Lilypie Kids Birthday tickers

وروجک مامان آرش
 
درباره وبلاگ



آرشيو وبلاگ
نويسندگان
آمار وبلاگ
RSS Feed
۱۳٩٠/۸/٢۸ :: ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ

5شنبه شیطونکم کارنامه درخشان سری دوم امتحانات دوره ای ترم اول را گرفت و با معدل 98 اینبار هم Outstanding شد.

جالبه که تمام نمراتش اینبار بالای 95 است، علوم و فرانسه را 100 شده است. تنها موردی که بی دقتی نبوده و اشکال داشت دو مورد تو گرامر بود که وقتی جواب سوال Did را داده بود، فعل را به گذشته تبدیل نکرده بود که باید باهاش کار کنم.

عاشقتم عزیزدلم. بهت افتخار میکنم. ماچ

چهارشنبه صبح که بردم بذارمش سر کلاس احساس کردم معلمش از دستش ناراحت است. وقتی سوال کردم گفت که پسر خوبی نیست و سر کلاس دائم صحبت میکنه و روی درس تمرکز نمیکنه!!! البته قول داده که بهتر بشه. یک نگاه به آرش کردم و دیدم عین یک موش کوچولو خطاکار است متفکر. همانجا ازش قول گرفتم که آقا باشه و قول داد و رفت سر کلاس.

پنجشنبه صبح تا معلمش من را دید گفت که خیلی بهتر شده ولی مطمئناً میتونه بهتر از این هم باشه. چشمک امان از دست این پسر بچه های شیطون و بازیگوش متفکر

جمعه و شنبه بردمش استخر و جیم و حسابی بازی بازی کرد.

پنجشنبه کلاس پیانو رفتیم. معلمش گفت واقعاً آرش قابل تحسین است با این سن کم میتونه یک گام به بالا به راحتی بره و بسیار نرم و روان هر دو دست را هماهنگ بنوازه. هرچند من بیچاره را میکشه تا تمریناتش را انجام بده ولی خیلی از پیشرفتش راضی هستم.

جمعه کلاس فارسی برگزار شد از آنجائیکه من یک کاری برام پیش آمد و مجبور شدم اوائل کلاس برم متوجه نشدم این هفته چی کار کردند فقط دیدم نوشتن آب بابا باد را یاد گرفته. کلاس فارسیش فقط یک ساعت در هفته است برای همین پیشرفتش کند است.

شنبه کلاس ژیمناستیک، بسکتبال و نقاشی هم مثل هر هفته برگزار شد و عالی بود. اینبار مسابقه بسکتبال را تیم آرش 10 بر 4 برد و انگار که مسابقات جام جهانی بسکتبال را فتح کردند آنقدر خوشحال بودند. حتی شب موقع خواب هم راجع به تک تک صحنه ها به من گزارش میداد نه که خودم آنجا نبودم!!!



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی / کارنامه
۱۳٩٠/۸/٢٧ :: ۱٠:٥۳ ‎ب.ظ

برنامه شنبه مثل همه شنبه های قبل بود. صبح کلاس ژیمناستیک و بسکتبال.

تمام که شد رفتیم جمیرا آرش یک جامدادی جعبه ای میخواست که پیدا نکردیم و بعد رفتیم خرید هفتگی، ناهار  و کلاس نقاشی.

تصویری از یک سیرک

بعد برگشتیم خانه. از یکشنبه هم مدرسه شروع شد و زندگی روی دور تند افتاد. یکشنبه شب خاله شهزاد اینا آمدند و ما دوشنبه بعد از ظهر دیدیمشون.

خاله شهزاد گل مثل همیشه با کلی کتاب آموزش زبان فارسی و یک عالمه سوسیس من و آرش را شرمنده کرده بود. دستت گلت درد نکنه دوستم.

شارین هم ماشاءالله حسابی بزرگ، شیرین زبان و عسلی شده کلی از دست شیرین زبونی هاش خندیدیم. روابط آرش و شارین یکی دو ساعت اول عالی بود بعد مشکلات یواش یواش ظهور میکردند. چشمک

هر روز بعد از کار میرفتیم پیش خاله شهزاد اینا و با هم بودیم تا 10 . بعد آرش را تندی میخوابوندم و صبح به سختی بیدارش میکردیم.

پ.ن.1: برای درس علوم مشغول یادگیری انواع دانه ها و روش کاشتشون هستند و حسابی به گل کاری مثل بابابوی عزیزم علاقه مند شده.

این عکس حاصل اولین گلکاری وروجکم در روز ششم کاشت است:

 



موضوع مطلب : آرش / دبی / مهمان / آموزشی
۱۳٩٠/۸/٢۱ :: ٦:٠۸ ‎ق.ظ

5شنیه بعد از کار من رفتم دانشگاه دنبال آرش، ماهـا و جلال. اول رفتیم کلاس پیانو آرش بعد رفتیم باشگاه ایرانیان دبی. شام خوردیم و بعد رفتیم فیلم زنان ونوسی و مردان مریخی را دیدیم و بعد هم برگشتیم خانه.

جمعه صبح ساعت 10 معلم فارسی آرش آمد و باهاش آ اول، آ غیراول و ب را کار کرد.

جمعه ظهر به دعوت یکی از دوستان پارک صفا دعوت بودیم. من مسئول درست کردن سالاد الویه بودم. تندی درستش کردم و رفتیم دنبال مهناز و بعد پیش به سوی پارک. ما آخر از همه رسیدیم.  ماهـا فاطمه صدیقه سمیره و .... هم بودند.

آرش با یاسین (پسر یکی از همکاران باباجلال) تا ساعت 7 یکسره فوتبال بازی کرد و از لحظه لحظه اش لذت برد.

آنقدر قشنگ پاسکاری میکردند و گل میزدند که حد نداشت. دو تا پسر از خودشون بزرگتر را پیدا کرده بودند و باهاشون بازی کردند. این دو تا وروجک که نصف آن دو نفر قد داشتند 10 بر صفر برنده شدند.

وقتی گل میزدند آنقدر بانمک شادی میکردند که انگار تو جام جهانی گل برتری تیمشون را زدند زبان

 

تا 7:30 بودیم. هوا محشر بود و کاملاً مناسب پیک نیک.

این هم نمائی از برج خلیفه با ماه کامل بعدازظهر و شب

این گونه بود که 11.11.11 برای ما یک روز خوب و خاطره انگیز از آب درآمد.

پ.ن: این روزها شیطونکم سخت مشغول جمع کردن پول تو جیبی هاش است و تصمیم داره باهاشون یک iPad بخره. هر بار که پولی به کیف پولش اضافه میکنه با افسوس میگه هنوز خیلی مانده ولی من دوست دارم یاد بگیره خودش برای خریدن هرچیزی تلاش بکنه برای همین تشویقش میکنم به کارش ادامه بده. 



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی / گردش
۱۳٩٠/۸/۱٧ :: ۱٠:٠٥ ‎ب.ظ

تعطیلاتمون بالاخره به چشم برهم زدنی تمام شد. از فردا صبح زود دوباره باید بریم سر کار و کار از نو و روزی از نو. آرش البته تا هفته دیگه یکشنبه تعطیل است و فردا و پس فردا با باباجلال میره سر کار.

یکشنبه باباچلال یکی دو ساعتی باید میرفت سر کار. آرش هم باهاش رفت و من کمی خرید داشتم انجام دادم و برگشتم دنبالشون. رفتیم جای همگی خالی Nandos ناهار خوردیم و برگشتیم خانه.

تازه رسیده بودیم خانه که متوجه شدیم توفیق اجباری شامل حالمون شده و دو تا بلیط VIP کنسرت داریوش و فرامرز اصلانی را یکی از دوستان هدیه داده که من و ماهـــا و آرش رفتیم.

داریوش

فرامرز اصلانی

جای همگی خالی محشر بود. آرش هم آخرهای کنسرت تو آن همه سر و صدا خوابید.

آهنگ آینه

کنسرت که تمام شد با ماهـا برگشتیم خانه ما.

دوشنبه تا ظهر که تقریباً خواب بودیم. آرش با باباجلالش رفت استخر و برگشت بعد فاطمه آمد و رفتیم جمیرا بیچ پارک.

خیلی خیلی شلوغ بود. ناهار خوردیم. آرش یک کمی فوتبال بازی کرد و برگشتیم خانه.

سه شنبه هم تا بعدازظهر خانه بودیم. نیما را بعدازظهر بردیم فرودگاه و ماهـا را رساندیم دبی مال پیش مامان و باباش و خودمون برگشتیم خانه.



موضوع مطلب : آرش / دبی / گردش / تعطیلات
۱۳٩٠/۸/۱٥ :: ۱۱:۱۸ ‎ق.ظ

آرش از 5شنبه ای که گذشت تا یکشنبه آینده تعطیل است. ما هم از جمعه تا سه شنبه تعطیل هستیم (عید قربان)

دو روز اول تعطیلات به سرعت برق و باد گذشت. جمعه صبح آرش و باباجلال رفتند استخر و یک ساعتی بازی بازی کردند.

بعدازظهر هم با ماهـــا و فاطمه رفتیم سینما فیلم Tower Heist کمدی اکشن بود و قشنگ بود. آرش از اواسط فیلم خوابید تا صبح روز بعد.

شنبه هم باباجلال رفت سر کار و اینبار من و آرش رفتیم استخر.

بعدازظهر هم به خرید و استراحت گذشت.



موضوع مطلب : آرش / دبی
۱۳٩٠/۸/۱٠ :: ۱٠:۳٤ ‎ب.ظ

امروز دهم آبان ماه دهمین سالگرد عقدمون بود. بعد از کار خسته و کوفته با یک کیک کوچولو سه تائی جشن گرفتیم.

آرش این روزها مشغول امتحانات است. وسواس عجیبی هم داره. مثلاً وقتی دیکته تمرین میکنه اگه یک کلمه هم یک کوچولو اشتباه بشه باید بره یک صفحه جدید از اول دوباره همه را بنویسه تا خوش خط و بدون اشتباه از آب در بیاد!!! گاهی دیگه من این مدلی میشم: کلافه

تو کلاسشون فکر کنم ازشون قول گرفتند که همه بچه ها نمرات فرانسه را بیست بگیرند و امروز داشتم کیفش را مرتب بمیکردم دیدم تو کیفش یک صفحه A4 پر از تمرین دیکته فرانسه است که گفت خودش انجام داده تا بتونه آن را هم بیست بگیره!!! امتحان اول فرانسه را که همه بچه های کلاس بیست شدند. فردا امتحان دوم است.

گزارش شنبه:

کلاس ژیمناستیک

و

کلاس بسکتبال

برای اولین بار سه به سه شدند و مسابقه دادند. آنقدر مسابقه خنده دار بود که معلم بداخلاقشون هم حسابی میخندید.

و کلاس نقاشی (به مناسبت هالوئین)



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی / مناسبتها
۱۳٩٠/۸/٧ :: ۱٢:٠٤ ‎ق.ظ

5شنبه کلاس پیانو فوق العاده بود و معلمش خیلی ازش راضی بود چون تو طول هفته حسابی تمرین کرده بود. بعد از کلاس، به آرش گفتم بیا بریم واکسن آنفولانزا بزنیم. همانجا درمانگاه بود و رفتیم. آرش خودش تند تند به مسئول آنجا گفت و مدارک بیمه را دادیم و وقتی رفتیم داخل اتاق، آرش خواست که اول برای او بزنه و بعد برای من!!!! خلاصه خوابید روی تخت در کمال ناباوری هیچ گریه ای هم نکرد و مثل یک پسر شجاع واکسنش را زد و خوشحال و خندون از مطب خارج شد.

یادمه یکبار برای واکسن آنفولانزا با خاله نیلوفر و نازنین فاطمه رفتیم مطب دکتر ناطقیان. هر دو تا وروجک مطب را روی سرشون گذاشته بودند؟!!! یادته نیلوفر؟!!!!!

اعتماد به نفس آرش وقتی تو محیطهای انگلیسی زبان است بسیار بالاست و کلی با همه گرم میگیره و بگو بخند میکنه و از حالت خجالتی بودن درمیاد. آنجا هم بعد که رفتیم حساب کنیم، کلی با مسئولش شوخی کرد و سر به سرش گذاشت و آخر سر یک چیپس از خانمه جایزه گرفت.

از امروز معلم فارسی آرش آمد و  یک ساعتی باهاش فارسی کار کرد. فارسی اول دبستان. وقتی رفت آرش کلی خوشحال بود. خیلی علاقه مند است که هر چه زودتر خواندن و نوشتن فارسی را یاد بگیره همین کمکش میکنه که با سرعت پیشرفت کنه.

پ.ن: امتحانات دوره ای دوم مدرسه از 5شنبه شروع شد. نمیذارند این طفلکی ها یک نفس بکشند!!!!

 



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی
۱۳٩٠/۸/۳ :: ۱۱:۳۸ ‎ب.ظ

شنبه صبح اول ماها را رساندیم دانشگاه، باباجلال را رساندیم ایستگاه مترو و من و آرش راهی کلاس ژیمناستیک شدیم. ده دقیقه ای دیر رسیدیم.

این جلسه بیشتر روی Hand Stand کار میکردند و آرش تو این زمینه خوب وارد است.

اینم فیلمش


کلاس بعدیش هم بسکتبال بود.

آرش این روزها عاشق این کفشهای فوتبالش است حتی اگه میشد و بهش اجازه میدادیم شبها هم با همین ها میخوابید!!!!

بعد برگشتیم خانه. دو سه ساعتی استراحت کردیم، پیانو تمرین کردیم، بازی کردیم بعد راهی امارات مال شدیم برای کلاس نقاشی.

حاصل کار وروجکم این هفته خیلی خیلی قشنگ بود.

بعد از کلاس نقاشی رفتیم آرش بازیهای سهم این هفته و هفته گذشته را تو Magic Planet انجام داد و بعد موهاشو که خیلی بلند شده بود مرتب کردیم و برگشتیم خانه.

چون آرش خیلی دلش میخواست شنا کنه بردمش استخر و نیم ساعتی آب بازی کرد و همانجا تو رختکن دوش گرفت و برگشتیم خانه. تا شامش را آماده کنم آرش Alvin and the Chipmanks را برای بار دوم تو این هفته نگاه کرد و 8 خوابید.

دو سه روز بعدی را درگیر خروسک آرش بودیم که الان خیلی بهتر شده.



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی / بیماری