Lilypie Kids Birthday tickers

 
درباره وبلاگ



آرشيو وبلاگ
نويسندگان
آمار وبلاگ
RSS Feed
Instagram
۱۳٩۳/۱٠/٢۸ :: ۱٠:۳۸ ‎ب.ظ

هفته را با تولد باباجلال شروع کردیم. سه‌تائی تولدش را در  جشن گرفتیم و بعدش کادوبازی کردیم. نیست که باباجلال نمیدونست کادوش چیه!! دروغگو کلی سورپرایز شد. زبان

بقیه هفته به کلاس شنا، درس و امتحان گذشت. چهارشنبه عصری بعد از مدرسه، آرش را برای School Trip با همه‌ی کلاس پنجمی‌ها بردند Dolphinarium & Bird Show.

از نمایش دلفین‌ها آنقدر خوشش آمده بود که گفت نظرش عوض شده و در آینده میخواهد مربی تربیت دلفین‌ها بشه!

کلاس پیانو را دو سه هفته‌ای است که از 5شنبه به شنبه منتقل کردیم. برای همین 5شنبه‌ها بعد از کار دیگه آزاد باش داریم. این روزها معلم‌ش داره آرش را برای  ABRSM و امتحان Grade 1 آماده میکنه.

خبر خوب هفته برای آرش این بود که در تیم فوتبال زیر 10 سال مدرسه از بین یک عالمه دانش‌آموز انتخاب شد و یک تورنمنت بین تمام مدارس شویفات امارات برگزار شد.

شنبه صبح 7 تا 8 شنا کرد، بعد از سارا اجازه گرفتیم و آرش زودتر آماده شد و رفتیم مدرسه. 8:20 مدرسه بودیم. لباس‌ها رو توزیع کردند. برای آرش کلی بزرگ بود و خنده‌دار شده بود.

برای دور مقدماتی سه تا مسابقه دادند. شویفات Dubi Investment Park را 5-0 بردند. شویفات خلیفه‌ی ابوظبی رو 8-0 بردند و با شویفات ابوظبی 1-1 مساوی کردند. آرش یک گل تو این مرحله زد. تقریباً نصف هر مسابقه را هم بازی کرد.

و

نیمه نهایی را با شارجه بازی کردند. 1-0 عقب بودند که اواسط نیمه دوم آرش یک گل با سر زد 1-1 شدند، دو سه دقیقه بعد یک گل خیلی قشنگ هم با پا زد 2-1 شدند و بعدش دو گل دیگه هم بچه‌های تیم‌شون زدند و 4-1 بردند و به فینال رسیدند.  دوست‌هاش به آرش لقب مرد نیمه نهایی را دادند. چشمک

در فینال هم شویفات العین را 8 بر 0 شکست دادند و قهرمان شدند. تشویق

بدین ترتیب شویفات دبی به همراه شویفات العین جواز حضور در مسابقات منطقه‌ای مدارس شویفات که در ماه آپریل بین مدارس شویفات تمام کشورها برگزار میشه را گرفتند. 

درسته که آرش شاید هیچ‌وقت یک فوتبالیست حرفه‌ای نشه ولی جنگندگی و پشتکارش تو هر چه که انجام میده ستودنی است. یک جورایی با تمام وجودش بازی می‌کرد. مربی ژیمناستیک‌ش کلی از آرش تعریف می‌کرد.

 پ.ن: آرش یک کوچولو و من یک عالمه سرما خوردم و هر دو مریض احوال هستیم.



موضوع مطلب : آرش / مسابقه / جام / تولد

بالاخره هفته سوم و آخر تعطیلات زمستانی آرش تمام شد و از یکشنبه باید بره مدرسه. دوباره هر روز امتحان، درس، کلاس و بدو بدو....

معدل دو هفته اول‌ش 100 شده و این برای اولین بار اتفاق افتاده. یعنی هر چی امتحان تو دو هفته‌ی قبل از تعطیلات داده 100 گرفته. 

ترم جدید شنا این هفته شروع شد که آرش از دوشنبه مرتب همه‌ی کلاس‌ها رو رفت. یک روز در میان هم با من و باباش رفت سرکار.

امروز نهم ژانویه 2015 مسابقات Speedo Development Gala در ورزشگاه حمدان برگزار شد.  6:30 صبح باشگاه بودیم. اول گرم کردند و بعد مسابقات شروع شد. تا ساعت 2 طول کشید. مسابقات 200 متر خیلی طولانی و خسته‌کننده بود.

آرش در سه رشته‌ی انفرادیِ 200 متر کرال سینه، 50 متر پروانه، 50 متر قورباغه و یک مسابقه‌ی Relay تیمی 200 متر شرکت کرد که در هر سه رشته‌ی انفرادی رکوردهای قبلی خودش را شکست و در مسابقه‌ی تیمی هم تیم ابسلوت دوم شد.

  • 200 متر کرال سینه: رکورد قبلی 3.32.87 و رکورد جدید 3.19.29
  • 50 متر پروانه: رکورد قبلی 49.58 ثانیه و رکورد جدید 45.45
  • 50 متر قورباغه: رکورد قبلی 57.95 ثانیه و رکورد جدید 55.08

شناگران و مربیان تیم ابسلوت



موضوع مطلب : آرش / دبی / رکوردها / مسابقه

آرش هفته دوم تعطیلات را به جز روز یکشنبه که رفت دانشگاه، شرکت ما گذراند. من سه روز آخر سال حسابی درگیر گزارش‌های انبارگردانی بودم.

دوشنبه قرار بود بازیکنان رئال مادرید بروند JBR و از هتل سوفیتل تا کافه رئال مادرید روی فرش قرمز بروند. آرشِ هیجان‌زده را ساعت ناهار بردم منزل رئیس‌م در JBR تا با رضا پسرشون بره و تماشا کنه.

برنامه قرار بود ساعت 5 تا 6 باشه که به 8 موکول شده بود و آخر هم ساعت 8:30 آمدند. آنقدر شلوغ بود که سوزن می‌انداختی، پائین نمی‌رفت. 


آرش با اینکه ساعت‌ها منتظر شده بود ولی آخر سر موفق شد همه‌ی بازیکنان مورد علاقه‌اش مثل رونالدو را از نزدیک ببینه و کلی ذوق زده بود.

سه‌شنبه آرش را دوباره ساعت ناهار بردم منزل رئیس‌م تا با پسر کوچولوشون رایان بازی کنه و من هم بتونم کارهام رو بدون شیطنت‌های گاه و بیگاه آرش انجام بدم.

چهارشنبه آخرین روز کاری سال 2014 بود. ساعت 12 عکس دسته‌جمعی پایان سال رو گرفتیم و فیلیپینی‌هامون رفتند. من هم تا ساعت 4:30 مشغول بدو بدو بودم و بعد با آرش رفتیم امارات مال خرید. وقتی برگشتیم خانه، کمی استراحت کردیم. چمدان را آماده کردیم. ساعت 11:30 با باباجلال قدم‌زنان رفتیم ساحل نزدیک خانه و آتش‌بازی سال نوی میلادیِ آتلانتیس را تماشا کردیم و بعد برگشتیم خانه.


پنج‌شنبه هم دوتایی راهی تهران شدیم تا دو سه روزی را در کنار بابابو و عزیزان‌مون بگذرونیم.

خاله الهه، خاله آزاده و پارسا آمده بودند فرودگاه دنبال‌مون. اول رفتیم دیدن مامان‌م و بعد راهی منزل بابابو شدیم.

دو سه روز خوب و عالی رو در کنار عزیزان‌مون گذراندیم. مهم‌ترین کارم این بار مرتب کردن اتاق سابق‌م بود و کتابخونه ی دوست داشتنی‌ام. اتاق را تبدیل به اتاق مهمان کردیم. قشنگ شد.

یکشنبه نزدیک ظهر دلتنگ و غمگین راهی فرودگاه شدیم و با پرواز 2:40 راهی امارات شدیم. مدرسه این هفته هم تعطیل است ولی کلاس شنا و بدنسازی از فردا شروع میشه تا آماده بشن برای مسابقه ی جمعه.



موضوع مطلب : آرش / دبی / تهران / گزارش سفر
۱۳٩۳/۱٠/٦ :: ٩:٤۸ ‎ق.ظ

آرش هفته اول تعطیلات را بجز روز اول که شرکت ما بود، با باباجلال رفت دانشگاه. 

یک جورایی داره از تعطیلات‌ش لذت می‌بره. سرش اونجا به بازی و نقاشی گرم است. فقط روزی یک دو صفحه از لغات مربوط به مدرسه را حفظ می‌کنه تا در طول ترم کمتر اذیت بشه. داستان جانبی‌شون هم امسال Charlie and the Chocolate Factory است که برای اینکه بلای پارسال سرمون نیاد، روزی یکی دو فصل را به عنوان داستان قبل از خواب می‌خونیم. به محض اینکه ترم دوم شروع بشه، باید آن را امتحان بده.

سانتا امسال هم گذرش به خونه‌ی ما افتاد و یک جفت کفش نایک کریستین رونالدو برای آرش هدیه آورد که یک کوچولو تنگ بود که براش عوض کردم. پسرک بی‌نهایت خوشحال شد و گفت که بهترین هدیه‌ای است که تا حالا از سانتا گرفته!!!

دیروز جمعه رفتیم ایکیا. قرار است برای تغییر روحیه بعد از شش هفت سال کمی تغییرات در وسایل خانه ایجاد کنیم. من خیلی این روزها دلم غمگین است و چندین و چند مرتبه اونجا با یاد مامانم چشمهام پر از اشک شد، از بس که اونجا رو دوست داشتند و این روزها جاشون اینجا خالی است. دل شکسته


بعد ماها هم آمد و رفتیم فیلم آنی را دیدیم. فیلم‌ش موزیکال، کمدی و درام بود و بسیار زیبا بود.



موضوع مطلب : آرش / دبی / سینما / تعطیلات