Lilypie Kids Birthday tickers

 
درباره وبلاگ



آرشيو وبلاگ
نويسندگان
آمار وبلاگ
RSS Feed
Instagram
۱۳٩٢/۳/٢٩ :: ٩:٥٥ ‎ب.ظ

من عاشق این نقاشی جدید آرش شدم. قلب

پ.ن: این روزها حسابی درگیر امتحانات هستیم. فردا که آخرین 5شنبه سال تحصیلی است، آرش چهارتا امتحان مشکل (علوم اجتماعی، تاریخ مصر باستان، کامپیوتر و لغت یابی فرانسه) داره و امروز مرخصی گرفتم و زودتر آمدیم خانه تا با هم درسها را مرور کنیم.



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی / نقاشی
۱۳٩٢/۳/٢٦ :: ۱٢:٠٥ ‎ق.ظ

جمعه صبح مسابقات شنای پایان این ترم برگزار شد. آرش در چهار مسابقه شرکت داشت که از نظر سن و سال و قد و قواره خیلی کوچولوتر از بقیه بود.

در گروه خودش در مسابقه شنای پروانه نفر اوّل، در کرال سینه و قورباغه نفر دوّم و در کرال پشت نفر سوّم شد.

بعد از پایان مسابقه، یک جشن کوچولو با همکاری همه مامان و باباها برگزار شد و بچه ها گواهی شرکت در مسابقه را از مربی شون سارا دریافت کردند و در نهایت از بین سی شناگر به نه نفر از شناگرها به تشخیص سارا هدایایی اهدا شد که آرش هم یکی از آنها بود و یک حوله از مربی ش هدیه گرفت.



موضوع مطلب : آرش / دبی / مسابقه / گواهی

کارنامه دوره ای دوّم ترم سوّم را امروز وروجک گرفت و اینبار با معدل 94، Excellent شد و تنها نمره زیر 90ش ریاضی بود. 

با اینکه ایندفعه مباحث ریاضی را خیلی خوب بلد بود، ولی بی دقتی شدیدی کرده و همین معدلش را کلی پائین آورده ولی در مجموع ارش راضی بودیم.

از دوشنبه هفته آینده امتحانات پایانیش شروع میشه و یک هفته ای حسابی درگیر خواهیم بود و بعد از آن تعطیلات تابستانی آغاز خواهد شد که هم خودش و هم من یک نفس راحت خواهیم کشید.



موضوع مطلب : آرش / دبی / کارنامه
۱۳٩٢/۳/۱۸ :: ۱٠:٤٦ ‎ب.ظ

شنبه بسیار پرکاری را گذراندیم. 


صبح آرش یک ساعت کلاس شنا داشت که امروز مربی شون بیشتر روی شیرجه باهاشون کار کرد. آخرین جلسه ترم بهار بود و این جمعه مسابقه دارند.

بعد بالافاصله رفتیم کلاس ژیمناستیک. از آنجا رفتیم امارات مال. بعد از ناهار مشغول درس خواندن شدیم تا نزدیک 1:30.

بعد آرش را گذاشتم کلاس نقاشی و خودم رفتم کلاس شنا. بالاخره با همت لبخندجون طلسم این کلاس شکسته شد و دوّمین جلسه اش را این هفته گذراندیم که فوق العاده خوب بود و کلی احساس خوب بهم داد.

بعد دوباره برگشتم دنبال آرش.

بدو بدو آمدیم خانه. آرش دوش گرفت و آماده شد برای تولد همکلاسیش آدام. رفتیم دنبال یکی دیگه از دوستان آرش و با هم رفتیم سمت منزل آدام. 

آرش و یحیا دوستش رفتند تولد و من و مامان یحیا هم رفتیم آپ تاون مردف که همان نزدیکی ها بود، کمی گشتیم و خرید هفتگی کردیم و بعد رفتیم دنبال بچه ها که بهشون حسابی خوش گذشته بود، خسته و هلاک برگشتیم خانه.



موضوع مطلب : آرش / دبی / تولد / آموزشی
۱۳٩٢/۳/۱۸ :: ۱٢:٠۳ ‎ق.ظ

هفته گذشته به امتحانات آرش گذشت و از آنجائیکه پنجشنبه به مناسبت عید مبعث تعطیل شدیم، 4 تا امتحان پنجشنبه بعلاوه امتحان مربوط به داستان جک و لوبیای سحرآمیز که کتاب جانبی امسالشون بود، افتاد برای یکشنبه.


5شنبه را با خاله شهزاد اینا در دبی مال، مدینه جمیرا و ابن بطوطه گذراندیم و آرش با شارین عسلی و دوستش، آترین جون کلی بازی کرد.

جمعه صبح زود رفتیم استخر. این جلسه بیشتر روی Tumble Turn باهاشون کار کرد تا برای مسابقه هفته آینده کاملاً آماده شوند.

بعد برگشتیم خانه و مشغول درس خواندن شدیم. مهمانی نیکان کوچولو را هم متاسفانه از دست دادیم. خجالت شرمنده خاله لبخند جون خجالت هرچه فکر کردم دیدم  با توجه به برنامه فشرده فردا، نمیتونیم به مرور همه امتحاناتش برسیم.

بعدازظهر هم با خاله شهزاد اینا رفتیم دنبال یک کار و از آنجا هم امارات مال.

پ.ن: یک کاری که این اواخر انجام دادم و خیلی خیلی از نتیجه اش راضی هستم، خواندن داستانهای درسی آرش مثل ادبیات، تاریخ، رابین هود و جک و لوبیای سحرآمیز... به جای داستانهای موقع خواب برای آرش بود. نتیجه اش محشر بود. 



موضوع مطلب : آرش / دبی / مهمان / تعطیلات

از 5شنبه امتحانات دوره ای دوّم شروع شد و یک هفته ای درگیر خواهیم بود.

5شنبه بعدازظهر ساعت 4 در مدرسه شو ژیمناستیک بود که نمایش برای کلاسهای سوم تا نهم دختر و پسر برگزار میشد و دسته دسته حاصل یک سال تمرینشون را نمایش میدادند.

برنامه شاد و قشنگ بود و یک ساعتی طول کشید.

جمعه صبح کلاس شنا بود و بعدازظهر کلاس فوتبال. 

فوتبال هم امروز آخرین جلسه بود و بعد از این تعطیلات تابستانی شروع میشه و تا سپتامبر کلاسها تعطیل خواهد بود.

امروز مربی شون بچه ها را با ترکیبهای مختلف دو تیم چهارتائی میکرد و با هم مسابقه میدادند و امتیاز میداد که آرش در مجموع امتیازات دوّم شد. قشنگ هم بازی کرد و چندین و چند گل هم به ثمر رساند.

بعد از بازی هم مراسم اختتامیه دوره برگزار شد و گواهی شون را گرفتند و آرش لوح رایان گیگز را هم از مربی گرفت. بعد هم یک عکس یادگاری گرفتند و تمام.



موضوع مطلب : شو / دبی / آموزشی / گواهی
۱۳٩٢/۳/٥ :: ۱٠:٥٦ ‎ب.ظ

معمولاً ترم سوّم هر سال بچه های رده های سنی مختلف را مدرسه دسته جمعی یک روز گردش میبره و امسال بچه های کلاس سوم را بردند شهر بچه ها Kidzania در Dubai Mall.

5شنبه بعد از مدرسه آرش با هم کلاسی هاش رفتند کیدزانیا و ساعت 8:30 رفتیم دم مدرسه دنبالش. بهش حسابی خوش گذشته بود و انواع و اقسام شغلها را آنجا تجربه کرده بود و در قبال کاری که انجام داده بود حقوق گرفته بود.

 

 

 

اینهم گواهینامه رانندگی ش که حالا حالا ها میتونه باهاش ماشین سبک برونه. زبان

خلاصه که تجربه جالبی بود براش و از من قول گرفته که تعطیلات تابستانی ش که شروع شد یک بار دوتایی مفصل بریم و بیشتر جاهاش را بگردیم و پول بیشتری در بیاریم نیشخند.



موضوع مطلب : آرش / دبی / مدرسه / گردش
۱۳٩٢/۳/٤ :: ٥:۳٦ ‎ق.ظ

دختر که باشی میدونی اوّلین عشق زندگیت پدرته

دختر که باشی میدونی محکم ترین پناهگاه دنیا آغوش گرم پدرته

دختر که باشی میدونی مردانه ترین دستی که میتونی تو دستت بگیری و دیگه از هیچ نترسی دستای گرم و مهربون پدرته

هر کجای دنیا هم که باشم، قویترین فرشته ی نگهبان من هستین پدر مهربونم

پدر نازنینم روزتون مبارک قلب

روز مرد و روز پدر را به دوّمین عشق زندگیم، جلال عزیزم هم تبریک میگم و آرزو میکنم که همیشه تنت سلامت، دلت شاد و لبت خندون باشه.

و امــــّا سوّمین عشق زندگیم، آقای آرش خان، این روز عزیز بر تو بزرگ مرد کوچکم هم مبارک باد. آرزویم این است که نرود اشک در چشم تو هرگز، مگر از شوق زیاد. نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز. ماچ



موضوع مطلب : دبی / مناسبتها