Lilypie Kids Birthday tickers

وروجک مامان آرش
 
درباره وبلاگ



آرشيو وبلاگ
نويسندگان
آمار وبلاگ
RSS Feed
نویسنده: آرزو حقیقت پناه - ۱۳۸٩/٥/۱

آرش درون آب

آرش بیرون آب

سه شنبه و پنجشنبه این هفته شنا خیلی عالی برگزار شد. اشکالی که تو کرال هفته گذشته داشت، این بار حل شد و شیطونکم شنای کرال را درست انجام داد و مربیش خیلی ازش راضی بود.

 

شیرجه را هم که همیشه با کمک مربی انجام میداد، اینبار به تنهایی خودش انجام داد. 

 

توی کمپ این هفته هم آرش لوح فعالترین کمپر گروه فالکونها را گرفت.

بزنم به تخته، گوش شیطون کر، چشم بد دور آخر انرژی و وروجکی است. بغل




نویسنده: آرزو حقیقت پناه - ۱۳۸٩/٤/٢٩

شنبه ماشین را برای سرویس برده بودیم. تا یکشنبه بعدازظهر هم بدون ماشین بودیم. شب آرش کمی دیر خوابید. برای همین تصمیم داشتم اگه آرش نتونست صبح بلند شه، یک جورایی از زیر کمپ این هفته در برم. ولی علاقه بیش از حد آقای آرش خان به کمپش باعث شد که صبح زود خودش بیدار شد و سرحال آماده شد. من هم طبق قول قبلی با تاکسی بردمش کمپ.




نویسنده: آرزو حقیقت پناه - ۱۳۸٩/٤/٢۸

هفته گذشته آرش سرش حسابی با شارین کوچولوی ناز گرم بود. چهارشنبه صبح که من کار اداری داشتم، آرش رفت هتل پیش خاله شهزاد اینا تا من کارم تمام بشه و توی ابن بطوطه بهشون ملحق بشم.

جمعه هم که قرار بود برگردند تهران، آرش کلی به خودش رسید و ترگل ورگل کرد تا خوشگل بشه. حاصل کار هم این شد:

و

تا جمعه بعدازظهر با خاله شهزاد اینا بودیم و بعد که خداحافظی کردیم، رفتیم دبی مال. اول بلیط سینما را گرفتیم، بعد رفتیم تا فیلم شروع بشه یک چیزی بخوریم که آرش بازیگوش یکدفعه روی پله برقی ها افتاد زمین و با دو تا دست روی آنها فرود آمد و من یک جیع بلند ناخودآگاه کشیدم که آدم جلویی (خدا عمرش بده) زود آرش را بلند کرد و فقط حاصل این سقوط سه چهارتا خراش خون آلود روی دست آقای شجاع و جون عزیز و یکساعتی گریه شدید شد.

خداوندا یک دنیا سپاس. میدونم که میتونست خیلی خیلی بدتر از این حرفها باشه. وروجک حاصل عشق زندگیمون را به خودت می سپارم و ازت میخوام که همیشه و همه جا از بلاها دور نگهش داری. الهی آمین.

این هفته فیلم کارتونی Despicable Me را دیدیم. واقعاً زیبا و خنده دار بود. توصیه میکنم حتماً ببینین. آرش با اینکه خوابش می آمد، تا آخر فیلم را دید و خندید. توی ماشین بلافاصله بیهوش شد.

پ.ن.1:

آرش و همه هدیه های خاله شهزاد (یک دنیا ممنون واقعاً خجالتمون دادی شهزاد جون)

پ.ن.2: کلاس شنا کماکان ادامه دارد و پیشرفتش عالی است. الان دیگه کرال سینه تقریباً کامل شده، حرکت دستها، پاها و نفس گیری را خوب انجام میده فقط یک حرکت اضافه بین هر دو کرال انجام میده و آن هم اینه که سرش را میاره بیرون که اگه آن هم رفع بشه دیگه کامل کامل میشه.




نویسنده: آرزو حقیقت پناه - ۱۳۸٩/٤/٢٤

خاله شهزاد، عمو اشکان و شارین خانم خوشگل و ناز از دوشنبه اینجا هستند و آرش حسابی با شارین خوش اخلاق مشغول بازی کردن است. خیلی خیلی هم دوستش داره. دیروز اعلام کرد که من و شارین را به یک اندازه دوست داره متفکرابله

این عکسها مربوط به روزی است که با هم رفتیم Rainforest Cafe در دبی مال. واقعاً جای زیبائی بود. درست مثل جنگل درست کردند با انواع و اقسام حیوانات که نیم ساعت یک بار شروع به صدا کردن میکنند و صدای باد و رعد و برق و حتی ریزش باران هم میاد.  آرش اولش ترسیده بود و در یک متری حیواناتش هم حاضر به عکس انداختن نبود و نگران این بود که شروع به صدا کردن کنند ولی بعد یواش یواش شجاع شد.

مرسی خاله شهزاد. یک دنیا ممنون. خیلی خوش گذشت.




نویسنده: آرزو حقیقت پناه - ۱۳۸٩/٤/٢۱

دوشنبه تا پنج شنبة قبل را آرش در کمپ تابستانی DIA گذراند. امّــا این هفته با توجه به اینکه دیدارهای نیمه نهایی و نهائی فوتبال جام جهانی بود و آرش تحت هیچ شرایطی حاضر نشد که آنها را نبینه و تا دیر وقت بیدار بود، از خیر کمپ رفتن گذشتیم و دو تائی با هم مشغول بازی و تفریح هستیم.

برای مسابقات فوتبال جام جهانی، ما نیازی به پیش بینی هشت پای آلمانها نداشتیم!!!! هر تیمی را که شیطونکم دوست داشت و میگفت که میبره، بازنده بود. در نتیجه پیش بینی معکوس داشتیم. برای همین از یکی دو روز قبل کاملاً می دونستیم که اسپانیا قهرمان میشه. ابله دیشب هم بعد از باخت هلند آرش خان با بغض و گریه خوابید. آخ

هفته گذشته جای خاله نیلوفر جون و نازنینهای خوشگل و ناز را خیلی خالی کردیم، چون آقای پدر اینجا بودند و ما دلمون کلی برای نازنینها و مامانشون بیشتر تنگید.

شش جلسه اول کلاس تابستانی شنا تمام شد و در جلسه آخر نفس گیری کرال را هم براش شروع کرد. امیدوارم که توی شش جلسه دوم که از فردا شروع میشه دیگه بتونه کامل کرال را یاد بگیره.

کلاس پیانو هم این هفته دو تا آهنگ را تمرین کردند: London Bridge is Falling Down و Twinkle Twinkle Little Star کلی هم داره از پیانو خوشش میاد.

تازگیها علاقه شدیدی به تقلید از باباجلال پیدا کرده. پیراهن مردونه می پوشه، اودکلن میزنه، کمربند میبند، عینک آفتابی می زنه و ... 

آخرش هم کلی احساس خوش تیپی بهش دست میده. !!!




نویسنده: آرزو حقیقت پناه - ۱۳۸٩/٤/۱٤

کارنامه نهایی آرش را 5شنبه گرفتیم. 90% موارد Excellent بود. رفتار در کلاسش Talkative بود از بس که شیطونکم پرحرف است. ابله

نظر عمومی معلمش هم این بود:

Arash is a highly motivated and conscientious student who has made excellent progress throughout the year in all subjects.

He works diligently and independently in all areas. Arash participates confidently in oral activities. He takes pride in the high standard of his written work. Arash is a good student who concentrates well during all class activities. Arash is eager to contribute and participate in all activities. He is a lively class member who mixes well with the other children. Arash is well mannered, pleasant and co-operative at all times. Arash has achieved excellent results over the year.

We recommend that parents encourage interest in and enjoyment of reading and number puzzles by obtaining books or computer CDs from bookshops and computer stores.

Arash is promoted to grade 1.




نویسنده: آرزو حقیقت پناه - ۱۳۸٩/٤/۱۱

وروجکِ شیطون ما هفته پرباری را گذراند.

شنبه: آخرین جلسه کلاس نقاشی

یکشنبه تا 5شنبه: اولین هفته کمپ تابستانی در DIA. (فوتبال، بسکتبال، شنا، وسطی، گلف و .... از 9 صبح تا 2 بعدازظهر) کمپ برای آرش بسیار جذاب بود. آخر هم لوح فعالترین کمپر را تو گروه 5ساله ها آرش گرفته بود.

دوشنبه و پنج شنبه بعدازظهر: کلاس پیانو ( در این دو جلسه دیگه دو دستی زدن را شروع کردند.)

سه شنبه و پنج شنبه بعدازظهر: کلاس شنا

سه شنبه شب را هم با اوستا جون اینا رفتیم بیرون. اوستا جون و خاله مرجان و عمومحمد رفتند به سوی یک زندگی تازه و جاشون اینجا حسابی خالی خواهد بود. یول

و

و

انشاءالله هرکجا که هستید شاد، سلامت و خوشبخت باشید. قلب بهترینِ بهترین ها را برایتان آرزومندیم. بغل




نویسنده: آرزو حقیقت پناه - ۱۳۸٩/٤/٧

شنبه ظهر تولد فرین خانم خوشگل و ناز دعوت داشتیم. محل جشن Ice Rink دبی مال بود.

صبح اول رفتیم اوستا جون و خاله مرجان را برداشتیم و با هم رفتیم دبی مال.

شیطونکها اول رفتند توی پیست. همه اولش چسبیده بودند به دیواره های پیست. بعد یواش یواش با کمک مربی ها از کناره ها جدا شدند.

و

و

بعد هم برگشتند بالا. از بقیه تولد حسابی شیطونکها لذت بردند.




نویسنده: آرزو حقیقت پناه - ۱۳۸٩/٤/٥

روز پدر بر تمام پدرهای گل، ماه و عزیز دنیا بخصوص بابابوی عزیز و باباجلال عزیزتر از جانمان مبارک باد. ماچ

کلاس شنای تابستانی شروع شده. دو جلسه اول محشر بود و با اینکه گرما و شرجی بودن هوا وحشتناک دیوانه کننده بود، حسابی لذت بردیم. 



و