Lilypie Kids Birthday tickers

وروجک مامان آرش
 
درباره وبلاگ



آرشيو وبلاگ
نويسندگان
آمار وبلاگ
RSS Feed
نویسنده: آرزو حقیقت پناه - ۱۳٩٠/۳/۳۱

این روزها هم مثل همه روزهای امتحان به آرامی در گذر هستند.

امتحان Handwriting و ریاضی ذهنی و روخوانی فرانسه را داده. امروز ریاضی و درک مطلب فرانسه داره.

دیروز یک ساعت میس جولیانا آمد و کمی فرانسه با آرش تمرین کرد و قاطعانه گفت که آرش 100 میشه نگران نباشین. یول امیدوارم که همینطور باشه. بغل

این اثر هنری مربوط به کلاس نقاشی روز شنبه است:




نویسنده: آرزو حقیقت پناه - ۱۳٩٠/۳/٢۸

درس میخونیم! یول




نویسنده: آرزو حقیقت پناه - ۱۳٩٠/۳/٢٥
  •  پدر یعنی اصالت، شرافت، مهربانی، بزرگواری، از خودگذشتگی، وقار، صفا و ...
  • پدر یعنی درد کشیدن به امید لبخندی بر لبان فرزند دیدن
  • پدر یعنی دیوانه وار جوانی و عمر را در پای فرزند نثار کردن بی هیچ چشمداشتی
  • پدر یعنی ارزو داشتن آن چه خود نداشته برای فرزند
  • پدر یعنی قوت قلب اگه حتی صد سالت باشه و هر چی یا هرکی باشی
  • پدر یعنی عشق،عشق،عشق ...
آرش و بابابو بغل

 

پدرم دست پر مهرتون را می بوسم و از صمیم قلب عاشقتون هستم . دلم برای دیدن روی ماهتون و در آغوش گرفتنون یک ذره شده. دوستتون دارم. قلب
روزتون مبارک. بغل
جلالم روزت مبارک. من و آرش عاشقانه دوستت داریم و بهت افتخار میکنیم. ماچ



نویسنده: آرزو حقیقت پناه - ۱۳٩٠/۳/٢٤

شمارش معکوس تعطیلات تابستانی آرش شروع شده درست 12 روز دیگه مانده و از این 12 روز 2 تا جمعه + 2 تا شنبه تعطیل هستند، میمونه 8 روز که 7 روزش را هم درگیر امتحانات خیلی سختی هستند. چون کل کتاب ها را باید امتحان بدن.

دو سه روز است که 160 صفحه کتاب فرانسه را براش قسمت بندی کردم و هر روز 40 صفحه اش را داره دوره میکنه متاسفانه خیلی از لغات را یادش رفته و کار سختی در پیش داریم.متفکر

امروز هم مثل همه سه شنبه های دیگه مرخصی گرفتم و رفتم دنبال آرش. بردمش کلاس شنا.

آرش و Max تا جائیکه تونستند شیطنت کردند و حسابی کفر مربی شون را درآورده بودند. ماچ

بعد رفتیم مارینا ناهار خوردیم و برگشتیم خانه. مشغول فرانسه و پیانو و بازی تا وقت خواب شد.

این روزها آرش به شدت بابائی شده متفکر تا چند وقت پیش فقط مامانی بود و همه کارهاش را دوست داشت با من انجام بده ولی الان درست برعکس شده دل شکسته زبان.




نویسنده: آرزو حقیقت پناه - ۱۳٩٠/۳/٢۳

جمعه بعد از کنسرت رفتیم دنبال ماها و از آنجا دبی مال.

اول ناهار خوردیم و بعد فیلم Kung Fu Panda 2 را به خاطر آرش رفتیم دیدیم. آرش خیلی لذت برد ولی برای ما کمی خسته کننده بود.

درست روز بعد معلوم شد دو تا بلیط همین فیلم را تو قرعه کشی سایت Dubai Kidz بردیم. حالا اگه آرش دلش بخواد که دوباره میبرمش اگه نه میدم به همکارم تا بره ببینه.




نویسنده: آرزو حقیقت پناه - ۱۳٩٠/۳/٢۱

نتیجه آخرین دوره امتحانات دوره ای قبل از پایان ترم سوم: معدل کل 98 از 100 شده و اینبار هم شکر خدا Outstanding. یول

English  - 97

  • Comprehention = 95
  • Language = 97
  • Oral Phonics = 100
  • Phonics = 100
  • Prepared Reading = 98
  • Reading = 95
  • Spelling = 100
  • Handwriting = 93

French - 98

  • Comprehension = 100
  • Reading = 100
  • Grammer = 88
  • Vocabulary  = 100

Mathematics - 100

  • Arithmetic = 100
  • Mental Arithmetic = 100

هر دوره یک مدل اسباب بازی اینجا مد میشه و این روزها نوبت BeyBlade است.

طی چند ماه گذشته به مناسبتهای مختلف آرش سه مدلش را گرفته بود. سه تا هم خاله شهزاد هفته پیش براش خرید، الان دیگه سری کاملش را داره. یک چیزی شبیه فرفره های دوره خودمان. ابله

فقط مانده بود یک میدان مسابقه که آن را هم جایزه کارنامه خوبش براش گرفتیم.

حالا آرش و باباجلال یک سره عصرها مشغول مسابقه دادن و کری خواندن هستند و شیطونکم هم آخر جرزنی است. زبان




نویسنده: آرزو حقیقت پناه - ۱۳٩٠/۳/٢۱

دیروز جمعه ١٠ ژوئن ٢٠١١ اولین کنسرت رسمی پیانو آرش بود. من جای آرش حسابی اضطراب داشتم و بعید میدونستم که شیطونکم بتونه هر دو آهنگ My little Pony و Nocturne شوپن را راحت اجرا کنه. هر بار که تو خونه تمرین میکرد حداقل یکی دو اشتباه کوچولو را داشت.

بچه ها را به دو دسته تقسیم کرده بودند و آرش نفر یکی مانده به آخر گروه اول بود. وقتی رفت روی سن و شروع کرد به زدن چشمهام پر اشک شده بود واصلاً نمیتونم احساس شادی خودم را بیان کنم.

آرش بسیار زیبا و مسلط هر دو آهنگ را بدون هیچ اشتباهی اجرا کرد.

بچه های سری دوم خیلی حرفه ای بودند و بیشتر از 5 سال بود که داشتند تمرین میکردند. آرش تو رده سنی خودش از همه کوچولوتر و از همه بهتر بود و Award مربوط به بیشترین پیشرفت را در طول سال گذشته گرفت.

اولین نفری که برای گرفتن لوح تقدیر از میس بت رفت روی سن.

این هم آرش و خانم معلمش میس بت

بهت افتخار میکنیم عزیزدلم

عاشقتم ماچ




نویسنده: آرزو حقیقت پناه - ۱۳٩٠/۳/۱۸

شنبه بعد از هتل آتلانتیس با خاله شهزاد، شارین عسلی و ماهــا رفتیم امارات مال. آرش بعد از ناهار رفت کلاس نقاشی.

ما همان دور و بر چرخیدیم تا آرش آمد. خاله شهزاد و شارین را برگرداندیم هتل. آرش بعدش بلافاصله از خستگی بیهوش شد. تمام مدتی که من داشتم خرید هفتگی میکردم، آرش تو چرخ خرید خوابیده بود.

دیگه رسیدیم خانه بیدار شد. کمی پیانو تمرین کرد، بعد بازی شام و دوباره خواب.

 

تا دوشنبه شب دوبار دیگه هم خاله شهزاد اینا را دیدیم. یکشنبه بعدازظهر با هم رفتیم سیتی سنتر و دوشنبه بعدازظهر هم رفتیم رستوران انار مدینه الجمیرا.

سه شنبه حدود ساعت 2 مرخصی گرفتم و رفتم دنبال آرش و با هم رفتیم شنا. کلاس شنا بد نبود. خودش خیلی لذت میبره ولی من از گرما هلاک میشم کنار استخر.

پ.ن.1: کلاس رقص مدرسه تمام شد و این هم مدرکش:

پ.ن.2: مدرسه آخر ماه ژوئن تمام میشه و ما می مونیم و یک وروجک خیلی خیلی شیطون و تازه گیها حرف گوش نکن. متفکر




نویسنده: آرزو حقیقت پناه - ۱۳٩٠/۳/۱٥

کادوی تولدی که قرار بود این هفته رونمائی بشه، از طرف خاله شهزاد و یک شب اقامت در هتل آتلانتیس دبی بود.

جمعه ساعت 3 رفتیم دبی مال دنبال خاله شهزاد اینا و ماهـــا. از آنجا همه با هم رفتیم هتل. اتاق ما یک سوئیت بسیار بسیار زیبا با دیدی زیباتر از دریا و پارک آبی تو طبقه 17م هتل بود.

به خاطر آرش اولین کاری که کردیم آماده شدیم و رفتیم پارک آبی آکواادونچر.

و

تا وقتی هوا تاریک شد آنجا بودیم بعد مستقیم رفتیم استخر.

یکی دو ساعتی هم آرش شنا و بازی بازی کرد. بعد برگشتیم هتل.

دوش گرفتیم و آماده شدیم برای شام.

قبل از شام Lost Chamber را دیدیم که واقعاً زیبا و دیدنی بود.

و

برای شام هم رفتیم یک رستوران ایتالیائی. آرش حسابی خسته و خواب آلود بود و یکسره غر زد و آخر هم شام نخورده خوابش برد.

آرش و شارین عسلی ماچ

شنبه صبح هم جای همگی خالی یک صبحانه مفصل تو رستوران فرانسوی خوردیم و بعد دوباره Lost Chamber را دیدیم. باباجلال رفت سر کار و من و آرش با اینکه هوا خیلی گرم بود رفتیم استخر و آرش کمی شنا کرد.

بعد برگشتیم اتاق را تحویل دادیم و این پایان یک هدیه سیندرلائی بسیار عالی بود. یکی از بهترین هدیه های تولدی که تو این 36 سال از یک دوست فوق العاده گرفته بودم.  ماچ

مرسی خاله شهزاد گل. ماچ ما واقعاً لذت بردیم.بغل به شادیهاتون انشاءالله بتونیم جبران کنیم. مژه




نویسنده: آرزو حقیقت پناه - ۱۳٩٠/۳/۱۱

روزت مبارک عشق من




نویسنده: آرزو حقیقت پناه - ۱۳٩٠/۳/۱٠

۵شنبه در مدرسه شو ژیمناستیک بود که باباجلال رفت. خاله مرسده هم که کارشون تو سفارت درست نشده بود، همان 5شنبه شبانه برگشت و به قول آرش دوباره ما سه تائی شدیم.

کلاس پیانو زیاد رضایت بخش نبود. خودش به معلمش گفته بود که امتحان داشته و زیاد تمرین نکرده دروغگوولی فقط همان روز امتحان داشت.

جمعه بعداز ظهر با ماهــا طبق معمول رفتیم دبی مال. بعد از ناهار رفتیم فیلم Hang Over II را که کمدی بود دیدیم بد نبود و در واقع فقط خنده دار بود.

بعد هم ماهـا را رساندیم برجمان و برگشتیم خانه.

شنبه صبح دو ساعتی کتابهای مربوط به امتحان را دوره کردیم. بعد رفتیم امارات مال. کلاس نقاشی.

اثر هنری این هفته:

سرگرمی آرش این روزها Lego است. دیروز براش یک لگوی  Prince of Carribean به خاطر آقا بودنش از Toys R Usخریدم.

بعد از اینکه برگشتیم خانه اول درس فرانسه را دوره کرد، بعد تا 8 شب که بخوابه مشغول درست کردن لگوش بود.

روزهای هفته هم به امتحانات آرش گذشت و خبر خاصی نبود.




نویسنده: آرزو حقیقت پناه - ۱۳٩٠/۳/٤

بودن خاله مرسده این روزها برای آرش نعمت بزرگی است. هر روز از مدرسه میاد خانه و هم استراحت میکنه هم به بازیش میرسه.

سه شنبه طبق معمول من مرخصی گرفتم (صدای رئیسم بالاخره درآمد نیشخند و قرار شد از هفته دیگه جلال مرخصی بگیره شیطان تا ببینیم صدای رئیس جلال کی در میاد متفکر)

از شرکت رفتم خاله مرسده را برداشتم و بعد آرش را از کلاس ژیمناستیک مدرسه برداشتیم و رفتیم شنا.

و

بعد از شنا هم رفتیم مارینا مال.

آرش بی دندونِ شیطون

سری آخر امتحانات Revision قبل از پایان ترم از فردا شروع میشه و کل هفته آینده را درگیر امتحانات هستیم. چشمک

پ.ن: دوربین جدید محشر است و اصلاً قابل مقایسه با دوربین قبلی نیست. البته هنوز وقت نکردم راهنماش را بخونم تا بتونم درست ازش استفاده کنم ولی در حد آزمون و خطا فوق العاده است. قلب




نویسنده: آرزو حقیقت پناه - ۱۳٩٠/۳/٢

بچه یعنی آغوش کوچکی از گرما و عشق و نیاز
یعنی نفسهای خفته خوشبو
یعنی آرزوهای کوچک از آینده‌ای بزرگ
یعنی دیدن عاشقانه‌ترین نگاه دنیا از بی‌تجربه‌ترین چشمها
*********
بچه یعنی تختخواب سه نفره
یعنی فراموش کردن زمزمه های شبانه
یعنی برای عشق ورزیدن تا فرصت خواب کوچک و نازکش منتظر ماندن
یعنی سراسیمه دویدن
*********
بچه یعنی عشق
یعنی بزرگترین تکه قلب دو نفر
یعنی تکه ای از قلبت ، برهنه در برابرت
یعنی عشق، عشق و عشق
*********
بچه یعنی آرزوی تنهایی دو نفره
یعنی اضطراب در وقت کوچکترین جدایی
یعنی" نمی دانم می خواهم بروم یا بمانم"
یعنی همه چیز با هم و در هم
*********
بچه بعنی غرور پروراندن یک مولود
یعنی افتخار کردن به قدمهای کوچک لرزان
یعنی بوسه چسبناک با طعم موز
یعنی " ماما دوچت دادم"
*********
بچه یعنی پوشک
یعنی هر روز غذا درست کردن
یعنی نگران هر لقمه غذای نخورده بودن
یعنی بوی مولتی ویتامین و قطره فروسولفات
*********
بچه یعنی تجربه لحظه های عجیب
یعنی نگاه کردن به قشنگترین موجود دنیا
یعنی تجربه خالصترین و بزرگترن عشق دنیا
یعنی کلمه زیبای"ماما" را اولین و آخرین دقیقه روز شنیدن
*********
بچه یعنی ...؟

مادر شین
قلب

روز مادر را اول از همه به مامان گلم و مامان گل همسرم و خاله نازیِ عزیز باباجلال که حکم مادر دوّم آرش را دارند تبریک میگم. یک دنیا سپاس از تک تک شما عزیزان. روی ماهتون را از دور می بوسم.قلب

بعد هم تبریک به تک تک دوستان گلم که سعادت مادر شدن را چشیدن. ماچ

روزتون مبارک. ماچ 

هستی من ز هستی اوست تا هستم و هست دارمش دوست ماچ




نویسنده: آرزو حقیقت پناه - ۱۳٩٠/۳/۱

یک عدد مامان آرزوی سی و شش ساله متفکر

امروز آرش بعد از مدرسه آمد پیش خاله مرسده. باباجلال هم شش و نیم آمد دنبال من و با هم برگشتیم خانه. آرش و مرسده را برداشتم و با هم رفتیم کیک گرفتیم و یک کوچولو تولد بازی کردیم.

تا موفق شدم آرش را بخوابونم دیگه نه و نیم شد و فردا صبح مصیبت داریم که بیدارش کنیم.

امروز یک کادوی سورپرایزی خیلی عالی هم گرفتم که هفته آینده رونمائی میشه. مرسی دوستم ماچ واقعاً محشر بود. ماچ

از همه دوستهای گل و نازنینم که به یادم بودند سپاسگزارم و خیلی خیلی خوشحالم که اینهمه دوست گل و ماه و مهربون دارم. ماچ

و امّـــــا برم سراغ شو رقص روز شنبه که خیلی بانمک بود و من کلی لذت بردم.

و

هماهنگ کردن آن همه بچه میبایستی کار خیلی مشکلی بوده باشه!!!  آرش جزء دسته چهارم بود، دخترها و پسرها یکی در میان برنامه اجرا میکردند.

به نظرم برای اعتماد به نفسشون این شو ها خیلی عالی است. راحت و بدون خجالت جلوی یک سالن خیلی بزرگ پر از مامانها و باباها برنامه را اجرا کردند.

و اینهم فیلم قسمتی از برنامه: