Lilypie Kids Birthday tickers

 
درباره وبلاگ



آرشيو وبلاگ
نويسندگان
آمار وبلاگ
RSS Feed
Instagram
۱۳٩٠/۱۱/٢٩ :: ۱۱:٥٥ ‎ب.ظ

4شنبه عمو محمد (دوست چندین و چند ساله باباجلال) و خاله مرسده آمدند پیش ما و تا امروز صبح زود که رفتند آمریکا، بودند و روزهای خوب و آرامی را در کنارشون گذراندیم.

آرش مثل همیشه که مهمان داریم هیجان زده بود و این بار روابطش با عمو محمد از همیشه بهتر بود. به نظرم کاملاً بزرگتر و عاقل تر شده گوش شیطون کر.

امتحاناتش از 5شنبه شروع شده و تا آخر این هفته مشغول هستیم.

دندان ششمش 5شنبه به سادگی در مدرسه افتاد و الان جای دو تا دندونش خالی است.

کلاس پیانو پنجشنبه عالی بود. جمعه صبح کلاس فارسی را کنسل کردیم ولی بعدازظهر کلاس فرانسه خوب بود. شنبه صبح کلاس ژیمناستیک مثل همیشه عالی بود و مربی ش عقیده داره که خیلی بدنش انعطاف پذیر است.

بعدازظهر کلاس نقاشی هم فوق العاده بود.

بعد از خرید برگشتیم خانه و مشغول خواندن علوم و اجتماعی شدیم.

پ.ن: دو سه روزه که گرد و غبار وحشتناکی در هواست و همه جا را لایه ای از خاک و شن پوشانده.



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی / مهمان

5شنبه کلاس پیانو را به خوبی برگزار کردیم. بعد از کلاس یک کمی خرید کردیم و تندی آمدیم خانه تمیز کاری چون ماها قرار بود شب بیاد پیشمون بمونه.

آرش که کلی ذوق زده بود و 12 دیگه از خستگی بیهوش شد.

جمعه صبح معلم فارسی ش آمد و از پیشرفت پسرک راضی بود. بعد از کلاس و صبحانه، ماهـا و بابا جلال را رساندیم دانشگاه. من و آرش هم رفتیم تولد همکلاسی آرش در Fun Corner. یکی دو ساعتی با همکلاسیهاش بازی بازی  و شیطنت کرد و لذت برد.

بعد برگشتیم خانه. کمی استراحت کردیم تا معلم فرانسه آمد. بعد از کلاس فرانسه رفتیم دنبال باباجلال و نیما را بردیم دکتر و برگشتنه ماها را هم برداشتیم و آمدیم خانه.

شنبه صبح ماها و باباجلال را دوباره رساندیم سر کار و رفتیم کلاس ژیمناستیک که محشر بود. شیطونکم واقعاً پیشرفت کرده.

و

برای اولین بار برای آرش وقت چکاپ دندان گرفته بودم. از تنبلی، گرفتاری و از آنجاییکه خودم از دندانپزشکی وحشت دارم تا حالا نبرده بودمش. نتیجه معاینه و عکس 4 تا خال کوچولو و یک دندان نسبتاً خراب بود که باید تو سه جلسه درست بشوند!

آقای شجاع خیلی راحت نشست و آخراش که دیگه فلوراید را گذاشت روی دندوناش و 4دقیقه باید قالب تو دهنش میموند دیگه بهانه میگرفت که زودتر تمام بشه.

نیم ساعت بعدش هم سخت بود چون نباید چیزی میخورد و آب دهانش رو قورت میداد که خودش پروژه ای بود.

بعدش رفتیم امارات مال. آرش کلاس نقاشی داشت.

این اثر هنری این دو هفته که من خیلی دوستش دارم.

بعد رفتیم آرایشگاه موهای شیطونکم را کوتاه کردیم.

بعد از آن برگشتیم خانه. کمی استراحت کردیم. تند تند شامش را حاضر کردم. بعد بردمش استخر. چند دقیقه شنا کرد و رفتیم سونا خستگی روزانه را در کردیم و برگشتیم بالا.

فیلم آرش ژیمناستیک کار 



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی
۱۳٩٠/۱۱/٢۱ :: ۱٠:۱٤ ‎ب.ظ

photo frame

دیروز صبح درست به موقع از خانه خارج شدیم طوری که هم من، هم آرش به موقع برسیم. 63 طبقه را آمدیم پائین تا پارکینگ. وسائل را گذاشتیم تو ماشین. یک دفعه آقای آرش خان یادش افتاد که جامدادیش را جا گذاشته!!! حتماً هم باید همراهش باشه وگرنه خانم معلمش دعواش میکنه.

خلاصه با غرغر برگشتم و چند دقیقه ای معطل شدیم تا آسانسور دوباره آمد. سوار که شدیم داشتم تند تند نصیحتش میکردم که یک دفعه سوئیچ از دستم افتاد و درست 5 سانت مونده بود که در آسانسور بسته بشه از همان فاصله سر خورد و در مقابل چشمهای وحشت زده ما افتاد تو شکاف آسانسور و تمام! سوئیچ ناپدید شد و صدای برخوردش با زمین زیر اتاقک آسانسور به فاصله چند ثانیه آمد و در بسته شد!

یک لحظه نمیدونستم چه عکس العملی باید نشان بدم چشمهامو بستم تا بتونم عصبانیتم را کنترل کنم و یک راه حل پیدا کنم. آرش بالافاصله شروع کرد به گریه کردن.

آرام که شدم گفتم نگران نباش میریم کلید یدک را برمیداریم. برگشتیم بالا. آرش جامدادیش را برداشت و من هم کلید یدک را. به باباجلال هم گفتیم خواست بره به نگهبان اطلاع بده ببینه میتونند از آن پائین درش بیاورند یا نه؟!!! 

برگشتیم دوباره 63 طبقه پائین. آرش را به موقع رساندم مدرسه ولی خودم دیرم شد.

شب که برگشتیم رفتیم سراغ نگهبان و سوئیچ را سالم ولی کمی خط خطی تحویل گرفتیم.

خلاصه که روزی بود دیروز!!!



موضوع مطلب : آرش / دبی
۱۳٩٠/۱۱/۱٧ :: ٧:۱۳ ‎ق.ظ

پنجمین دندون شیری شیطونکم که چند روز بود به موئی بند بود، امروز موقع مسواک زدن افتاد.



موضوع مطلب : آرش / دبی

آرش کارنامه نه چندان درخشانش را 5شنبه گرفت و همانطور که از قبل حدس زده بودم نتیجه اش خوب نبود.

برگه هاش را که نگاه کردم بیشتر حرص خوردم چون 90 درصد از غلطهاش بی دقتی بود تا بلد نبودن. یعنی اگه دقت میکرد و حواسش را جمع میکرد، معدلش 98 شده بود به جای 91!!!

5شنبه عصری کلاس پیانو خوب بود و آهنگ Mad Professor را معلمش برای کنسرت آرش انتخاب کرد.

جمعه صبح معلم فارسی آرش آمد و خیلی از پیشرفتش راضی بود. ظهر سه تائی رفتیم خرید هفتگی و بعد از ظهر به تمیزکاری گذشت.

شنبه صبح کلاس ژیمناستیک بود. جلسه اول تو کلاس پیشرفته ها. تمرینهاشون کمی متفاوت و سخت تر بود. میس پترا عقیده داره آرش مثل کش میمونه از بس ورجه وروجه میکنه و بلاست.

بعد با هم رفتیم خرید. از آنجا دکتر من وقت داشتم. آرش یک گوشه با آیفون Home Alone 3 را نگاه کرد تا من کارم تمام شد و با هم رفتیم کلاس نقاشی.

بعد کلاس بدو بدو آمدیم خانه. معلم فرانسه میس جولیانا آمد. یک ساعتی با آرش درسهای مدرسه را مرور کرد تا بتونه عقب افتادنش را جبران کنه.

بعد رفتیم با هم دنبال باباجلال. سه تائی شام Nandos خوردیم و 9 بود که برگشتیم خانه.



موضوع مطلب : آرش / دبی / مدرسه / کارنامه
۱۳٩٠/۱۱/۱٢ :: ۱٠:٠٥ ‎ب.ظ

و امـــّـا این هم دست خط فارسی شیطونکم



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی
۱۳٩٠/۱۱/٩ :: ۱۱:٠٥ ‎ب.ظ

همانطور که حدس زده بودم، نمره های این دوره افت محسوسی داشته و اولین نمره ضعیفش علوم است که  87.5 شده از 100، البته کارنامه شون را 5شنبه آینده میدن و تازه آن موقع معلوم میشه که واقعاً چه دسته گلی به آب داده است. متفکر

5شنبه کلاس پیانو خوب بود و میس بت ازش راضی بود. الان در حال انتخاب آهنگ برای دومین کنسرت آرش هستند و فعلاً دارند با هم کل کل میکنند تا روی یک آهنگ به توافق برسند. آرش دنبال یک آهنگ راحت است و معلمش دنبال یک آهنگ زیبا.

جمعه صبح کلاس فارسی بود که تـ  ت را یاد گرفت. جالبه که آرش استعداد عجیبی در یادگیری زبان داره! اینجا همه تابلوها عربی هم داره. الان همه جا تو تابلوها حروف و یا کلماتی را که یاد گرفته با لذت پیدا میکنه و میخونه.

شنبه صبح آخرین جلسه کلاس ژیمناستیک بود و تقریباً حالت امتحان داشت. آرش به کلاس سطح بالاتر فرستاده شد و از هفته آینده ترم جدیدش را با 9 تا 11 ساله ها آموزش میبینه.

بعد آخرین جلسه کلاس بسکتبال بود که به طرز حیرت آوری آرش خوب بود. تو مسابقه 3 تا از 4 تا گل را زد!!! بسکتبال امروز آرش من را یاد بازی فافالو انداخت. چشمک

متاسفانه برای ترم آینده کلاسش با ژیمناستیک تداخل پیدا کرد و هرکاری کردم نشد که ساعتش جابجا بشه و مجبورم ترم بعدی علی رغم میل آرش از بسکتبال صرف نظر کنم. البته خوشحالم که آخرین جلسه اش برای آرش خاطره انگیز شد و این باعث میشه هروقت بخواد ادامه بده اشتیاق داشته باشه.

آخرین کلاس شنبه هم کلاس نقاشی بود.

حاصل کار این هفته

حاصل کار هفته گذشته



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی
۱۳٩٠/۱۱/٦ :: ۱٢:٤٠ ‎ق.ظ

آقای آرش خان سخت مشغول امتحانات است و امروز 5شنبه آخرین امتحانش را میده و خودش و من یک نفس راحت میکشیم.

تنها اتفاق قابل توجه هفته درآمدن یک بادمجون کوچولو بر روی پیشانی آرش بود که این سانحه چهارشنبه بعدازظهر با کوبیده شدن در ماشین به پیشانی شیطونکم به وقوع پیوست و اول یک نقطه کوچولو بود که الان تبدیل به یک بادمجون کوچولو شده!!!

عصر چهارشنبه من یک ساعت زودتر از شرکت درآمدم و بدو بدو آرش را برداشتم و بردم کلاس شنا.

مربی این ترم آرش همان مربی ترم تابستانیش است و فوق العاده معرکه است. به گمانم اگه از اول با همین مربی کار کرده بود، الان دیگه احتیاج به مربی هم نداشت. روش آموزشیش محشر است.

امروز آرش را کامل برد تو قسمت عمیق تا موقعی که خسته میشه پاهاش را زمین نذاره و کل نیم ساعت را تو همان قسمت عمیق تمرین کردند. آرش هم البته با کمی غر غر، عالی شنا کرد و پیشرفتش کامل محسوس بود و الان تو آب درست مثل یک ماهی کوچولو می مونه.

خداوندا شکر به درگاهت قلب

وروجک ما و تمام وروجکهای دنیا را در پناه خودت حفظ کن. خیال باطل الهی آمین. ماچ

پ.ن: هوا به شدت سرد است و تو این چهار سال تو امارات زمستان به این سردی را تا حالا تجربه نکرده بودیم و من هم که عاشق سرما دروغگو خلاصه این روزها حسابی کیف میکنم.



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی
۱۳٩٠/۱۱/٢ :: ۱٠:٢٩ ‎ب.ظ

آی درس خوندیم این جمعه، شنبه!!!! آرش خیلی از درسها عقب بود و انگار که اصلاً این دو هفته سر کلاس نبوده!!! با تمام این حرفها فکر نکنم نمره های این دوره دیگه مثل دفعه های دیگه عالی بشه.

درسهاشون وحشتناک سخت بود بخصوص علوم و فرانسه که غوغا بود.

5شنبه شب عمه شادی و عموپدرام را رساندیم فرودگاه و دوران مهمانداریمون تا دو سه هفته دیگه که دوست باباجلال میاد فعلاً تمام شد. آرش اینبار بیشتر مدرسه بود و کمتر با عمه اینا بود، برای همین اصلاً اذیت نشد و راحت ازشون جدا شد.

جمعه ساعت 9:30 صبح معلم فارسی آرش آمد و یک ساعتی باهاش کار کرد. به نظرم داره کند ولی عالی پیش میره.

من عادت دارم شبها قبل از خواب یا جمعه صبحها کمی رمان بخونم. الان با کمی با سواد شدن شیطونکم این عادت لذت بخش به مشکل اساسی برخورده برای اینکه میاد کنارم دراز میکشه و دائماً سعی میکنه حروف و کلماتی را که یاد گرفته پیدا کنه و بخونه و خیلی هم با مهارت این کار را انجام میده ولی خوب آرامش ... یول



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی / مهمان