Lilypie Kids Birthday tickers

 
درباره وبلاگ



آرشيو وبلاگ
نويسندگان
آمار وبلاگ
RSS Feed
Instagram

آرش فارغ التحصیل

برد کلاس KG2-F

و

و

There used to be so many of my fingerprints to see on furniture and walls and things from sticky grubby me but If you stop and think a while you'll see I'm growing fast.

Those little handprints disappear, you can't bring back what's passed so here's a small reminder to keep not wipe away of little hands and how they looked to make you smile some day. 



موضوع مطلب : آرش / دبی / مدرسه
۱۳۸٩/۳/۳٠ :: ۱:٤٥ ‎ق.ظ

از اول هفته گذشته روزشماری کرده بودیم تا تعطیلات تابستانی آغاز بشه. آخر سر متوجه شدیم که روز آخر مدرسه دوشنبه این هفته است و این یعنی فقط دو روز دیگه باقیمانده است. شیطونکم دوشنبه از پیش دبستانی فارغ التحصیل میشه.

چهارشنبه هفته گذشته تولد امیررضا جون توی وافی دعوت بودیم. آرش را که از مدرسه برداشتم با هم رفتیم وافی. آرش بعد از مدتها دوستان عزیزش را دید و یک شیطنت حسابی کرد و بهش خیلی خوش گذشت. مرسی خاله نازی جون.

و

و

بعد برگشتیم خانه. آرش توی راه خوابید ساعت 8 خوش اخلاق بیدار شد. رفتیم ابن بطوطه. خاله شهزاد اینا را دیدیم و اینبار شارین خانم خوشگل و ناز را با خودشون نیاورده بودند. با هم بودیم تا نزدیک 11. باز هم حسابی من و آرش را خجالت دادند. دست گلتون درد نکنه خاله شهزاد مهربون، انشاءالله بتونیم جبران کنیم. بعد که رسیدیم خانه آرش خان با اصرار سریالش را هم دید و بعد خوابید.

5شنبه مدرسه و شنا را داشتیم و پیانو را کنسل کردیم. به جاش با خاله شهزاد اینا رفتیم دبی مال سینما. اینبار فیلم Karate Kid را دیدیم، کمدی و بزن بزن قشنگی بود. آرش بیشتر فیلم را خواب بود. جاهایی هم که بیدار بود، پسرک شجاع من با چشمهای بسته روی پای من و بابائی میخوابید تا نتیجه بزن بزن معلوم بشه و دوست نداشت تا بازیگر محبوبش ضربه بخوره.

آرش خان بر دوش باباجلال در حال تماشای فوتبال

و امّـــــــــــا کار نقاشی دو هفته گذشته آرش خان به شرح زیر است:

و



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی / مهمان

گزارش تصویری یک روز خیلی قشنگ و پر خاطره با پایان غم انگیز

و



موضوع مطلب : آرش / دبی / مهمان
۱۳۸٩/۳/٢٤ :: ٦:۱٢ ‎ب.ظ

تب فوتبال همه جا را گرفته و ما هم بی نصیب نیستیم. متاسفانه بیشتر کانالها اینجا بسته است و ما نمیتونیم فوتبالهای جام جهانی را به صورت زنده دنبال کنیم. آرش طرفدار پروپاقرص برزیل است. 

این روزها حسابی به کشورها و پرچم هاشون علاقه مند شده و دائم درحال کشیدن و تشخیص پرچمها هستیم. یک کتاب کامل استیکر پرچمها را گرفتیم و از روی آن تمرین میکنیم.

در ضمن هفته آخر مدرسه را داریم میگذرانیم. تنها سه روز دیگه تا تعطیلات تابستانی وروجکم مانده. ماچ



موضوع مطلب : آرش / دبی / مدرسه
۱۳۸٩/۳/٢۱ :: ۱۱:٥٢ ‎ب.ظ

بالاخره بعد از یک ماه و نیم انتظار روز موعود فرا رسید. صبح آرش از ذوقش ساعت 7:30 بیدار شد و من بیچاره را هم بیدار کرد. تا ساعت 10 دقیقه شماری کرد، بعد رفتیم کنسرت The Wiggles.

آرش کل DVDهای Wigglesها را داره. وقتی شنیدیم تو دبی اجرا دارند، کلی ذوق زده شدیم. واقعاً گروه گرم و جذابی هستند. برنامه شون هم خیلی قشنگ بود. سالن جای سوزن انداختن نداشت. خوبه که از قبل بلیط را آنلاین گرفته بودیم وگرنه قطعاً گیرمون نمی آمد.

آرش خیلی خوشش آمد. البته ناگفته نماند که من و باباجلال هم به اندازه آرش لذت بردیم.

خلاصه جای همگی خالی واقعاً عالی بود.

و

 

بعدازظهر هم رفتیم دبی مال. این هفته فیلم  The Joneses را رفتیم.

کمدی درام قشنگی بود. ماچ

و امّـــــــــــــــا این هم نقاشی هفته گذشته آرش:

این روزها آرش خیلی سرکش، بهانه گیر و بداخلاق شده و دائم درخواستهای کوچک و بزرگ داره. حسابی فکرم درگیر رفتار جدیدش و روش برطرف کردن آن شده!!!! متفکر



موضوع مطلب : آرش / دبی / سرگرمی
۱۳۸٩/۳/۱٦ :: ٧:٢۸ ‎ب.ظ

5شنبه آرش را از مدرسه برداشتم رفتیم شنا. باد خیلی تندی می وزید و آب حسابی ناآرام بود. در نتیجه کیفیت شنای آرش هم مثل هفته های قبل نبود.

بعد برگشتیم خانه. تمرین خیالی پیانو را انجام دادیم و رفتیم کلاس پیانو.

جمعه تا ظهر خانه بودیم. بعد برای بار اول رفتیم سیتی سنتر مردیف. مغازه های خیلی جالبی داشت. تا هفت گشتیم، بعد رفتیم سینما فیلم Killers. بد نبود.

بعد از آنجا رفتیم آپ تاون مردیف. یک دوری زدیم، شام خوردیم و برگشتیم خانه.

شنبه ظهر آرش کلاس نقاشی داشت و بعد تب کرد. حسابی داغ داغ شد و تا آخر شب تب ادامه داشت ولی شکر خدا قطع شد. بغل



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی
۱۳۸٩/۳/۱۳ :: ٢:٠۸ ‎ب.ظ

در آسمان آبی دلم، جایی برای ابرها نیست.
مادرم! دعایم کن که با دعایت، دلم خانه دردها نیست.
عزیزترین عزیزانم، روزت مبارک.

روز مادر بر تک تک مامانهای گل و نازنین مبارک باد. ماچ 

هفته گذشته کلاس شنا

آرش و هوراد کوچولو

5شنبه هفته گذشته، الهه جون، هوراد کوچولو و مامان بزرگ مهربونش مهمانمان بودند. باهاشون کلی اینور و آنور رفتیم. آرش هم در فاصله کلاسهاش کلی با هوراد کوچولو بازی و شیطنت کرد و لذت برد. کلاس شنا و کلاس پیانو عالی برگزار شد.

جمعه صبح رفتیم دنبال هوراد جون اینا و بردیمشون Outlet Mall. تا ساعت 2 هم باهاشون بودیم، بعد رفتیم فرودگاه. بابابوی مهربون و مامان ثریای گل آمدند و کلی دل ما را شاد کردند.

شنبه صبح آرش توی مدرسه شو رقص داشت. با بابابو و مامانی رفتیم. خیلی بانمک بود.

   

 بعد رفتیم دنبال هوراد جون اینا. با هم رفتیم دریا. تا ساعت 3 آنجا بودیم. بعد برگشتیم خانه آماده شدیم. با باباجلال و دوستان خیلی ماهی رفتیم Dubai Mall. آنقدر تا شب خوش گذشت که حد نداشت. سینما فیلم Prince Of Persia را رفتیم. بعد قسمتهای دیدنی دبی مال را دیدیم. رقص نور و آب را ضمن خوردن شام دو سه بار تماشا کردیم. ولی واقعاً آدم از یک لحظه بعدش هم خبر نداره!!!!!

بعد با یک دنیا خاطره خوش برگشتیم خانه که تلفن زنگ زد و خبر فوت مادر بزرگ عزیزم نقطه پایان سفر کوتاه مامانی و بابابو بود.  تا صبح خوابمون نبرد.

یکشنبه صبح با دلی غمگین و چشمانی گریان راهی فرودگاه شدیم و با پرواز ساعت 11 مامان اینا برگشتند. آرش هنوز که هنوز است منتظر برگشتنشون است و دائم سراغشون را میگیره!!!!

این هفته آرش هر روز امتحان داشت. آخرین واکسنش را هم که هپاتیت A بود را بردیم زد. دیگه واکسنهاش رفت تا 12 سالگی.

پ.ن: مادر جونم روزتون مبارک، روحتون شاد. قسمت نشد برای آخرین بار این روز عزیز را به شما تبریک بگیم. دل شکسته



موضوع مطلب : آرش / دبی / مناسبتها
۱۳۸٩/۳/٩ :: ٢:٥۸ ‎ق.ظ

جمعه 07/03/1389 مادربزرگ عزیزم، در سن 78 سالگی دار فانی را وداع گفتند. خیلی داغ عزیزان سخت است. هنوز لحظه ای صورت عزیزشون از جلوی چشمم کنار نرفته، هنوز لحظه ای آن روزهای گرم تابستان که با الهه و آزاده میرفتیم چند روز پیششون میموندیم و فقط خدا میدونه که چقدر از لحظه لحظه بودنشون لذت میبردیم، یک آن از نظرم کنار نرفته. هنور....

مادر جون روحتون شاد دل شکسته یادتون گرامی دل شکسته

مامان و بابای گلم جمعه بعدازظهر پیش ما آمده بودند. چقدر در کنارشون دیروز بهمون خوش گذشت!!! هنوز از دیدنشون سیر نشده بودم که این خبر رسید و امروز صبح گریان و نالان بردم گذاشتمشون فرودگاه که برگردند ایران. خدایا به مامانم صبر بده.



موضوع مطلب : وفات / مهمان
۱۳۸٩/۳/٥ :: ٩:٤٤ ‎ق.ظ

قبل از هر چیز یکدنیا ممنون که به یادم بودید. از صمیم قلبم خوشحالم که این همه دوست گل و ماه دارم. بهترینها را برای تک تک تون آرزومندم. بغل

پ.ن.١: تنها دو روز دیگه مانده خیال باطل

پ.ن.2: قابل توجه دوستان اماراتی. لطفاً اینجا را چک کنین http://bookcrossing.blogsky.com یک سری کتاب دارم که دارند دنبال یک خانه تازه میگردند. اگر مایلین برام پیام بذارید.



موضوع مطلب : آرش / دبی / مهمان
۱۳۸٩/۳/۱ :: ۸:٥۸ ‎ب.ظ

5شنبه این هفته یک کمی برنامه مون تغییر کرد. بعد از مدرسه آرش را بردیم شنا و خیلی از پیشرفتش راضی هستیم.

و این هم فیلمش:

 

بعد هم ناهار خوردیم و آمدیم خانه. نیم ساعتی بودیم و بعد رفتیم کلاس پیانو. این هفته به جای عالی، خیلی خوب گرفته بود. چون تمرین خیالیمون ظاهراً عالی جواب نداده بود. برای همین فکر کنم یک کیبورد افتادیم. متفکر

جمعه هم آخرین روز 34 سالگیم را جشن گرفتیم و رفتیم دبی مال.

فیلم Prince of Persia را دیدیم. با اینکه خیلی تخیلی بود ولی واقعاً از دیدنش لذت بردم.

Photo Albums at WiddlyTinks.com

و امّــــــــــــــــــــــا امروز شنبه اول خرداد 35 ساله شدم. هورا



موضوع مطلب : آرش / دبی / تولد / آموزشی