Lilypie Kids Birthday tickers

 
درباره وبلاگ



آرشيو وبلاگ
نويسندگان
آمار وبلاگ
RSS Feed
Instagram
۱۳٩٤/۱٢/٢٢ :: ۱٠:٥٦ ‎ب.ظ

جمعه صبح زود من و‌ آرش رفتیم دنبال خاله هیوا اینا و راهی هتل آتلانتیس شدیم. اولین برنامه دلفین بازی در آب‌های کم‌عمق بود. اول نیم ساعت توضیح دادند راجع به دلفین‌ها و نکاتی که باید رعایت شود. بعد یونیفرم‌های یک شکل دادند و برنامه شروع شد.

آرش بی‌نهایت لذت برد و به عنوان برنامه‌ی آینده گفت که دوست داره شنا کردن با دلفین در آب‌های عمیق را هم تجربه کنه!

اسم دلفین گروه ما Blade بود.

بعد از دلفین بازی، برنامه‌ی بعدی پارک آبی هتل آتلانتیس AquaAdventure بود. 

و

و

و

برای اولین بار خودش SharkTank را به تنهایی تجربه کرد.

تا حدود 5 پارک آبی بودیم و آرش و هانا یک سره سرسره‌ها را بالا و پائین رفتند. بعد رفتیم داخل هتل هم جاهای دیدنی را دیدیم و بعد از رساندن هانا اینا به هتل برگشتیم خانه.

و



موضوع مطلب : آرش / دبی / تفریحی / مهمان
۱۳٩٤/۱٢/٢۱ :: ۱٠:٥٠ ‎ب.ظ

آخر هفته‌ای که گذشت از چهارشنبه و باران سیل‌آساش شروع شد.

من حدود ساعت 1 از شرکت درآمدم تا برای آرش بساط تولد آماده کنم، غافل از اینکه تا ساعت 4 یک راه 10 دقیقه‌ای طول کشید و با اینکه ساعت 2 از مدرسه پیامک آمده بود که به خاطر شرایط بد جوی مدرسه تعطیل است و باید بریم دنبال آرش، تا 4:30 به مدرسه نرسیدم!!! وقتی رسیدم دیگه فقط آرش مونده بود و خانم معلم‌ش نیشخند

بعد از برداشتن آرش، رفتیم دنبال جلال و آمدیم خانه. بعد از ناهار و کمی استراحت، (از آنجایی‌که 5شنبه مدرسه‌ها را به خاطر باران شدید و دریاچه‌هایی که در سطح شهر درست شده! تعطیل کرده بودند، آرش وقت‌ش آزاد بود و امتحان نداشت) برای همین من و آرش آماده شدیم رفتیم هتل دنبال دوست همدل و نازنین‌م هیوا و عروسک‌ش هانا جون. اول دو سه تا فروشگاه نزدیک هتل را سر زدیم و بعد خواستیم بریم ابن‌بطوطه که دیدیم ورودی‌ش دریاچه درست شده و راه باز نیست، برای همین برگشتیم امارات مال. همسرش هم آمد. بچه‌ها با هم بازی کردند و ما هم گپ زدیم. بعد از شام برگشتیم خانه.

آرش و هانا جون

5شنبه صبح من هم حالت سرماخوردگی شدید داشتم و هم حوصله‌ی ترافیک خیلی وحشتناک اتوبان شیخ زاید را نداشتم، این شد که 5شنبه را تعطیل کردم و دوتایی ماندیم خانه. تا ظهر تمیزکاری کردیم. بعد خواستیم بریم دنبال هیوا اینا که مسیر باز بسته بود. با آرش رفتیم مارینا مال و هدیه دوم‌ تولد را (یک بازی XBox) براش خریدم. بعد برگشتیم خانه.

درس‌خواندیم تا بعدازظهر که آرش کلاس پیانو داشت در JBR. با هیوا اینا همان‌جا قرار گذاشتیم. جلال هم از سر کار آمد و به ما ملحق شد.

اول یک ساعتی آرش و هانا بازی کردند و بعد رفتیم Bobs تولد پسرک را همان‌جا در کنار هم جشن گرفتیم. مرسی خاله هیوا و مرسی خاله نیلوفر نازنین بابت کادو قلب

بعد از کمی قدم زدن در JBR با ترام برگشتیم خانه. 



موضوع مطلب : آرش / دبی / مهمان / تولد
۱۳٩٤/۱٢/٢٠ :: ۱:٠٥ ‎ب.ظ

وروجکِ ما 20م اسفند 1394 یازده ساله شد. قلب

 

عشق من قلب دنیا را برایت شادِ شاد و شادی را دنیا دنیا آرزو دارم. ماچ



موضوع مطلب : آرش / تولد
۱۳٩٤/۱٢/۱٦ :: ۱٠:۱٦ ‎ب.ظ

آخر هفته‌ای که قرار بود در قطر سپری شود و قسمت نشده بود، را سعی کردم طوری برنامه‌ریزی کنم که آرش بهش خوش بگذره و زیاد غصه‌ی نرفتن‌ش را نخوره.

چهارشنبه شب با باباجلال رفتیم فروشگاه اپل و آرش کادوی تولدش را یک هفته زودتر گرفت و کلی ذوق‌زده و شاد شد.

پنج‌شنبه شب کلاس پیانو دو جلسه داشت که رفتیم. بین دو تا کلاس هم رفتیم نقاشی‌های سه بعدی بسیار زیبا و بی‌نظیر فستیوال DubaiCanvas را تماشا کردیم.

و

و

جمعه هم تا ظهر آرش درس خواند و بعد رفتیم امارات مال. آنالو و مارکو استار (هم‌تیمی‌های آرش) را دعوت کرده بودیم برای ناهار، بازی و سینما. اول رفتیم Johny Rocket ناهار خوردیم، بعد Magic Planet بازی و بعد هم سینما انیمیشن کارتونی Zootropolis را تماشا کردیم. 

و

بعد هم برگشتیم خانه و درس خواندیم.

شنبه صبح تا 11:30 آرش کلاس شنا و بدن‌سازی داشت. بعد از کلاس برگشتیم خانه. من شدید مریض احوال و داغون بودم. کمی استراحت کردم و بعد رفتیم JBR برای کلاس پیانو. امتحان سطح دو ABRSM ِپیانو نزدیک شده به همین دلیل تمرینات آرش فشرده‌تر از همیشه است. 

بعد از کلاس هم کل The Walk - JBR را قدم زدیم و نقاشی‌ها را کامل تماشا کردیم. فوق‌العاده زیبا بودند.

و

و

از آنجا هم قدم‌زنان برگشتیم خانه.



موضوع مطلب : آرش / دبی / گردش / سینما
۱۳٩٤/۱٢/۱٢ :: ۱٠:۳٦ ‎ب.ظ

آرش امسال مسابقات دوحه - قطر را به دلیل مشکل ویزا از دست داد. برای گرفتن ویزای کشورهای GCC، ویزای امارات حداقل باید شش ماه اعتبار داشته باشه و از آنجایی‌که اعتبار ویزای من فقط چهار ماه بود، با داشتن پاسپورت ایرانی هیچ راهی برای سفر وجود نداشت وگرنه بقیه راحت از طریق هتل ویزا گرفتند و راهی شدند. آرش هم که ویزاش روی ویزای من است، به تنهایی و بدون کفیل اجازه ورود نداشت!! این شد که مجبور شدیم هتل و بلیط و ... را کنسل کنیم. از دل‌شکستگی قهرمان کوچک که بگذریم، تجربه‌ی خوبی نبود.



موضوع مطلب : دوحه

شنبه صبح با باباجلال سه تایی راهی مدرسه شدیم تا مسابقاتِ ژیمناستیک بین مدارس شویفات امارات برای کلاس‌های پنجم و ششم را تماشا کنیم.

تیم دبی

آرش از تیم کلاس ششم شویفات دبی در حرکات زمینی (آکروباتیک)، ترامپولین و وُلت (باکس) اول شد و در مجموع حرکات مدال طلا گرفت.تشویقتشویقتشویق

این هم گزارش تصویری دیروز صبح:

و

و

و

و

و



موضوع مطلب : آرش / مسابقه / گواهی / مدال

مسابقات Muscat International Swimming Championship قرار بود در استخر 50 متری مجموعه‌ی ورزشی سلطان قابوس ِمسقط در روزهای 26 و 27 فوریه برگزار شود و آرش که روز دوم، درگیرِ مسابقات ژیمناستیک مدرسه بود، فقط در روز اول شرکت کرد و چهار مسابقه‌ی انفرادی و یک مسابقه‌ی تیمی داشت.

و امـــّا گزارش سفر:

5شنبه ساعت 4 آرش را از مدرسه برداشتیم و با وجود ترافیک شدید به موقع به فرودگاه رسیدیم. موقع چک‌این کردن، با وجود اینکه ویزای عمان را از قبل گرفته بودیم ولی چون زمان صدور، اشتباهی تاریخ ورود را نزده بودند!!! اجازه پرواز به من و آرش ندادند. خلاصه همه سوار شدند و ما همینطور منتظر ماندیم تا بالاخره از اداره مهاجرت تاییدیه گرفتند و ما راهی شدیم. تاخیر پیش آمده باعث شد که خیلی دیر به هتل برسیم. در سفر با آنتونیو و خانواده‌ش همراه بودیم و آرش کل راه با آنتونیو فیلم تماشا کرد و بازی کردند.


از فرودگاه با تاکسی راهی هتل Intercontinental Muscat شدیم. اتاق را تحویل گرفتیم و سریع برای شام به رستورانِ ایتالیایی Tomato رفتیم.

آرش تا شام را خورد و خوابید، ساعت 11 شد که خیلی براش دیر بود ولی چاره‌ای نبود. عبداله و خانواده‌ش هم تو همان هتل بودند که قرار برای صبح گذاشتیم.

صبح 5:30 بیدار شدیم و حاضر شدیم. با لامیا اینا هول هولی صبحانه خوردیم و دسته جمعی راهی باشگاه شدیم.

استخر اصلاً مطابق انتظار نبود. روباز بود و بدون تخته امتیاز و ... جایگاه تماشاگران هم بسیار کثیف و ناجور بود. خلاصه که شرایط زیاد خوب نبود.

آرش چهار مسابقه داشت. در مجموع خیلی خسته، سنگین و بد شنا کرد و دو تا از رکوردهای ورودی‌ش را شکست و دو تا را 9 ثانیه اضافه کرد که غیرعادی بود!!!!!!!! در یک کلام میشه گفت که روز، روزش نبود.

  • 100M Backstroke -  رکورد: 1.31.03 -  بهبود رکورد ورودی: 3.25 ثانیه
  • 200M Freestyle -    رکورد: 3.00.57 -   افزایش رکورد ورودی: 9.01 ثانیه
  • 50M Freestyle -      رکورد: 35.29 -     بهبود رکورد ورودی: 0.97 ثانیه
  • 200M IM -              رکورد: 3.25.47 -  افزایش رکورد ورودی: 9.43 ثانیه


ظهر بعد از دو مسابقه برگشتیم هتل. ناهار خورد، کمی استراحت کرد و بعد از تسویه حساب کردن با هتل، دوباره برگشتیم باشگاه. 


بعد از مسابقاتِ انفرادی آرش، عبداله، لویی فیلیپ و مارکو یک Relay تیمی IM انجام دادند که سوم شدند.

پرواز برگشت ساعت 8:40 شب بود و مسابقات ساعت 4:30 تمام شد. چون فرصت بود برگشتیم هتل. آرش و عبدالله، لویی فیلیپ را هم دعوت کردند و تو استخر هتل یکی دو ساعتی بازی کردند. ما بزرگترها هم گپ می زدیم.

آرش، عبداله و لویی فیلیپ

من تو همین فاصله سعی کردم پروازمون را آنلاین چک‌این کنم که بعد از چندین بار سعی کردن، پیغام می‌داد که  پرواز پر است و بعضی‌ها نمی‌توانند سوار شوند!!! خلاصه تندی با استرسِ شدید راهی فرودگاه شدیم و دیدیم که اشکال از سایت FlyDubai بوده که با مرورگر صافاریِ آیفون درست کار نمی‌کند وگرنه چک‌این شده بودیم!!!

به محض نشستن تو هواپیما آرش خوابید تا برسیم دبی. طفلکی هلاک بود از خستگی. 

پ.ن:

  • هتل اینترکنتینانتال با وجود اینکه 5 ستاره بود ولی به هیچ وجه قابل مقایسه با 5 ستاره‌های اینجا نبود.
  • با وجود مالیات 17 درصد روی همه‌چی به نظرم عمان کشور گرانی بود. 
  • تاکسی‌ها، تاکسی متر نداشتند و راننده به میل خودش هر چقدر می‌خواست حساب می‌کرد.
  • ارزش ریال عمان، حدود ده برابر درهم امارات است و حتا اسکناس 1/2 ریال هم داشتند!


موضوع مطلب : مسابقه / رکوردها / گزارش سفر / عمان