Lilypie Kids Birthday tickers

وروجک مامان آرش
 
درباره وبلاگ



آرشيو وبلاگ
نويسندگان
آمار وبلاگ
RSS Feed
۱۳٩٠/٢/۳۱ :: ۱٠:٥۸ ‎ب.ظ

دیروز جمعه در آستانه سی و شش سالگی من با ماهـــا رفتیم دبی مال تا تولدم را جشن بگیریم. کادو از ماها یک بلوز، دامن و یک صنایع دستی خیلی زیبای کره جنوبی گرفتم.

از باباجلال یک کادوی فوق العاده گرفتم. مژه

دوربین Canon D550

از آرش هم یک گیف ست Versache گرفتم. ماچ

آرش و باباجلال با هم صحبت کرده بودند و قرار بود با پول تو جیبیهاش و کمک باباجلال برام عطر بگیره. از آنجائیکه وروجکم خیلی رازدار است من اصلاً نمیدونستم قراره چی بخرند دروغگو

و

بعد یک گشتی زدیم و تو کافی شاپ نیم ساعتی نشستیم و رقص نور و آب را دوبار تماشا کردیم و جای همگی خالی خیلی لذت بردیم.

بعد ماهـا را رساندیم به یک جشن عروسی و خودمون برگشتیم خانه. ماچ

امروز صبح زود بیدار شدم. خانه را مرتب کردم. حدود ساعت 10 رفتیم فرودگاه دنبال خاله مرسده که یک هفته ای مهمان ماست.

ظهر من، آرش و خاله مرسده رفتیم مدرسه آرش Ballet Show 2011.

ادامه دارد...



موضوع مطلب : تولد / دبی
۱۳٩٠/٢/۳۱ :: ٧:۱٥ ‎ق.ظ

پیش به سوی  Dance Show آقای آرش خان در مدرسه



موضوع مطلب : آرش / دبی / مدرسه
۱۳٩٠/٢/٢٧ :: ٩:۱۳ ‎ب.ظ

یاد ایام

موضوع کلاس نقاشی این هفته در مدرسه

When I grow up,I want to be a ....

Policeman with a talky walky

هر کدام از بچه ها یک شغل را انتخاب کرده بودند و آرش نظرش فعلاً رو پلیس شدن است. وقتی خیلی کوچولو بود و ازش میپرسیدیم دوست داشت قصاب بشه. باز خداراشکر کمی سلیقه اش عوض شده زبان



موضوع مطلب : آرش / دبی
۱۳٩٠/٢/٢٥ :: ۸:٥٩ ‎ب.ظ

شنبه حدود ساعت 9 بیدار شدیم. باباجلال رفت سر کار من و آرش هم تا ظهر مشغول تمرین پیانو و مرور درسهای هفته گذشته بودیم.

بعد آماده شدیم رفتیم مدرسه برای Music Show.

تو مدرسه هفته ای یک جلسه موزیک دارند که سه تا از آهنگهایی را که تو طول سال یاد گرفته بودند را اجرا کردند.

و

برنامه این مدلی بود که بچه های سال اول هر چهار کلاس با هم سه تا آهنگ اجرا میکردند. کلاس آرش جزء گروه آخر بودند و من تونستم همه برنامه ها را ببینم و البته لذت بردم.

آرش هم برخلاف همیشه خیلی راحت در کنار دوستهاش آمد روی سن و تمام آهنگها را اجرا کرد.

فقط از آنجائیکه بچه ام خیلی رشید است دروغگوپشت تاج نفرات جلویی مخفی میموند و به سختی تونستم ازش فیلم بگیرم. زبان

بعد از شو با هم رفتیم امارات مال. کلاس نقاشی داشت.

اثر هنری این هفته را من خیلی دوست داشتم.

بعد از کلاس با هم ناهار خوردیم و برگشتیم خانه. درسهای باقیمانده را تمام کردیم و شیطونکم مشغول بازی و من هم مشغول آشپزی و تمیزکاری شدم.

هشت بود که آقای آرش خان دیگه خوابید تا برای مدرسه آماده بشه.

انشاء هفته قبلشون راجع به همین شو موزیک و خیلی بانمک بود.



موضوع مطلب : آرش / دبی / مدرسه / شو
۱۳٩٠/٢/٢٤ :: ٩:٠٢ ‎ب.ظ

از آنجائی که آخر هفته پر ترافیکی داشتیم گزارشش را دو قسمتی میکنم. جمعه بعدازظهر آرش تولد همکلاسیش Jana تو Fun City دعوت داشت.

نزدیک ساعت شش رفتیم. اول برای جانا کادو گرفتیم و بعد بدو بدو رفتیم به محل جشن که تقریباً وسطهای تولد بود که رسیدیم.

آرش با راشد و یوسف تا تونست شیطنت کرد. خانم معلمشون هم امروز آمده بود. بچه ها هم چشمشون افتاده بود به میس کروان و بیشتر شیطونی میکردند. بادکنک بود که یکی پس دیگری میترکید و انواع و اقسام صداهای دلخراش را تولید میکرد.

آرش و میس کروان

بعد از تولد با آرش یک دور تو Oasis Mall زدیم و من کادوی شاگرد اول شدنش را گرفتم و برگشتیم خانه.



موضوع مطلب : آرش / دبی / تولد

حس مادرانه من اینبار کاملاً اشتباه کرده بود و دیروز با دیدن کارنامه شیطونکم غرق شادی شدم. معدل کلش 99 از 100 شده بود. Outstanding و بالاترین نمره کلاس. یول

English  - 98

  • Comprehention = 100
  • Language = 97
  • Oral Phonics = 100
  • Phonics = 99
  • Prepared Reading = 95
  • Reading = 95
  • Spelling = 100
  • Handwriting = 95

French - 99

  • Comprehension = 100
  • Grammer = 93
  • Reading = 100
  • Vocabulary  = 100

Mathematics - 100

  • Arithmetic = 100
  • Mental Arithmetic = 100

جایزه هم یک بسته کامل کارتهای Slam Attacks که سرگرمی موردعلاقه این روزهاش است، گرفتم.

پنجشنبه بعدازظهر باباجلال کار داشت. آرش و ماها دوتائی بعد از دانشگاه رفتند امارات مال. من شش که تعطیل شدم رفتم دنبالشون. تندی رفتیم کلاس پیانو.

بعد از کلاس با ماها رفتیم دبی مال. باباجلال هم آمد. شام خوردیم و رفتیم سینما.

فیلم Something Borrowed را دیدیم. قشنگ بود. آرش اوائل فیلم خوابش برد و ما هم تو حالتی بین خواب و بیدار تماشا کردیم. بعد ماها را رساندیم خانه و برگشتیم.



موضوع مطلب : آرش / دبی / مدرسه / کارنامه
۱۳٩٠/٢/٢۱ :: ۱۱:۱٩ ‎ب.ظ

سه شنبه آقای بی دندان ما راهی کلاس شنا شد. قلب

نسبت به هفته قبل کلاس بهتر بود.

لبش که در اثر افتادن با صورت روی زمین و شکستن دندانها زحم شده بود، دیگه خوب شده و اوضاع و احوال مرتبه فقط شیطون بی دندونم خیلی بامزه و زشت شده زبان

میگین نه؟!! اینم شاهد ماجرا یول

فرشته دندان هم سریع آرزوی آقای آرش خان را برآورده کرد و براش یک اسکیت انگشتی هدیه آورد.

و

شنبه آینده در مدرسه کنسرت است و قراره بچه ها سه تا آهنگ اجرا کنند. امروز صبح زودتر رفت مدرسه که به قول خودش Practice کنند.

پ.ن: مرسی از همه شما عزیزان که به وروجک ما رای دادین. من خودم از اینجا با 009820001124 فرستادم ولی نمیدونم که میرسه یا نه؟!! متفکر



موضوع مطلب : آرش / آموزشی / دبی
۱۳٩٠/٢/۱٩ :: ۱٠:٤۸ ‎ب.ظ

چند وقت پیش برای مجله سیب سبز عکس آرش را فرستاده بودم که امروز با خبر شدم که عکس آرش را چاپ کردند.قلب

دوستان گلم بشتابید و در صورت تمایل کد 1244 را به شماره 20001124 اس ام اس کنید تا وروجک ما برنده بشه چشمکماچ



موضوع مطلب : آرش / مسابقه
۱۳٩٠/٢/۱۸ :: ٩:۱٠ ‎ب.ظ

شنبه این هفته شنبه اول ماه میلادی بود و من باید میرفتم سرکار. آرش را برداشتم و دو تائی رفتیم شرکت.

هنوز نیم ساعت از رسیدنمون نگذشته بود که رئیسم تماس گرفت و گفت از یکی دو هفته پیش شنبه ها کلاً تعطیل شده و دیگه لازم نیست بیائیم شرکت!

خبر بسیار عالی ای بود و کلی ذوق کردیم. زودی با Hazel و Ana وسائلمون را جمع کردیم و رفتیم پارک صفا Flea Market.

هوا وحشتناک گرم بود و بیشتر از یکی دو ساعت نتونستیم تحمل کنیم. از آنجا بچه ها را گذاشتیم ایستگاه مترو، من و آرش هم رفتیم امارات مال.

کلاس نقاشی دوباره از امروز شروع شد و این اثر هنری این هفته آقای آرش خان است.

بعد از کلاس تندی ناهار آرش را دادم و رفتیم JBR. آرش تولد همکلاسیش Steven تو Ruby Tuesday دعوت بود.

همه چیز خوب و عالی بود.

آرش و ابراهیم

یوسف، آرش، ابراهیم و استیون

بچه ها با هم بازی میکردند و از این ور به آن ور میدویدند و مامانها هم با هم گپ میزدند. همه چیز خوب بود تا اینکه که ناگهان یک عدد آقای آرش خان خونین و مالین هراسان و گریان ظاهر شد. من را میگی یک بار دیگه این حس تلخ را تجربه کردم و فشارم با سرعت افتاد پائین، طوری که حتی نتونستم شیطونک وحشت زده ام را بلند کنم. فقط محکم بغلش کرده بودم بقیه مامان باباها با دستمال و یخ و .... سعی میکردند خونش را بند بیارن. تا دهانش را باز کرد دیدم یک دندان نیست و یکی هم به یک مو بند شده و توی دهانش مشغول کله معلق بازیست.

القصه دو تا دندون لق بالا امروز افتاد و تجربه ای خونین با یک لب کاملاً زخمی و متورم به جا گذاشت. از آنجا که برگشتیم سریع بردمش کلینیک که چک بشه که دندانپزشک کودک نداشت. خونش بند آمده بود و خودش هم خوب بود اینه که دیگه برگشتیم خانه و با سرعت خوابید.

خدایا شکر شکر شکر به درگاهت که باز هم به خیر گذشت. میتونست خیلی بدتر از اینها باشه ماچ



موضوع مطلب : آرش / دبی / بیماری / تولد
۱۳٩٠/٢/۱٧ :: ۱٢:۳٠ ‎ق.ظ

امتحانهای آرش ۵شنبه تمام شد و بعید میدونم نتایج چندان جالبی از توش در بیاد. البته امیدوارم که حسم اشتباه کرده باشه!!!!

۵شنبه سر کلاس پیانو تمرین کنسرت را کرده بودند. ادای احترام اول و اجرای بعدش را. آرش به معلمش اصرار کرده بوده که اجرای اول باشه وقتی میس بت ازش پرسیده بود که نمی ترسه با اطمینان گفته بود که نه! ولی من پسر خجالتی خودم را بیشتر میشناسم و میدونم که موقع اجرا یک بازی ای در خواهد آورد.

آرش و دندونهایی که خودش اقرار کرد شبیه دندونهای باب اسفنجی شده

جمعه تا دو کلاس من طول کشید. چون با ماها و فاطمه دبی مال قرار داشتیم بدو بدو حاضر شدیم و راه افتادیم. کادوی تولدشون را با اینکه حسابی بیات شده بود دادیم.

بعد از ناهار و بعد از مدتها رفتیم سینما. فیلم Rio که انیمیشن خیلی قشنگی بود و کلی لذت بردیم.

بعد هم یک دوری با بچه ها زدیم، ماها را رسانیدم خانه و برگشتیم. آرش توی راه خوابش برد.



موضوع مطلب : آرش / دبی / تولد / گردش
۱۳٩٠/٢/۱۳ :: ۱۱:٥۱ ‎ب.ظ

این زبان فرانسه عجب مصیبتی است ها!!!! آخبخصوص وقتی یک وروجک داری که سر کلاس مشغول بازیگوشی و شیطنت است و به درس خوب گوش نمیده، خودت هم اصلاً فرانسه بلد نیستی، موقع امتحان واقعاً معرکه ای برپا میشه بخصوص امتحان درک مطلب. یول

امروز دو ساعتی مرخصی گرفتم. رفتم مدرسه، آرش را از کلاس ژیمناستیک برداشتم. خیلی قشنگ تمرین میکرد. یواشکی کلی از پشت شیشه تماشا کردم و لذت بردم. بعد تندی رفتیم استخر.

از امروز ترم بهاره شنا شروع شد. اولین جلسه کلاس آرش و  Max با Amy بود. خیلی آرش و Max گیج بودند و تا به Amy عادت کنند و روی روال بیفتند یک کمی زمان لازم است. به نظرم مربی ترم ایستر آرش Jane خیلی خیلی بهتر بود با اینکه تازه به گروه پیوسته ولی از همه خیلی با حوصله تر است و آرش هم خیلی دوستش داشت.  ساکت

جالبه که به محض اینکه کلاسش تمام شد دوید رفت سمت Ms. Jane و پرید تو آب. ده دقیقه ای چون او شاگرد نداشت با آرش بازی بازی کرد و ...

بعد از شنا با آرش یک چند دقیقه ای آنجا قدم زدیم و عکس انداختیم. از آنجا رفتیم مارینا مال. تازه ناهار خوردیم و بعد از ناهار یکی دو ساعتی تمرین فرانسه و Phonics انگلیسی کردیم. 8 بود که دیگه رسیدیم خانه و آرش بعد از مسواک زدن بیهوش شد.

پ.ن: راستی دنبال یک دوربین حرفه ای Canon میگردم. کنون دارها لطفاً اگه میشه راهنمائی بفرمائید. قلب دوربین فعلی Canon A710 است و سه چهار سال است که بی وقفه داره کار میکنه و من خیلی ازش راضی هستم ولی از آنجائیکه عاشق عکاسی هستم الان دلم یک دوربین لنز دار میخواد. مژه



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی / مدرسه
۱۳٩٠/٢/۱٠ :: ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ

هفته امتحانات آرش است و سرمون حسابی شلوغ است.

جمعه بیشتر برای آرش به استراحت و بازی گذشت. غروب جمعه مثل عصر همه جمعه های دیگه دلگیر بود، برای همین آرش را برداشتم و رفتیم مردف سیتی سنتر که شو بن10 داشت.

با آرش کمی گشتیم و یکی از کاراکترهای بن10 را دیدیم، یک کوچولو خرید کردیم و نیمه شب بود که دیگه برگشتیم. چون باطری دوربین ضعیف بود عکسهای بدون فلاش  گرفتیم که اصلاً جالب نشد.

شنبه صبح بعد از اینکه باباجلال رفت سرکار،  من و آرش مشغول تمرین پیانو، درس خواندن و ... شدیم. ساعت 3 دیگه کارمون تمام شد.

رفتیم امارات مال برای خرید هفتگی. عصری سر راه باباجلال را از ایستگاه مترو برداشتیم و برگشتیم خانه.

و امّــــــــــــــــــا دندونهای آقای آرش خان حکایتی شده برای خودش.

البته این پستونک وحشتناک منظورم نیست ها!!! دو تا دندون بالا هر دو لق شده و به یک طرف مایل شده (کج و کوله). دندونهای پائین یکی کامل کج در آمده و دیگری از چند میلیمتر عقبتر در آمده!!!!! خلاصه که خیلی قشنگ شده یک چیزی شبیه همین پستونکش. امیدوارم وقتی همه دندونهای شیریش ریخت، دندونهای اصلیش مرتب شوند؟!! متفکر

پ.ن.1:

این آهنگ My Little Pony یکی از آهنگهائیست که قرار است برای کنسرت اجرا کنه.



موضوع مطلب : آرش / دبی
۱۳٩٠/٢/٥ :: ۱۱:۳۱ ‎ب.ظ

25 آپریل ٢٠١٠

و

25 آپریل 2011

این دو عکس مربوط به پنجم اردیبهشت 89 و 90، در یک زمان، در یک مکان و در عین حال بسیار بسیار متفاوت از هم هستند. 

عکس اول یادآور یک روز خیلی تلخ است که امروز فقط به خاطره ای تلخ تبدیل شده و همه چیز به لطف خدا حتی بهتر از قبل شده. حقیقتی است که میگن:

آرام باش ....تفکر کن ... توکل کن ...
آنوقت خواهی دید که خدا زودتر از تو دست به کار شده. ماچ

خداوندا شکر به درگاهت برای دیشب، برای پریشب. برای دیروز برای پریروز. برای پارسال. برای امروز برای امشب.
شکرت خدا برای لحظه لحظه های هر روز. مژه



موضوع مطلب : دبی / سپاس
۱۳٩٠/٢/٥ :: ۱٠:٠۱ ‎ب.ظ

یکشنبه آرش به مناسبت ایستر تعطیل بود، من هم مرخصی گرفتم و دو تایی ماندیم خانه.

یک عالمه خوابیدیم، بعد من خانه را تمیز کردم و آرش با XBox و PSPش بازی کرد، بعد کل کتابهای مربوط به امتحانات هفته آینده را مرور کردیم، درسهای پیانو را تمرین کردیم، اینترنت بازی کردیم و ...

خلاصه یک روز خیلی پربار، پرکار و عالی را با هم گذراندیم. خانه هم از تمیزی برق افتاد کاری که مدتها بود مامان خانم تنبل فرصت نکرده بود درست و حسابی انجامش بده. خجالت

بعد از اینکه باباجلال آمد، من با اینکه خیلی خسته بودم، تصمیم گرفتم تندی برم کارفور خرید هفتگی و برگردم. سوار ماشین شدم و هرکاری کردم ماشین روشن نشد که نشد. خلاصه باباجلال با کمک یکی از دوستان، ماشین را روشن کردند و رفتند باطری را عوض کردند و برگشتند. خدا خیلی رحم کرد. اگه صبح با ماشین بدون باطری روبرو میشدیم، از کار و زندگی حسابی می افتادیم.بخصوص که ما همیشه دقیقه نود راه می افتیم و قطعاً به مدرسه آرش نمی رسیدیم.

تکه های پازل زندگی همیشه خوب کنار هم جور میشه. خدایا شکرت. بغل

پ.ن: مامانی ثریا و خاله آزاده هم با یکدنیا خاطره خوش و معنوی از سفر مکه برگشتند.

حجتون مقبول. ماچ دوستتون دارم ماچ



موضوع مطلب : آرش / دبی
۱۳٩٠/٢/٤ :: ۱:۳٧ ‎ق.ظ

تا ظهر خانه بودیم و آرش مشغول بازی. بعد رفتیم Dubai Mall. نزدیک یک به خاله شهزاد اینا رسیدیم. شارین کوچولو مریض احوال بود و خواب. در نتیجه آرش دلگیر بود که نمیتونه در آخرین لحظات با شارین عسلی بازی کنه. ولی شارین دل آرش را نشکست و بیدار شد و یک کوچولو با هم بازی کردند.

نیم ساعتی تو پاساژ با هم دور زدیم. بعد ازشون خداحافظی کردیم. امروز برگشتند تهران و ما را تنها گذاشتند. شهزاد جون یک دنیا ممنون بابت همه محبتهات ماچ

بعد من و آرش رفتیم برای PSP آرش Memory Card خریدیم و ناهار خوردیم.

بعد یک جشن به مناسبت Easter در Down Town Burj Dubai - the Palace بود و من از قبل رزرو کرده بودم.

هوا بسیار عالی و تمیز بود و برنامه هم جالب بود.کلی شکلات خرگوشی و تخم مرغی و ... آرش پیدا کرد و نقاشی و انواع و اقسام خوردنی ها و ... خلاصه که جای همگی خالی بعدازظهر خوبی را با هم گذراندیم.

و

و

و

تا 5 بودیم و بعد رفتیم دنبال باباجلال. از آنجا با هم رفتیم خرید هفتگی میوه از ویتروس و بعد آمدیم خانه.



ادامه مطلب ...

موضوع مطلب : آرش / دبی / گردش / مهمان
۱۳٩٠/٢/۳ :: ۱۱:٢٩ ‎ق.ظ

چهارشنبه صبح به هوای اینکه با PSPش بازی کنه بیدار شد و دیدیم ای دل غافل داخلش هیچ بازی ای نیست و باید جدا میخریدیم. خلاصه حال آقای وروجک ِکم خواب گرفته شد و شروع کرد به بداخلاقی کردن. با هر بدبختی ای که بود سرش را با یک چیز دیگه ای گرم کردم و سرحال شد، آماده شد و رفت مدرسه.

بعد از ظهر با خاله شهزاد اینا تو سیتی سنتر دیره قرار داشتیم که رفتیم. تا 10 با هم بودیم و آرش و شارین با هم کلی بازی بازی کردند.

آرش 10 خوابید و صبح اینبار هم سخت بیدار شد چون خوابش کامل نشده بود. با این حال سرحال رفت مدرسه. امروز هم روز خیلی خیلی پرکاری داشت. مدرسه، ژیمناستیک، شنا و پیانو.

همه کلاسهاش عالی بود. دوره چهار جلسه ای تعطیلات ایسترش با میس جین تمام شد و از هفته آینده کلاسهای سری بهاره با میس امی شروع میشه.

تو کلاس پیانو معلمش خیلی ازش راضی بود و آهنگ کنسرتش را هم براش عوض کرده و یک آهنگ یک کم مشکلتر انتخاب کرده.

بعد از کلاس پیانو رفتیم امارات مال و منتظر خاله شهزاد اینا شدیم.

تا بیایند برای آرش یک بازی Slam Attacks برای PSP ش خریدیم که دیگه تا آخر شب یکسره مشغول بازی بود و هر کاری شارین کرد باهاش بازی نکرد!

یکی از کارهای هرگز نکرده نشستن تو کالسکه بود که 5شنبه برای اولین بار در شش سالگی انجامش داد نیشخند

شب خاله شهزاد اینا را رساندیم هتل و برگشتیم خانه. آرش توی راه غش کرد.

جمعه ظهر با خاله شهزاد و شارین رفتیم امارات مال.

تا 8 شب با هم بودیم. باباجلال 8 از سرکار آمد و ما رفتیم منزل یک همکار قدیمی برای جشن تولدشون. ماهـــا هم بود و کلی خوش گذشت.

دو جفت دوقلوی همسان از آرش بزرگتر آنجا بودند که آرش کلی باهاشون بازی کرد و شب خوبی را گذراند. مسابقه حرکات موزون بین پسربچه ها آخرین برنامه بود که آرش طبق معمول خجالت کشید و چسبید به باباجلال و اصلاً در مسابقه شرکت نکرد ولی بقیه بچه ها شرکت کردند. متفکر



موضوع مطلب : آرش / دبی / تولد / مهمان