Lilypie Kids Birthday tickers

 
درباره وبلاگ



آرشيو وبلاگ
نويسندگان
آمار وبلاگ
RSS Feed
Instagram
۱۳۸٩/۱٠/٢٩ :: ۱۱:۳۱ ‎ب.ظ

عمو محمد درست یک هفته از باباجلال کوچکتر است بنابراین دیروز سه شنبه تولدش بود که با هم یک جشن کوچولو گرفتیم.

عمومحمد عزیز تولدتون مبارک. بهترینِ بهترینها را براتون آرزومندیم. هورا

پ.ن.1: عمومحمد عاشق Starbucks Cafe است و تو این چند روز هر وقت گم میشد، درست مثل بچه ها نیشخند سر از استارباکس درآورده بود ابله

پ.ن.2: از فردا سری اول امتحانات ترم دوم شروع میشه.

پ.ن.3: انشاء هفته



موضوع مطلب : آرش / دبی / تولد / مهمان
۱۳۸٩/۱٠/٢٦ :: ۸:٤۸ ‎ب.ظ

خدا را صد هزار مرتبه شکر، گوش شیطون کر، شیطونکم دو سه روزیست که دیگه سرفه هاش خیلی خیلی کم شده و اشتهاش هم برگشته. مژه

یخش با عمومحمد و خاله مرسده یواش یواش دیگه باز شده چشمک به طوریکه با اصرار دیروز آنها را هم راهی کلاس شناش کرده نیشخند



موضوع مطلب : آرش / دبی / مهمان / بیماری

سرفه های آقای آرش خان هنوز به طرز وحشتناکی ادامه داره و بخصوص شبها خیلی طفلکم را اذیت میکنه.

یکی دو روز بود که آرش میگفت دندون شیری فک پائینش درد داره. از دیروز متوجه شدیم که لق شده و امروز خودش خیلی راحت درش آورد و به این ترتیب حدود دو ماه مانده به شش سالگی اولین دندان شیریش را از دست داد قلب حالا دندونش را گذاشته زیر بالش و منتظر Tooth Fairy است تا براش هدیه بیاره. چشمک

آرش بی دندان چشمک

امروز عصر آرش کلاس پیانو داشت که با عمو محمد و خاله مرسده رفتیم. به خاطر مریض احوالیش و گرفتاری شدید من، این هفته زیاد تمرین نکرده بود و خانم معلمش تاکید کرد که باید بیشتر تمرین کنه چون قرار است آرش تو کنسرتی که میس بت برگزار میکنه یک آهنگ به انتخاب خود میس بت بزنه. مژه

بعد از کلاس رفتیم مرکاتو. آنجا با عمومحمدِ اوستا جون قرار داشتیم.

آرش و عمو محمدها چشمک

جای اوستا جون خیلی خالی بود تا با وروجک ما حسابی وروجک بازی در بیارن. قلب دو سه ساعتی گپ زدیم، شام خوردیم و بعد برگشتیم خانه. آرش همانجا از خستگی بیهوش شد و خوابید. خیلی هم این روزها بی اشتهاست. امروز نه ناهار خورده و نه شام. خدا خودش به خیر کنه. ناراحت

در ضمن امروز بلاخره مدال Student of the Week را از معلمش گرفت.

و امّا نکته آخر اینکه از یکشنبه این هفته کلاس شنا نیمه خصوصی آرش شروع شد و این بار با یک پسر بچه استرالیائی خیلی شیطون همسن و سال خودش هم گروه است که خیلی از جلسه اولش راضی بودیم. خوبیش اینه که هر دو تقریباً توی یک سطح هستند.

کلاسهای این دوره تو Emirates Gulf Club برگزار میشه که علاوه بر اینکه خیلی سرسبز و زیباست، آبش هم گرمه و اصلاً شیطونکم اذیت نشد.



موضوع مطلب : آرش / دبی / مهمان / مناسبتها
۱۳۸٩/۱٠/٢۱ :: ۱٠:٤٤ ‎ب.ظ

عزیزتر از جانم

می‌خواستم زیباترین کلام را برایت بنویسم

اما پنداشتم ساده نوشتن همچون ساده زیستن زیباست

دوستت دارم ، تولدت مبارک. قلب 

تولد ۴٢ سالگی آقای همسر را در کنار مهمانان گلمون عمو محمد (دوست چندین و چند ساله ی باباجلال) و خاله مرسده عزیز چشن گرفتیم. این درست پانزدهمین جشن تولدی است که در کنار هم هستیم و از صمیم قلب بهترین ِ بهترینها را برای بهترین همسر و پدر دنیا آرزومندم. ماچ

هدیه من و آرش و مامانی اینا به باباجلال یک عطر Chanel Allure 150ml و هدیه عمو محمداینا هم یک ست کامل Gucci بود. مژه



موضوع مطلب : آرش / مهمان / تولد / دبی
۱۳۸٩/۱٠/۱٩ :: ٩:۱۸ ‎ب.ظ

تب خفیف آرش قطع شده ولی سرفه های وحشتناک گاه و بیگاهش هنوز ادامه دارد...

زندگی طبق روال عادی در گذر است. تقریباً از چهارشنبه پیش دیگه خواب آرش تنظیم شد و صبح زود راحت از خواب بیدار شد.

جمعه با دو تا از دوستان رفتیم دبی مال. کادوهای تولد باباجلال را در حضور خودش خریدیم نیشخند 

سه شنبه 21 دی ماه تولد بابا جلال است و ما مهمان دار خواهیم شد. هورا

یکی از سرگرمی های این روزهای آرش، به قول خودش Hide and Seek در فروشگاه هاست.

یکی دیگه از سرگرمی هاش نقاشی کشیدن است و به محض اینکه یک کاغذ کوچولو به دستش برسه جاش دیگه فرقی نمیکنه مشغول نقاشی میشه حتی توی ویترین مغازه ها!!! زبان

جمعه بعد از ناهار و خرید رفتیم سینما. فیلم سفرهای گالیور. زیاد جالب نبود.

شنبه صبح تا ظهر رفتم سرکار و آرش هم با باباجلال رفت شرکت. من ظهر رفتم دنبالش و با هم رفتیم کلاس نقاشی.

اولین اثر هنری سال 2011

آخرین اثر هنری سال 2010



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی
۱۳۸٩/۱٠/۱٧ :: ۱٢:٥٠ ‎ب.ظ

وروحکم دوباره تب دار شده ناراحت



موضوع مطلب : آرش / دبی
۱۳۸٩/۱٠/۱٢ :: ۱۱:۳۳ ‎ب.ظ

امروز صبح اولین روز ترم دوم مدرسه بود و شیطونکم غرق خواب. با اینکه دیشب قبل از 8 خوابیده بود، خیلی سخت بیدار شد و ظاهراً تو مدرسه هم همش خواب آلود بوده و صد البته امروز جزء معدود روزهایی که سر کلاس آرش ساکت بوده و شیطنت نکرده نیشخند

کارنامه ترم اول را هم گرفتیم و آقای آرش خان با معدل 98،  Outstanding شده. نمیتونم احساسم را بگم وقتی کارنامه را گرفتم و دیدم بدون کمک من خودش تنهایی این همه نمره های درخشان گرفته.ماچ

English  - 96

  • Language = 100
  • Oral Phonics = 100
  • Phonics = 100
  • Prepared Reading = 93
  • Reading = 98
  • Spelling = 100
  • Handwriting = 83

French - 99

  • Comprehension = 100
  • Grammer = 98
  • Reading = 98
  • Vocabulary  = 98

Mathematics - 99

  • Arithmetic = 100
  • Mental Arithmetic = 95

Arabic 2 - 100

Islamic Studies 2 - 100

تو مدرسه شویفت از 95 به بالا Outstanding  و از 90 تا 95 Excellent میگیرند.

یکی یکدونه، عزیز دردونه عاشقتم. ماچ

عکس هنری آرش مریخی با دوربین دیزنی جدیدش قلب

حالا به نظر شما مامان آرزو عکاس بهتریه یا آرش وروجکش؟!! متفکر



موضوع مطلب : آرش / دبی / مدرسه
۱۳۸٩/۱٠/۱۱ :: ۱:٤٠ ‎ق.ظ

تب و تنگی نفس آرش شکر خدا از دوشنبه کامل قطع شد ولی هنوز گاه و بیگاه سرفه میکنه و خیلی خواب آلود است.

سه شنبه شب بالاخره موفق شدیم خاله شهزاد جون اینا را ببینیم و طبق معمولِ همیشه حسابی هم ما و هم آرش را شرمنده کردند!!!!!!!!!!

آرش و شارین عسلی قلب

دست گلت درد نکنه خاله شهزاد جون. انشاءالله به آرزوی قلبت برسی. ماچ

5شنبه شب از طرف شرکت جشن پایان سال میلادی در رستوران آبشار دعوت بودیم که آرش و مامانی اینا را فرستادیم سیتی سنتر و من و باباجلال راهی جشن شدیم. برنامه جالبی بود و همه کارمندان شرکت حضور داشتند و جای همگی خالی خوش گذشت.

دو هفته به سرعت برق و باد گذشت و فردا مامانی ثریا و عمه اعظم و خاله آزاده را میبریم فرودگاه. دل شکسته هنوز نرفته، دلمون براشون تنگ شده و خیلی دلگیر هستیم و جاشون حسابی پیش ما خالی خواهد بود. بغل

پ.ن:

آرش با پولهای قلکش یک دوربین دیجیتال دیزنی خرید و بیست و چهارساعت بدتر از من دوربین به دست و مشغول عکس گرفتن از همه جاست! زبان



موضوع مطلب : آرش / دبی / مهمان / بیماری
۱۳۸٩/۱٠/٦ :: ۱:٥۱ ‎ق.ظ

شیطونکم هنوز تب دار است و سرفه هاش هم خیلی شدید دل شکسته 

مامان اینا شکر خدا بهترند. منتظریم آرش کمی بهتر بشه بریم دیدن خاله شهزاد گل و شارین خانم خوشگل که هنوز موفق نشدیم از موقعی که آمدند ببینیمشون.

سانتا برای آرش یک سری لوازم Power Rangers آورد و یک عروسک Red Ranger که خیلی مورد استقبال آقای آرش خان قرار گرفت و همان روز اول تو امارات مال گم شد. متفکر



موضوع مطلب : آرش / دبی / بیماری
۱۳۸٩/۱٠/۳ :: ۱۱:٠٧ ‎ب.ظ

خروسک وحشتناک آرش از نیمه شب دیشب شروع شد. آنقدر گلودرد داشت و ترسیده بود که بی وقفه گریه میکرد و خروسکش هم بیشتر و بییشتر میشد. سعی کردیم با بُخور نفسش را آروم کنیم ولی اینبار اصلاً نمیشد. بهش استامینوفن دادیم به محض اینکه خورد بالا آورد. سبک که شد، خوابش برد.

صبح 10 بردیمش بیمارستان ایرانیان. معلوم شد عفونت گلو داره و دکتر براش آنتی بیوتیک سفیکسیم و شربت سالبوتامول داد.

برگشتیم خانه. سوپ خورد تا بعدازظهر کمی بهتر شد. با مامان اینا رفتیم ایکیا. آرش قرار بود بمونه پیش باباجلال که لحظه آخر پشیمان شد و با ما راهی شد.

قربون اون چشمهای مریض و بیحال و لبخند قشنگت بشم من قلب انشاءالله زودی خوب شی عزیزدلم. ماچ

امشب شیطونکم منتظر سانتا و هدیه اش است. ماچ

هر وقت گلوش درد میگرفت تندی میرفت میچسبید به بُخور تا شاید بهتر بشه



موضوع مطلب : آرش / دبی / بیماری