Lilypie Kids Birthday tickers

 
درباره وبلاگ



آرشيو وبلاگ
نويسندگان
آمار وبلاگ
RSS Feed
Instagram
۱۳۸٩/٧/۳٠ :: ۱۱:٠٠ ‎ق.ظ

نتیجه اولین امتحانات دوره ای آقای آرش خان را پنجشنبه دادند و معدلش 97 از 100 شد.

English  - 97

  • Language = 100
  • Oral Phonics = 100
  • Phonics = 100
  • Reading = 100
  • Spelling = 100
  • Handwriting = 79

French - 96

  • Comprehension = 100
  • Reading = 90
  • Vocabulary  = 95

Mathematics - 98

  • Arithmetic = 98
  • Mental Arithmetic = 100

برای Handwriting خیلی سخت گرفته بودند و حتی اگه یک کوچولو هم حروف از خط بالا و یا پائین بود غلط گرفته بودند و در نتیجه نمره اش 79 شده بود.

Reading فرانسه را یک غلط داشت (پاخت) که 9/10 شده بود و وقتی روی 100 بردند 90 شده بود.

Vocabulary یک نیم غلط داشت و در واقع to را در مرتب کردن tomate جا انداخته بود.

برای ریاضی هم 10 را برای "یک ست ده تایی و صفر ست تکی" جدا جدا درست نوشته بود ولی یک را در حاصل جاانداخته بود.

جالب این است که من هم وقتی دوم دبستان بودم توی امتحانات ثلث اول و دوم تقریباً همین کار را انجام داده بودم و معدلم بیست نشد. ثلث اول تو دیکته "ر" را تو "بار" جا انداختم و ثلث دوم یک مسئله خیلی ساده که حاصلش"2+3=5" بود را جا انداختم ولی ثلث سوم دیگه دقت کردم و بیست شدم.

یک دفتر دارند به نام My News. تقریباً مثل انشاء ما است. موضوع روز را مینویسند بعد براش نقاشی میکشند.

و

امّا موضوع پست قبل هم این بود که بعد از دسته گلی که به آب داده بود، توی راه وقتی تصمیم داشتند بیان دنبال من بین دو صندلی ماشین خوابش برده بود و من که سوار ماشین شدم با این صحنه روبرو شدم.



موضوع مطلب : آرش / دبی / مدرسه
۱۳۸٩/٧/٢۸ :: ٩:٥٥ ‎ب.ظ

این روزها از دندان درد شدید روز و شب ندارم!!!!!!!!! البته در کنار تمام دردهایی که داشته یک حُسن هم داشته و آن این بوده که نه زیاد میتونم بخورم، نه میتونم زیاد حرف بزنم نیشخند

آرش مشغول مدرسه، ژیمناستیک، قرآن، شنا و صد البته دوست دخترهای جدیدش است. تو کلاسشون یک دختر خیلی زیبای دورگه به اسم Lucy است که مامانش انگلیسی و باباش لبنانی است. این کیس اول است. کیس دوم یک دختر ایرانی است به نام تارا که تو انگلیس به دنیا آمده، بزرگ شده و اصلاً فارسی بلد نیست. کیس سوم همچنان طلا همکلاسی KG2 است.

این مکالمه مربوط به دیروز صبح تو ماشین تو راه مدرسه است:

  • من: تو کلاس فرانسه تون کیا هستن؟!!
  • آرش: من، ابراهیم و یکی دیگه هست که Very Special است اگه گفتی کیه؟
  • من: متفکر
  • آرش با لبخندی بانمک: تارا  مژه
  • من و باباجلال:  خندهخنده
  • آرش: خجالتخجالتخجالت

این دوره کلاس شنا که به رده بالاتر رفته و همکلاسیهاش یکی دو سالی ازش بزرگتر و صدالبته شناگرهای بهتری هستند، چون از بقیه عقب میمونه، یک کمی سرگردونه و روحیه اش را کمی باخته. دیروز سعی کردم هی بهش روحیه بدم و ازش تعریف کنم حتی اگه خوب شنا نمیکرد. بعد با مربیش صحبت کردم گفت چون کوچولوتر است عضلاتش ضعیف تره، برای همین چند بار که دست و پای قورباغه و یا کرال را میزنه خسته میشه و می ایسته. به نظر میس لیندا خوبه و جای نگرانی نیست ولی من معتقدم روحیه اش تاثیر زیادی داره یعنی اگه تو کلاسی بود که بقیه مثل خودش بودند قطعاً الان خیلی بهتر از این شنا میکرد. متاسفانه اصلاً گنجایش باخت و تحمل شکست را نداره!!! متفکر

دیروز صبح سخت مشغول کار بودم که دیدم روی موبایلم شماره شویفت مدرسه آرش افتاد. قلبم ریخت. اینطور مواقع سه حالت میتونه داشته باشه. یا خدایی نکرده مریض شده، یا خدایی نکرده بلایی سرش آمده، و یا خدایی نکرده بلایی سر کسی آورده باشه!!!!

اینبار مورد سوم برای اوّلین بار اتفاق افتاده بود و آرش با مداد کف دست همکلاسیش راشد زده بود. آنطور که من متوجه شدم، برده بودنش دفتر (البته تا آخر شب هم زیر بار این موضوع نرفت)، نصیحتش کرده بودند و گفته بودند اجازه این مدل شیطنتها را تو مدرسه ندارند. بعد هم زنگ زدند به من و حال من را هم گرفتند. گفتند که باهاش صحبت کنم. حالا قول داده که تو کلاس حرف نزنه و پسر خیلی آقایی باشه که نمره انضباطش کم نشه!!!

اگه گفتین جریان این عکس چیه؟!



موضوع مطلب : آرش / دبی / مدرسه / شیطنت
۱۳۸٩/٧/٢٤ :: ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ

ما بالاخره جابجا شدیم. دیروز صبح زود شروع کردیم تا ساعت 7 شب یکسره و بدون وقفه شستیم، تمیزکردیم، جابجا کردیم .... و امـــّا حاصل کار خیلی رضایت بخش بود. برای آرش یک اتاق کوچولوی جمع و جور تو اتاق خودمون درست کردیم و شیطونکم کلی خوشحالی کرد.

بعد دوش گرفتیم و رفتیم Emirates Mall. از آنجائی که یک هفته ای است که گاز نداریم، هوس غذای ایرانی باعث شد جای همگی خالی بریم رستوران پارس.

بعد از شام رفتیم Magic Planet آرش کلی بازی کرد و بعد خریدهای خانه جدید را انجام دادیم، نزدیک نیمه شب بود که رسیدیم خانه.

پ.ن.1: آرشم کمی سرماخورده و آب ریزش بینی شدیدی داره ولی خداراشکر گوش شیطون کر تب نداره.

پ.ن.2: کلاس پیانو این هفته خیلی خوب برگزار شد. اگه خدا بخواد و قسمت باشه این هفته میخواهیم براش پیانو بخریم تا بتونه تمرین واقعی کنه. الان با همدیگه با دینگ دینگ و بازی بازی تمرین میکنیم. جالبه که من جوان بودم کلی کلاس ارگ و پیانو رفته بودم ولی انگار کامل یادم رفته بود. الان دارم دوباره با آرش خیلی خیلی بهتر از قبل یاد میگیرم.



موضوع مطلب : آرش / دبی / بیماری

این روزها حسابی درگیر اسباب کشی هستیم. البته زیاد راه دوری نمیریم. خونه فعلیمون یک استدیو فلت کوچولو است که اگه خدا بخواد تا یکی دو روز آینده به یک واحد یک خوابه تو همین ساختمان اسباب کشی میکنیم و کلی جامون بزرگ میشه. هورا

شنبه با آرش راهی اداره آب و برق شدیم. چون خیلی شلوغ بود یک ساعتی توی نوبت بودیم. تو این فاصله با آرش مسابقه جمع و تفریق راه انداختم. یکی آرش از من میپرسید یکی من از آرش. اینطوری نیم ساعتی بازی کردیم و درس Mental Mathش را هم ناخودآگاه مرور کردیم. بعد هم رفتیم سراغ فرانسه و نیم ساعت بعد را من کلمات را به فارسی میگفتم و آرش فرانسه اش را میگفت و برعکس. خلاصه کلی از وقت استفاده بهینه کردیم. یول 

بعد رفتیم Emirates Mall. ناهار خوردیم و رفتیم Magic Planet. برای اولین بار بازی Deal / No Deal را انجام دادیم و 252 تا تیکت گرفتیم. آرش کلی ذوق زده شده بود.

آرش خان با لبخند فاتحانه

بعد هم رفتیم کلاس نقاشی. کارشون این هفته آبرنگ بود و معلمش گفت فقط سه چهار تا از بچه ها هستند که ریزه کاری ها را دقت میکنند و اجرا میکنند، آرش هم یکی از آنهاست. مژه

این هم اثر هنری آقای وروجک ما

از سه شنبه تو مدرسه براشون کلاس ژیمناستیک گذاشتند. هر روز بعد از مدرسه ساعت 3 تا 4. بعد هم برای تیم مدرسه انتخاب خواهند شد. به زودی یک آقای آرش مریخی ژیمناست هم انشاءالله خواهیم داشت. بغل

این هم دعای من در روز خوش یمن 10.10.10 (دهم اکتبر 2010)

خدایا، پروردگارا وروجک عزیز دلم را در پناه خودت حفظ کن و بلایا را ازش دور بگردان. الهی آمین.  قلب



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی / مدرسه
۱۳۸٩/٧/۱٦ :: ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ

امروز تولد همکلاسی آرش Luna بود. به سبک هاوائی تو حیاط خونه شون جشن گرفته بودند و آرش حسابی با دوست هاش بازی کرد و از جشن لذت برد.

از هفته آینده سری اول امتحاناتشون شروع میشه و ما امروز با هم تا ظهر کتابها را مرور کردیم.

این تمرین HandWriting

این تمرین Mental Math

یکی از روشهای ریاضی ذهنی شون برای جمع و تفریق به این صورت است که عدد بزرگتر را باید توی حافظه نگه دارند بعد با انگشت عدد دوم را بهش اضافه و یا ازش کم میکنند.

برای حل این جمعها هم روی همه میزها یک Number Line مثل اینکه خودش روی تخته کشیده دارند، عدد بزرگتر را روش مشخص میکنند و بعد به تعداد عدد دوم روی Number Line جلو میروند و نتیجه را می نویسند.

این تمرین Reading

 

و این هم تمرین درس دینی

تمرین فرانسه هم آخرین تمرین امروز بود که با توجه به اینکه هفته گذشته با هم دوره کرده بودیم، امروز خیلی راحت تر بود و فقط مرور کردیم.

توی جشن تولد لونا، معلم فرانسه سال گذشته آرش هم بود. باهاش صحبت کردم و گفتم که احساس میکنم آرش امسال برای فرانسه کمی کندتر از پارسال است و همه لغات را سر کلاس مثل پارسال حفظ نمیشه!!! گفت که اصلاً نگران نباش. Grade 1 یکدفعه برای همه بچه ها این حالت توی ترم اول ایجاد میشه و بعد خوب میشه. مبحث درسشون نسبت به سال گذشته خیلی سخت تر است.



موضوع مطلب : آرش / دبی / مدرسه / تولد

یکی از دوستان خاموش وبلاگی این عکس آرش را از توی یک وب سایت دیگه پیدا کرده.

مرسی دوست خوب آرش قلب بله حدست کاملاً درست بود.

خداوندا صد هـــــــزار مرتبه شـــــــــــــــــــکر به درگاهــــــــــــت.

پ.ن.1: کلاس دینی و قرآن آرش هم تو مدرسه شروع شده و اوّلین چیزی که بهشون یاد دادند بسم الله الرحمن الرحیم است که بسیار زیبا و با لهجه خیلی بانمکی میگه.

پ.ن.2: توی کلاس شنا از این هفته دست قورباغه هم به تمریناتشون اضافه شد. درست مانند دو هفته قبل وروجک ساعت 6 عصری خوابید و تا الان که نزدیک 11 است هنوز بیدار نشده.

 



موضوع مطلب : آرش / آموزشی / مدرسه
۱۳۸٩/٧/۱٠ :: ۱٠:٢٥ ‎ب.ظ

شنبه چون شنبه ی اول ماه بود من رفتم شرکت. آرش هم با باباجلال رفت سرکار. ساعت 1 رفتم دنبالش. با هم برگشتیم Emirates Mall. ناهار خوردیم و رفتیم کلاس نقاشی. تا آرش کلاسش تمام بشه من با خیال راحت یک دور تو مال زدم.

بعد از نقاشی سر از Magic Planet در آوردیم و نیم ساعتی بازی کردیم. کمی خرید کردیم. آمدیم خانه و شروع کردیم به مرور درس فرانسه.

بالاخره بعد از کلی فکر کردن روش تمرین فرانسه را کشف کردم. برای اینکار از گوگل استفاده کردم. توی قسمت Translate فرانسه را آوردم و کلمات کتابشون را یکی یکی من تایپ میکردم، قبل از اینکه روی Listen کلیک کنم تا تلفظش را گوش بدیم، آرش میگفت. بعد من کلیک میکردم با هم مقایسه میکردیم. روش جالبی از آب درآمد و کل کلماتی را که تا این هفته یاد گرفته بودند نیم ساعته با هم تمرین کردیم. بعضی کلمات را فراموش کرده بود که براش هی تکرار کردم. جالبه که نصفش را هم خودم حفظ شدم نیشخند



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی
۱۳۸٩/٧/٩ :: ٢:۱٦ ‎ب.ظ

هفته مدرسه مثل همیشه تند تند و به سرعت برق و باد گذشت.

  • آرش: مامان من امروز از عربیک تیچرمون یک چیزی یاد گرفتم!
  • من: چی مامانم؟
  • آرش: پسرها باید بگن انا مُسلم ولی دخترها باید بگن انا مُسلما {#emotions_dlg.e19}

"کلاس" به انگلیسی و عربی با دست خط و هنر عکاسی آرش وروجک

نکته جالب این است که آرش "عربی به انگلیسی" و "فرانسه به انگلیسی" را داره یاد میگیره و خیلی هم خوب باهاش کنار آمده. تصورش هم برای ما که داریم تو ذهنمون دائم انگلیسی را به فارسی و بالعکس ترجمه میکنیم، مشکله.

کلاس شنا هم این جلسه به گفته باباجلال خیلی بهتر از جلسه قبل بوده و آرش مثل دفعه پیش از 6 عصری خوابید با این تفاوت که ساعت 12 بیدار شد، شامش را خورد و کمی کارتون نگاه کرد و دوباره خوابید.

شنبه و بقیه بعدازظهرهای هفته با همدیگه تمرین نت های پیانو با دست راست را کامل کردیم. معلم پیانو هم برعکس دو هفته قبل ازش خیلی راضی بود. جایزه هم 6 تا بازی در Magic Planet بعد از کلاس از ما بالافاصله گرفت.

حدود ده روز دیگه اوّلین سری امتحاناتشون شروع میشه. 5شنبه ها کتابهاشون را میارن خانه و کل برنامه امتحانات را فرستاده بودند. از صبح جمعه با هم شروع کردیم به تمرین کردن. تمام کتابها را مرور کردیم. تمرین جمع و تفریق ذهنی را هم حسابی انجام دادیم فقط فرانسه مانده که فردا بعد از کلاس نقاشی با هم مرور خواهیم کرد. حالا تصور کنین من بیچاره که اصلاً هم فرانسه بلد نیستم چطوری با این وروجک شیطون میخوام تمرین کنم متفکر 

در ضمن اصلاً دلم نمیخواد که به مرور درس ها با من در خانه عادت کنه و ترجیح میدم مثل پارسال همان مدرسه درسها را کامل یاد بگیره ولی احساس میکنم هنوز تو مدرسه جا نیفتاده و کمی فرصت لازمه تا خودش را عادت به کلاس بده.



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی / مدرسه
۱۳۸٩/٧/۳ :: ۱۱:٥۳ ‎ب.ظ

جمعه بعدازظهر با ماهـــا رفتیم سینما. فیلم Burning Plain را دیدیم که دراما و قشنگ بود. چون زود رفته بودیم حسابی خلوت هم بود و با خیال راحت فیلم را دیدیم. بعد هم رفتیم Bob's جای همگی خالی ناهار خوردیم و ماهـــا را رساندیم و برگشتیم خانه.

دو سه هفته پیش در مسابقه آنلاین Reel Cinema مربوط به فیلم Cats & Dogs 2 شرکت کرده بودم که این هفته یک تماس از سینمای دبی مال داشتم که توی مسابقه برنده شدم!!!!!!!!!!!!!!!! این دوّمین بار است که دارم توی چند ماه گذشته برنده میشم و خودش این یک رکورد تاریخی است. نیشخند

آرش و جایزه های ریل سینما

جوایزش درست باب میل آقای آرش خان از آب درآمد و با توجه به اینکه از این فیلم که چند هفته پیش با خاله شهزاد اینا رفته بودیم، خیلی خوشش آمده بود، کلی خوشحال شد.

شنبه صبح باباجلال قبل از رفتن سر کار، ماشین را برای سرویس برده بود. من هم برای اوّلین بار با آرش سوار مترو شدم و آرش که قبلاً با باباجلال سوار شده بود، راهنمای من شد و دوتائی با هم رفتیم Emirates Mall.

اول رفتیم Magic Planet. آرش بازیهای مورد علاقه اش را کرد. بعد بردمش کلاس نقاشی. این هفته کارشون نصفه ماند که قرار شد هفته آینده تکمیلش کنند.

بعد از ناهار و یک گردش کوتاه با خاله مهـــناز رفتیم ماشین را از سرویس گرفتیم. بعد رفتیم مارینا مال. موهای آرش وروجک را کوتاه کردم.

بعد از اصلاح، رفتیم ویتروس برای خرید که عسل بانو جان و آقای همسرش را هم آنجا دیدیم و گپ کوتاهی زدیم. بعد برگشتیم خانه تا برای یک هفته مدرسه و کار آماده شیم.



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی / بردن
۱۳۸٩/٧/٢ :: ٩:٢۸ ‎ق.ظ

برنامه این روزها:

صبح حدود ساعت ٧:١٠ از خانه خارج میشیم. میریم مدرسه آرش. آرش را میبرم کلاس و تحویل خانم معلمش میدم. بعد باباجلال من را می رسونه شرکت و خودش میره سر کار. ساعت ٣ آرش را از مدرسه برمیداره میبره خانه. ناهار میخورند و کمی استراحت و بازی میکنند تا ساعت ۶ که میان دنبال من. معمولاً تا ٨ شب شام، بازی و کارتون و ... است و بعد هم آرش از خستگی بیهوش می شه. البته آخرهای هفته من هم همزمان با آرش غش میکنم  نیشخند

سه شنبه اولین جلسه کلاس شنا بود. آرش با باباجلال رفت و آنقدر آب سرد بوده که کل مدت لرزیده!!!! این ترم با Ms Linda مامان Ms Amy مربی سابقش کلاس داره و یک Level بالاتر رفته. از کلاس Jelly Fishها به کلاس Star Fishها بچه ام ارتقاء سطح پیدا کرده. از خود راضی جالب اینجاست که آرش سه شنبه بعد از کلاس شنا ساعت ۵ عصری تا خود صبح!!!!!!!!!!!!!!!!!! خوابید  تعجبتعجب و البته این هم یک رکورد است و باید در کتاب رکوردهای آرش ثبت بشه. مژه

پنجشنبه دومین جلسه کلاس پیانو بود. با توجه به اینکه نتونسته بودم باهاش درست و حسابی تمرین کنم این جلسه هم زیاد جالب از آب در نیامد.

بعد از کلاس پیانو رفتیم مک دونالد شام خوردیم و بعد برگشتیم خانه.

تازگی ها یک سری فایل صوتی داستانهای دیزنی را روی سی دی زدم. این سی دی شده داستان قبل از خواب آرش خان. به محض اینکه گوش میده خوابش میبره. داستان مورد علاقه اش Three Little Kitten است و بیشتر از صد دفعه حدوداً تا الان گوش کردیم. آخ



موضوع مطلب : آرش / دبی / مدرسه / آموزشی