمیشه. دست گلت درد نکنه خاله مهرک جون.




نویسنده: آرزو حقیقت پناه - ۱۳۸٩/۱/۱

سلامی گرم و بهاری از سرزمین نسبتاً سرد مادری به تمامی دوستان گلم

سال نو مبارک. قلب

دریا دریا شادی و سلامتی و خوشبختی برای تک تک شما عزیزان آرزومندم.

5شنبه ساعت 8 شب پرواز داشتیم. آرش را از مدرسه که برداشتیم، تند تند رفتیم خانه حاضر شدیم، چمدانها را بستیم و رفتیم به سمت فرودگاه.

پرواز یک ساعت و نیم تاخیر داشت و به جای 8 شب 9:30 پرید. آرش دوستش هیراد را هم آنجا پیدا کرده بود و تمام یک ساعت و نیم را دو تائی شیطنت کردند.توی هواپیما هم برخلاف همیشه که میخوابید و اذیتی نمیکرد. تا نزدیک تهران بیدار بود و مشغول اذیت و آزار. نزدیک تهران خوابید و توی فرودگاه حسابی بداخلاق بیدار شد. پارسا و پویا هم نتوانستند سرحالش بیارند.

 توی راه خانه مامان ثریا هم هر سه بیهوش شدند. ماچ

دالتونهای بلا

نامه پارسا به آرش به مناسبت تولدش

نوروز 89 منزل مامان بزرگ

آرش، بردیای شیطون و آوای نازنازی