Lilypie Kids Birthday tickers

 
درباره وبلاگ



آرشيو وبلاگ
نويسندگان
آمار وبلاگ
RSS Feed
Instagram
۱۳٩٠/۱٢/٢۸ :: ۱٠:٥۳ ‎ب.ظ

سال 1390 را با تمام فراز و نشیب هایی که داشت، خیلی دوست داشتم. باورم نمیشه که به این سرعت یک سال دیگه هم گذشته باشه!!!!  تعجب سال 1390 را همه جوره در خدمت آقای آرش خان بودیم و خداراشکر پیشرفت محسوس و قابل ملاحظه ای داشت. قلب

امیدوارم سال جدید برای همه دوستان و عزیزانم سالی پر از سلامتی، خوشبختی، خاطره های خوب، ماندگار و سرشار از موفقیت باشه. ماچ 

سال 1391 پیشاپیش مبارک. هورا

شمارش معکوسمون با اشتیاق زیاد شروع شده. فقط سه روز دیگه عزیزانمون را از نزدیک در آغوش میگیریم و از دلتنگی در میائیم. بغل

و امّـــــا شرح آخر هفته:

جمعه و شنبه نسبتاً شلوغی را گذراندیم. جمعه صبح معلم فارسی آرش آمد و من رفتم آرایشگاه. "ش" را یاد گرفته بود. بعد که برگشتم بعد از صبحانه، باباجلال و آرش رفتند کارواش و تعویض روغن، من هم مشغول تمیزکاری شدم. تا بعدازظهر تمیزکاری با کمک یک خانم طول کشید، بعد مشغول مطالعه علوم شدیم. تا شب مشغول بودیم.

شنبه صبح ساعت 9 وقت دندانپزشکی داشتیم. آخرین دندانهای خال دار آرش هم پر شد و خانم دکتر بهش روش صحیح مسواک زدن را یاد داد و گفت که کاملاً به موقع برای درمان آوردیش چون خالها در دندانهای بچه ها به سرعت بزرگ و عمیق میشوند.

آخر سر هم جایزه یک مرد جنگجو و یک خمیردندان سنسودین مخصوص بچه ها به آرش داد از بس که پسر خوبی بود. چشمک

بعد از آن افتادیم رو دور تند، بدو بدو رفتیم ژیمناستیک. خرید سوغاتی و عیدی ها، ناهار، دکتر لیزر، کلاس نقاشی، خرید هفتگی، خانه، شام، مطالعه Science و Social Studies، آمدن ماهـا، بعد از شام آرش را باباجلال خواباند و من رفتم کراتین مو. نزدیک 12 بود که جلال آمد دنبالم و برگشتیم خانه. من دیگه داشتم از خستگی و سردرد می مردم ولی به همه برنامه هام رسیدم.

پ.ت: عکس مربوط به فروردین 1388 است.



موضوع مطلب : آرش / دبی / روزشمار
۱۳٩٠/۱٢/٢٥ :: ۱٠:٤٧ ‎ب.ظ

 

خداراشکر با مصرف آنتی بیوتیک، گلو درد آرش به سرعت خوب شد و تبش هم کاملاً از بین رفت.

از امروز امتحانات ثلث دوم شروع شد. Handwriting اولین امتحان بود که برای این دوره خط سرهمی را کار کردند.

به نظر من که عالی می نویسه و ربطی هم به سوسک و دست و پای بلورینش نداره ها!!! چشمکولی نمیدونم چرا وقتی نمره دست خطش میاد خیلی کم است!!! در حقیقت مدرسه شون زیاد سخت گیر هستند.

دیروز چهارشنبه کلاس شنا مثل همیشه محشر بود. میس جن آخر تمرین 5 تا اسباب بازی مختلف را تو قسمت عمیق جاهای مختلف پرتاب کرد و تایم گرفت که چه مدت طول میکشه که آرش از داخل حلقه رد بشه بره یکی یکی آنها را بیاره و دوباره از حلقه رد بشه و اسباب بازی را بذاره کنار و ... اینبار تو سه دقیقه و پنجاه ثانیه هر 5 اسباب بازی را جمع کرد.

اینجا مثلاً داره شناور شدن رو آب را تمرین میکنه به جای اینکه شکمش را بده بالا قفسه سینه را میده بالا برای همین تو آب فرو میره. زبان

گواهی افتخاری 100 شدن معدل فرانسه



موضوع مطلب : آرش / دبی / مدرسه / آموزشی
۱۳٩٠/۱٢/٢٢ :: ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ

آقای آرش خان از بین این همه روز خدا درست روز تولدش مریض شد آنهم به سختی با گلودرد و تب شدید. برای همین حسابی بی حال و حوصله بود.

هفته گذشته خاله شهزاد اینا دبی بودند. بعدازظهرها را تا جائیکه میشد با هم بودیم. شارین نسبت به دفعه قبل که دیدیمش خیلی خانم و بامزه شده بود و به طور محسوسی بزنم به تخته بزرگ شده. قلب 

خاله شهزاد جون مرسی بابت هدیه تولد، آرش عاشق هر جفت کفشهای فوتبالیش شد. ماچ

 

هفته گذشته کلاسها را یکی در میان رفتیم. چهارشنبه برای کلاس شنا، آرش با باباجلال رفت. این روزها مربیبش داره روی استایل ش کار میکنه و خیلی تمرینهاشون جالب است.

کلاس پیانو، فارسی و ژیمناستیکش هم خوب بود ولی بقیه کلاسها را کنسل کردیم.

انیمیشن کارتونی Lorax را با ماهـا رفتیم دیدیم و آرش حسابی لذت برد ولی من و باباجلال یواشکی نصفش را خوابیدیم نیشخند

شنبه ظهر دندانپزشکی وقت داشتیم که دو تا دندون بالای آرش را خانم دکتر پر کرد و یک بسته عکس برگردان هم بهش کادو داد. الان فقط دوتا دندون دیگه مانده که هفته دیگه پر میشوند و کار دندونی فعلاً تمام میشه. خداراشکر برعکس من و درست مثل باباجلال خیلی تو دندانپزشکی آرش راحت است و اصلاً اذیت نمیشه.

بعد از آن بردمش Bobs برای یک ناهار عاشقانه دو نفره مادر و پسری. بعد رفتیم Welcare. دکتر تشخیص عفونت گلو داد که بهش آنتی بیوتیک و تب بر داد. بعد رفتیم تندی خرید کیک و میوه و برگشتیم خانه آماده شدیم تا شب ماها بیاد و یک تولد کوچولو بگیریم.

آرش حسابی تب دار، بی حال و حوصله و بی اشتها بود.

کادوی امسال من و باباجلال به آرش یک بسته پر از هدیه های کوچولو کوچولویی بود که دوست داره. هر کدام را جداگانه کادو کرده بودیم و یک کادوی الکی هم باباجلال قاطی ش گذاشته بود. عکس العملش موقع باز کردن هر بسته خیلی بامزه بود بخصوص موقع باز کردن کادوی الکی منتظر.



موضوع مطلب : آرش / دبی / تولد / بیماری
۱۳٩٠/۱٢/٢٠ :: ۱:٠٥ ‎ب.ظ

هفت سال پیش در چنین روزی یک وروجک به معنای واقعی کلمه به دنیا آمد. یک دنیا عشق، معصومیت، پاکی، نجابت، زیبائی، هوش و استعداد. قلب 

هفت سالگیت مبارک آرش قشنگم. ماچ

سخنی با آرشم:

مرد کوچک من، عاشقانه دوستت دارم. بدان که لحظه لحظه این هفت سال برام پر از خاطره های قشنگ و لذت عمیق از داشتنت، شیرین زبانیت، پیشرفتت و همراهیت بوده. هر موفقیت اشک شوق را از چشمم جاری کرده و هر بیماریت من را کاملاً از پا انداخته و بیمار کرده.

عزیزدلم بهترینهای دنیا را برات آرزومندم و از صمیم قلبم بهت افتخار میکنم. بغل

و سخنی با خداوند بزرگ:

خداوندا! سپاس و صد سپاس که من را لایق مادر شدن دونستی و لذت عمیق عاشق شدن را برای بار دوم با قدرتی چندین و چند برابر و از نوعی کاملاً متفاوت بهم هدیه دادی.

همراه همیشگی من وروجکم را در پناه خودت حفظ کن و راههای موفقیت و سربلندی را براش هموار کن. خیال باطل

الهی آمین  ماچ



موضوع مطلب : آرش / دبی / تولد

 

تولدت مبارک عزیز دلم. ماچ



موضوع مطلب : آرش / تولد

کارنامه دوره ای دوم ترم دوم را 5شنبه آرش گرفت و با معدل 96 باز هم Outstanding Student شد.تشویقتشویقتشویق

تنها نمره زیر 90 مربوط به علوم است که با یک بی دقتی کوچولو دو نمره کامل را از دست داده متفکر

آخر هفته طبق معمول پر برنامه گذشت. 5شنبه پیانو فوق العاده بود آهنگ کنسرتش را با این که کمی سخت است ولی الان دیگه راحت اجرا میکنه. بعد از کلاس رفتیم جایزه کارنامه درخشانش را که یک توپ بسکتبال، یک لباس منچستریونایتد و یک آلبوم اسلم اتکس بود، از من و باباش گرفت.

جمعه صبح کلاس فارسی و بعدازظهر فرانسه داشت.

شنبه صبح کلاس ژیمناستیک داشت که مربی اش معتقد است که بدنش قوی و پر از انعطاف است برای همین زود و خیلی سریع پیشرفت میکنه. تنها کسی بود که به راحتی روی یک نیمکت باریک بدون کمک مربیش میتونست کارت ویل بزنه.

و

بعد با هم رفتیم عکسهای آتلیه را انتخاب کردیم و از آنجا امارات مال برای کلاس نقاشی. بعد از کلاس هم رفتیم دندانپزشکی.

امروز اولین آمپول واقعی و بی حسی دندان را تجربه کرد و بسیار شجاع و کمی بی طاقت اولین دندانش پر شد. آخرهای کار دیگه حوصله اش سر رفته بود و دوست داشت که زودتر تمام بشه.

کلی همه از دستش خندیدند و از بس سوال کرد این چیه؟ چرا اینطوریه؟ چکار میکنه؟!

این روزها مشکلی که با وروجک دارم اینه که دروغهای کوچک و غیرضروری را به راحتی میگه و کمی تا اندکی خالی بند شده!!! از آنجائیکه من واقعاً از دروغ نفرت دارم خیلی باهاش دارم مبارزه میکنم. اوائل باهاش تند میشدم ولی دیدم اصلاً تاثیری نداره. کلافه

بعد از کلی فکر کردن تصمیم گرفتم روشم را عوض کنم. الان روش پوینتهای مثبت و منفی را گذاشتم. هربار که دروغی میگه یک پوینت منفی بهش میدم که به سادگی پاکش نمیکنم. برای اینکه موفق بشه پاکش کنه باید چندین و چند پوینت مثبت بگیره برای همین حواسش را بیشتر جمع میکنه تا کمتر دروغ بگه.

امیدوارم این روش جواب بده. متفکر



موضوع مطلب : آرش / دبی / کارنامه / آموزشی
۱۳٩٠/۱٢/۱٠ :: ۱۱:٤۱ ‎ب.ظ

مگه فقط باید کتاب را مطالعه کرد؟!!!! متفکر



موضوع مطلب : آرش
۱۳٩٠/۱٢/۸ :: ۱٠:٤۳ ‎ب.ظ

دیروز بعدازظهر مرخصی گرفتم و رفتم دنبال آرش. تندی رفتیم خانه. وروجک حاضر شد و رفتیم آتلیه برای گرفتن عکسهای هفت سالگی.

آقای عکاس عقیده داشت که آرش یک Natural Poser واقعی است. یک ساعتی طول کشید و بعد برگشتیم خانه.

یاد ایام

عکس آتلیه یک سالگی قلب



موضوع مطلب : آرش / دبی
۱۳٩٠/۱٢/٦ :: ۱۱:٥٤ ‎ب.ظ

هفته ای که گذشت کاملاَ درگیر امتحانات آرش بودیم. خودش که خیلی راضی بود ولی نتیجه تلاشش این پنج شنبه معلوم میشه. متفکر

این هفته آرش را در نقاشی یک سطح ارتقاء دادند و ترم جدید را در کلاس 7 تا 9 ساله ها شرکت میکنه ماچ

و امــا خبر خیلی خوب اینکه بلیطهای عید نوروز را بالاخره گرفتیم و سوم فروردین بلافاصله بعد از آخرین امتحان آرش راهی تهران میشیم. هوراخیال باطل از آخرین باری که تهران بودیم شش ماه به سرعت برق و باد گذشته تعجب

به تولد آقای آرش خان فقط دو هفته دیگه مانده و هنوز هیچ برنامه خاصی نداریم. متفکر

یاد ایام

عشق من دوستت دارم. ماچ



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی