Lilypie Kids Birthday tickers

 
درباره وبلاگ



آرشيو وبلاگ
نويسندگان
آمار وبلاگ
RSS Feed
Instagram
۱۳٩٥/۳/۱ :: ٢:۳٤ ‎ق.ظ

این هفته هم مثل همیشه به درس و کلاس و ... ِ آرش گذشت. پنج‌شنبه برای اولین بار آرش با دو تا از دوستان نزدیک‌ش تنهایی رفت امارات مال. مدت‌ها بود که اصرار داشت با دوستان‌ش تنهایی بره که تا حالا زیر بار نرفته بودیم ولی دیگه گذاشتیم بره تا تجربه کنه. بعد از مدرسه، بابا جلال آرش را به همراه گرُانچ و مروان کوشی رساند مجیک پلانتِ امارات مال. دو سه ساعتی مشغول بازی بودند تا من رفتم پیش‌شون. بعد از بازی به‌شون ناهار دادم و دوستان‌ش را راهی کردم. 

بعد یکی از دوستان قدیمی مهمان‌مون بود که یکی دو ساعتی با هم همان‌جا بودیم و به یاد روزهای خوبِ قدیمی کلی گپ زدیم.

جمعه به درس خواندن گذشت. امروز هم تولدم بود که مثل همیشه گذشت.

ظهر با آرش ظهر دوتایی رفتیم JBR. فیلم پرندگان خشمگین را دیدیم. قشنگ بود.

و


بعد برای ناهار رفتیم Bobs، بعد هم کمی درس خواندیم تا کلاس پیانو. بعد از کلاس هم برگشتیم خانه و امتحانات فردا را مرور کردیم.

امسال شاید اولین سالی بود که هیچ حسِ خاصی نداشتم و  غمگین 41 ساله شدم. قلب باورش سخته ولی کودک درونم دیگه شور و شوقش را از دست داده و پا به سن گذاشته!!!  



موضوع مطلب : آرش / مهمان / تولد / سینما
۱۳٩٥/٢/٢٦ :: ۱٠:۳۳ ‎ب.ظ

دیروز مسابقات شنای بین مدارس شویفات در شویفات شارجه برگزار شد. مستر کاتالین مربیِ آرش، او را در تیم زیر 12 سال گذاشته بود و در این گروه سنی، دو تا مسابقه انفرادی داشت و یک Relay تیمی.

دو تا از مسابقات‌ش را دوم و یکی را سوم شد. لوح بهترین شناگر زیر 12 سال شویفات دبی را هم گرفت.

دانش‌آموزان و مربیان شویفات دبی

برگشتیم خانه حدود ساعت 4 بود. قرار شد یک دوش بگیره و درس بخونیم که بعد از دوش حدود ساعت 5 عصری خوابید تا خودِ صبح ِروز بعد. امیدوارم که انرژی رفته بهش زودتر برگرده و سرحال و بانشاط بشه. امروز خودش را وزن کرد حدود یک کیلو و نیم تو همین یک هفته وزن کم کرده :(



موضوع مطلب : آرش / دبی / مسابقه / گواهی
۱۳٩٥/٢/٢٥ :: ۱٠:٢۱ ‎ب.ظ

ماجرای سرماخوردگی آرش درست تا 5شنبه ادامه‌دار شد و از پنج‌شنبه ظهر به بعد دیگه از شر تب راحت شد ولی تا همین الان هم اشتهاش درست نشده و چیزی نمی‌خوره. به شدت وزن کم کرده و زیاد توان نداره. 

روز جمعه جشن پایان سال آکادمی ابسولوت مثل هر سال در هتل هالیدی‌این برگزار شد که مراسم اهدای مدال‌های مربوط به مسابقات سالانه، معرفی کاپیتان‌های دختر و پسر سالِ آینده و جشن و شام بعد از آن بود.

آرش با اینکه روز مسابقه (فلش‌بک) سرحال نبود و نمایش خوبی نداشت، باز هم از هر هفت مسابقه‌ش مدال گرفت. 4 مدال طلا و 3 مدال نقره. 

و

و

و

آرش و مربی جدیدش مارتین

شناگران و مربیان ابسولوت در مراسم پایانی سال 2016



موضوع مطلب : آرش / دبی / مدال / َaward
۱۳٩٥/٢/٢٠ :: ۱٠:٥٤ ‎ب.ظ

شنبه صبح آرش تا ساعت 10:15 کلاس شنا و بدن‌سازی داشت که من گذاشتم‌ش DAA و حدود ساعت 11 برگشتم دنبال‌ش و آمدیم خانه. یکی دو ساعتی آرش درس‌هاشو مرور کرد و بعد دوتایی رفتیم JBR. 

با توجه به اینکه امتحان سطح دوم پیانو را داده و تا جواب بیاد، چند هفته‌ای استراحت داره، قرار شد تو این مدت روی سه تا آهنگ ایرانی "گل گلدون من، سلطان قلب‌ها و خواب‌های طلایی" با معلم‌ش کار کند.

قبل از کلاس پیانو، رفتیم سینما. فیلم Robinson Crusoe را تماشا کردیم. قشنگ بود.

وقتی برگشتیم خانه کمی که درس خواند، متوجه شدم تب خیلی شدیدی داره و این شروع بیماری‌ش بود. شدیدترین تب چند سال اخیر را این یکی دو روز تجربه کرد!! از مدرسه یک‌شنبه زنگ زدند که تب و سردرد شدید داره. مرخصی گرفتم رفتم دنبال‌ش و بردم‌ش دکتر. تب ویروسی بود که دکتر گفت باید دوره‌اش را بگذراند. سه روز هم بهش گواهی داد. بعد از دکتر برگشتیم شرکت ما. تا 5 با هم بودیم و بعد رفتیم خانه. تا صبح فقط تب داشت، هذیان گفت و لب به چیزی هم نزد! حتا یک لحظه‌ هم تب‌ش پائین نیامد. دم صبح فقط کمی بهتر شد.

امروز هم مدرسه نرفت. تا 10 خانه ماندیم و آرش استراحت کرد. بعد آماده شدیم رفتیم شرکت ما.



موضوع مطلب : آرش / دبی / بیماری / سینما

عمو پدرام تا یکشنبه ظهر پیش ما بود و ایمانِ عمه هما دوشنبه بعدازظهر آمد که بعد از کلاس آرش رفتیم فرودگاه دنبال‌ش.

تا چهارشنبه عصری ایمان بود که با وضعیت کلاس‌ها و درس‌های آرش زیاد نشد بهش برسیم فقط سه‌شنبه شب بعد از درس‌های آرش رفتیم پیاده Nandos و برگشتیم.

چهارشنبه شب آرش با عبدالله دوست و هم‌تیمیِ شناش، احمد و لامیا مامان‌شون رفت افتتاحیه فیلم Captain America - Civil War. 

پنج‌شنبه تعطیل بودیم که کمی درس خواندیم بعد با آرش دوتایی رفتیم مردف سیتی سنتر هم یک دوری زدیم و هم آرش یک سری وسیله برای شناش لازم داشتیم گرفتیم و برگشیم خانه.

جمعه هم تعطیل بودیم که باباجلال رفت سر کار و من و آرش هم بعد از اینکه امتحانات هفته آینده را مرور کرد رفتیم امارات مال خرید هفتگی و برگشتیم خانه.



موضوع مطلب : آرش / دبی / سینما / مهمان
۱۳٩٥/٢/۱۳ :: ۱٠:٢٥ ‎ب.ظ

مسابقه‌ی Aqathlon Series  - Dubai 2016 دیروز در هتل فرمونت پالم دبی برگزار شد. آرش به همراه چهار تا از هم‌تیمی‌هاش در Junior Super Sprint شرکت کرده بود و مسابقه‌ش شامل 200 متر شنا در دریا و بلافاصله 2.5 کیلومتر دو در پیست دو و میدانی بود.

و

و

آرش و آنتونیو کاپیتان تیم‌شون

شناگران ابسولوت 

و این‌هم نتایج

آرش با زمان 18.31 در گروه پسرانِ زیر 13 سال هفتم شد. به عنوان تجربه‌ی اول عالی بود به خصوص اینکه از شنا کردن در دریا خیلی بدش می‌آمد و این مسابقه باعث شد ترس‌ و اکراه‌ش از شناکردن در دریا با آب  شور بریزد.

بلافاصله بعد از مسابقه گفت که دیگه هرگز این تجربه را تکرار نمی‌کند ولی یکی دو ساعت که گذشت نظرش عوض شد و گفت سالی دوبار شرکت خواهد کرد! چشمک



موضوع مطلب : آرش / دبی / مسابقه / مدال

دیروز مارتین مربی جدیدِ آرش، یک برنامه بازی و تفریح برای شناگران قدیمی و شناگران جدید ابسولوت در ساحل ترتیب داده بود تا بچه‌ها بیشتر با هم دوست شوند و والدین هم با هم آشنا شوند.

من یک ساعت مرخصی گرفتم و رفتم آرش را از مدرسه برداشتیم و رفتیم ساحل قصر سیاه که خیلی هم نزدیک مدرسه بود.

و

مارتین انواع و اقسام بازی‌های گروهی را براشون تدارک دیده بود که خیلی عالی بود و بچه‌ها حسابی لذت بردند.

هوا هم ابری بود و باران نم نم می‌بارید برای همین گرما و آفتاب زیاد اذیت‌کننده نبود.

کل هفته گذشته به درس و کلاس شنای آرش گذشت. مربی جدید فضای تمرین‌ها را متحول کرده و آرش آنقدر لذت می‌بره که حتا کلاس سه‌شنبه صبح 5:30 تا 7 را که ما تا الان هیچ‌وقت نمی‌رفتیم را رفت و گفت که از این به بعد همیشه میره!

پ.ن.1: شنبه گذشته فیلم The Jungle Book را رفتیم دوتایی تماشا کردیم. صحنه‌های کمی ترسناک زیاد داشت و آرش تمام مدت نگران فیلم را تماشا کرد. در مجموع فیلم قشنگی بود.

پ.ن.2: عمو پدرام، سه چهار روزی مهمان ماست و آرش مثل همیشه از داشتن مهمان هیجان‌زده است. دیشب بعد از ساحل آمدیم خانه، آماده شدیم و رفتیم JBR. تا آرش کلاس پیانوش تمام بشه ما همانجا قدم زدیم. بعد برای شام رفتیم Bob's. 



موضوع مطلب : آرش / مهمان / سینما / گردش