Lilypie Kids Birthday tickers

وروجک مامان آرش
 
درباره وبلاگ



آرشيو وبلاگ
نويسندگان
آمار وبلاگ
RSS Feed
نویسنده: آرزو حقیقت پناه - ۱۳٩٢/۸/٢۸

این هفته برای امتحان تعلیمات دینی سوره القارعة را باید حفظ میکردند که حاصل کار به این صورت شد:

سوره القارعة با صدای آرش وروجک

پ.ن: چند روز پیش داشتم رمز عبور سایت مدرسه را می زدم که چک کنم ببینم اوضاع آرش چطور است؟! شیطنت کرده یا نه؟ نمره جدید کلاسی چی گرفته و ...

کنارم ایستاده بود و مثلاً توجه نمیکرد. بعد از دو سه دقیقه دیدم قیافه شو شیطون و بامزه کرده و میگه: مامان پسورد فـیـس بـوک من اینه: ---- پسوردت چی بود؟!!! سوال هر وقت یادم میفته خنده ام میگیره!!! ابله

میخواستم بگم مادر من فکر کنم پسورد تو را فقط خواجه حافظ شیرازی نمیدونه از بس که تو دانشگاه میری کتابخونه، آنلاین میشی و بازی میکنی!!! متفکر 




نویسنده: آرزو حقیقت پناه - ۱۳٩٢/۸/٢٥

جمعه باباجلال آرش بعد از مدّتها برای تماشای شنای وروجک آمد. آرش حسابی از حضور پدرش خوشحال بود و سعی کرد بهترین تمرینش را انجام بده و بابائی هم از پیشرفت پسرکش خوشحال و راضی بود. 

خبر نمیدونم خوب یا بد اینکه از ترم آینده سارا، آرش و کریستین را از تیم دوّم به تیم اولش منتقل میکنه. از این نظر که آنقدر پیشرفت کرده که به تیم اوّل بره، خیلی جای خوشحالی است ولی آنجا بچه ها همه حداقل چند سالی از آرش و کریستین هم از نظر سنی هم از نظر هیکلی بزرگتر هستند و نمیدونم نتیجه چه خواهد شد!!!

اینم آرش و کریستین در کنار نوتلا از تیم اول

از هفته آینده امتحانات پایان ترم اول شروع میشه و کلی سرمون دوباره شلوغ میشه!! کلاً فرصت نفس کشیدن هم آدم در مدرسه شویفات نداره!!!

اینهم اثر هنری این هفته آرش

پ.ن: دیروز هاله جون مامان ارشیای گل را در پارک صفا برای اوّلین بار دیدم و درست به همان خوبی و گلی ای بود که همیشه تصورش میکردم.

از دیدنت خوشحال شدم دوست خوب وبلاگی من. قلب




نویسنده: آرزو حقیقت پناه - ۱۳٩٢/۸/۱٩

این آخر هفته هم درست مثل همه آخر هفته های دیگه آروم و بدون هیچ اتفاق خاصی گذشت. آرش 2 ساعت جمعه و 1:30 شنبه، کلاس شنا داشت. کلاسهای ژیمناستیک، نقاشی و پیانو هم مثل همیشه به خوبی برگزار شد. 

جالبه که تو تمرین روز جمعه سارا کل بچه های تیم اولش را از آب آورد بیرون و به آرش گفت که حرکت شروع کرال پشت را براشون انجام بده تا ببینند و از یک شناگر هشت ساله تیم دوّم یاد بگیرند و خجالت بکشند!!! زبان این روزها به سریعترین شناگر تیم دوّم معروف شده البته یک شناگر جدید (کریستین) تقریباً هم قد و قواره و هم سن و سال آرش تازگیها پیدا شده که بعضی وقتها یک کوچولو سریعتر است.

تو تمرین روز شنبه هم 5 دور مسابقه کرال 100 متر بین بچه ها برگزار شد که آرش و کریستین یکی در میان اول میشدند و هر بار فقط به اندازه یکی دو ثانیه با هم اختلاف داشتند.

دیشب با سرگیجه و سردرد شدید، حال خیلی خرابی داشتم آنقدر که حتی نمیتونستم چشمهامو باز نگه دارم. آرش با مهربانی تمام گفت تو دراز بکش تا من بغلت کنم، زودی خوب بشی و دیگه درد نداشته باشی. بغل 

من همیشه میگم که آرش خیلی سرد است و احساساتش را اصلاً نشان نمیده (خدا به داد عروس آینده ام برسه نیشخند) ولی همین وروجک یخی گاهی با حرفهاش نگرانی ش و احساساتش را کاملاً نشونش میده و قلبم را گرم میکنه. خجالت




نویسنده: آرزو حقیقت پناه - ۱۳٩٢/۸/۱٧

چهارشنبه بعد از مدرسه آرش و همکلاسی هاش را بردند Chocolate Factory - Nestle و از نزدیک بهشون نحوه درست کردن کیت کت و تاریخچه کاکائو و .... را آموزش دادند.

.Have a Break, Have a Kit Kat

کارنامه دوره ای دوم ترم اول را 5شنبه گرفت و اینبار با معدل 95 آقای سربه هوا و بازیگوش ما باز هم شاگرد Outstanding شد. تشویقتشویقتشویق

برگه های امتحانی ش را که چک کردم بیشتر اشکالاتش از سربه هوائیست و ایرادی هم نداره پسر بچه است و شیطنت هاش.

اینم انشاء انگلیسی که موضوعش Description of a Person بود




نویسنده: آرزو حقیقت پناه - ۱۳٩٢/۸/۱٤

عکسهای آتلیه پسرخاله ها که خیلی خیلی همدیگر را دوست دارند.

آخرین باری که سه تائی با هم آتلیه رفته بودند خیلی کوچولوتر از حالا بودند. الان دیگه ماشاءالله هر کدام برای خودشون مردی شدند.




نویسنده: آرزو حقیقت پناه - ۱۳٩٢/۸/۱۱

جمعه را بعد از کلاس شنا و خرید هفتگی، به استراحت گذروندیم تا خستگی امتحانات فشرده از تنمون دربیاد. امروز اما روز بسیار پرباری داشتیم. صبح یک ساعت و نیم کلاس شنا بود که عالی برگزار شد.

و

بعد هم بدو بدو رفتیم کلاس ژیمناستیک.

از آنجا رفتیم امارات مال. بعد از مدتها مانلی جون و هیراد کوچولو و درسا جون را دیدیم و یکی دو ساعتی با هم گپی دوستانه زدیم و من و آرش هم از تنهایی درآمدیم.

بعد از ناهار آرش را گذاشتم کلاس نقاشی و خودمون رفتیم کارفور یک دوری زدیم.

و کاردستی هنری ای که به مناسبت هالوئین درست کردند

پ.ن:  فردا را هم به مناسبت شروع سال جدید هجری تعطیل هستیم.




نویسنده: آرزو حقیقت پناه - ۱۳٩٢/۸/٧

این هفته امتحان خیلی کند و به سختی داره میگذره. خوشبختانه رئیسم موافقت کردند که هر روز به جای ساعت ناهار که یک تا دو است، ساعت 4 برم مدرسه دنبال آرش و بیارمش شرکت. همانجا هم به ناهارش برسم و هم بشونمش سر درس و مشقش.

اینطوری تا اینجا که خیلی راحت از پس روزی سه چهارتا امتحان برآمدیم. 5شنبه هم دیگه تمام میشه و یک نفس راحت دو هفته ای میکشیم. نیشخند




نویسنده: آرزو حقیقت پناه - ۱۳٩٢/۸/۱

ایمان شکر خدا کارش به خوبی انجام شد و امروز عصری برگشت. ما آنقدر گرفتار کار و مدرسه ی آرش بودیم که درست نشد بهش برسیم. خجالت

آرش کمی در درسهاش افت کرده. تو سایتشون داشتم چک میکردم دیدم چند تا نمره پائین ظرف یکی دو هفته گذشته گرفته!!! یک دلیلش میتونه این باشه که این چند وقته خیلی سربه هوا، بازیگوش و کمی تا اندکی حرف گوش نکن شده.

از فردا دوره ی دوم امتحانات ترم اولشون شروع میشه. اولین امتحان شون مثل همیشه انشاء انگلیسی است. موضوع انشاء توصیف یک فرد است که آرش من را انتخاب کرده و صفاتی که به مادرش داده Funny, Kind and Helpful است. حالا تا چه حد این صفات درست است خدا داند. چشمک