Lilypie Kids Birthday tickers

وروجک مامان آرش
 
درباره وبلاگ



آرشيو وبلاگ
نويسندگان
آمار وبلاگ
RSS Feed
نویسنده: آرزو حقیقت پناه - ۱۳٩٥/٤/٢۸

از تعطیلات عید فطر استفاده کردیم و راهی تهران شدیم. شرکت ما 5 روز تعطیل بود و فرصت خیلی خوبی بود. سه‌شنبه عصر با پرواز امارات راهی تهران شدیم. وقتی رسیدیم متوجه شدیم که جاده‌های منتهی به فرودگاه ترافیک خیلی شدیدی داره و بابا و الهه اینا تو راه گیر کردند. یک ساعتی نشستیم تا رسیدند.

سفر جلال، 4 روزه و سفر من و آرش، 11 روزه بود. سه چهار روز اول را نصف به نصف بین دو خانواده تقسیم کردیم.

و

آرش نهایت لذت را از حضور پسرخاله‌ها، پسرعمه‌ها و دخترعمه‌ش برد و یک‌سره مشغول بازی و شیطنت بود. 

و

و

و

چهار روز به چشم بهم زدنی گذشت و باباجلال برگشت. 

بقیه سفر ِما هم به دیدار دوستان، تماشای تئاتر "من فقط عاشق اینم - احسان کریمی"، بازی، قرار وبلاگیِ گروه همدلان در رستوران ژوانی، قرار صبحانه در باغ صبا، مهمونی بازی، خرید و شام در شیک شک ... گذشت. 

آرش یک بار تنهایی با عموامیر و پارسا، پویا راهی منیریه شد و کلی خرج دست عموامیر گذاشت. یک‌شب باهاشون رفت استخر و یک بار هم باهاشون رفت باشگاه انقلاب برای والیبال.

منم سعی کردم نهایت لذت را از حضور عزیزان‌م ببرم و تا می‌تونم از لحظه لحظه‌هام استفاده کنم.

مثل همه سفرهای دیگه عمرِ این سفر ما هم کوتاه بود و شنبه عصری با بابا و الهه اینا همگی راهی بهشت زهرا شدیم. بعد از وداع با مامان‌م رفتیم فرودگاه و بعد از 11 روز برگشتیم سر خانه، زندگی‌مون. 




نویسنده: آرزو حقیقت پناه - ۱۳٩٥/٤/٢٤

شنبه کارنامه‌ی نهایی کلاس ششم ِ آرش را گرفتم و از نظر من بهترین کارنامه‌ی تمام سال‌های گذشته بود.

آرش این‌بار هم با معدل 99 شاگرد اول و دانش‌آموز Outstanding شد.

تنها مورد انضباطی‌ش همان حرف زدن در  AMS Hall بود که هفته اولِ ترم اول گرفته بود و بعد از آن دیگه چیزی بهش اضافه نشد. غیبت موجه یک روز و دو ساعت داشت که مربوط به مریضی و امتحان پیانوش بود. نکته جالب توجه این بود که برای اولین بار معدل انگلیسی‌ش 100 شد که بسیار درخشان بود و حاصل زحمات‌ش در 36 هفته و 36 امتحان برای هر موضوعی بود با وجود تمرینات سنگین شنا و مسابقات‌ش.

خستگی تمام یک سال گذشته را با این کارنامه از تن‌م دور کرد. آفرین به مرد کوچک من. قلب باعث افتخاری. ماچ

پ.ن: اولین امتحان دلف فرانسه را هم پاس کرده و سال آینده کلاس‌های سطح بعدی را شرکت خواهد کرد.




نویسنده: آرزو حقیقت پناه - ۱۳٩٥/٤/۱۳

آخرین پست مربوط به سفر سیشل و عکس‌های جامانده

آرش روبروی پذیرش هتل

و

سلفی تایم

عکس با لنز مورد علاقه‌ی من

و

و

شادیِ پیروزی به سبکِ آرش

و

و

و




نویسنده: آرزو حقیقت پناه - ۱۳٩٥/٤/۱٢

روز سوم و چهارم را کامل در هتل گذراندیم. من هنوز حال‌م روبراه نبود و امکان بیرون رفتن را نداشتیم. 

آرش سر خودش را با والیبال، شنا، پینگ‌پنگ، قایق‌سواری، شطرنج و ... گرم کرد و ما هم تا می‌شد، استراحت کردیم و از آرامش و زیبایی ساحل نهایت لذت را بردیم.

و

و

و

و

و

و

 و

این هم یکی از جک و جانورهای رویت شده

تا ساعت 6:30 اتاق‌ها را داشتیم. بعد تحویل دادیم و ون آمده بود دنبال‌مون. 7:30 فرودگاه بارمون را تحویل دادیم و بعد از خرید یادگاری‌های سیشل با پرواز 9:45 امارات راهی دبی شدیم. آرش یکی دو تا فیلم دید و بعد خوابید. طول پرواز برگشت 4 ساعت بود.

در مجموع سفر بسیار دل‌چسب و آرامش‌بخشی بود. 




نویسنده: آرزو حقیقت پناه - ۱۳٩٥/٤/۱۱

ادامه‌ی روز اول به گشت و گذار در هتل گذشت. محوطه هتل به معنای واقعی کلمه زیبا بود. البته انواع اقسام جک و جانور را هم داشت.

این اتاق‌هامون بود. از شانس به پذیرش هتل، استخر و رستوران‌هاش خیلی نزدیک بود. سه چهار دقیقه پیاده راه بود. 

و

و

و

و

و

شب آرش رفت استخر و ما هم آنلاین بازی والیبال را دنبال کردیم. برای شام هم رفتیم رستوران Windsong. 

شنبه، صبح روز دوم بعد از صبحانه، با اتوبوس رفتیم ویکتوریا (پایتخت سیشل). 40 دقیقه از هتل راه بود و از بس راه‌ش پر پیچ و خم، کوهستانی، شیب دار، باریک بود من سرگیجه گرفتم و حالم شدید خراب شد. تازه وقتی رسیدیم ویکتوریا بیشتر مغازه‌ها تعطیل بودند. شهر مدل خیلی قدیمی، آدم‌های شهر آرام و دوست‌داشتنی و مناظر بسیار زیبا و دیدنی بودند.

 یکی دو ساعتی اون اطراف گشتیم، ناهار را همان‌جا خوردیم و دوباره با اتوبوس برگشتیم هتل. دیگه وقتی رسیدیم هتل، من تبِ بالا، گلودرد و حال خیلی بدی داشتم که افتادم.

شب از پذیرش هتل قرص گرفتم که تا صبح حال‌م را بهتر کرد.





نویسنده: آرزو حقیقت پناه - ۱۳٩٥/٤/٩

تابستان را با سفر به جزیره‌ی بسیار زیبای سیشل آغاز کردیم. زیبایی و آرامش این کشور بی‌نهایت بود و سفرِ خیلی جذاب و دل‌چسبی از آب درآمد. (سیشل کوچک‌ترین کشور آفریقاست. جزیره‌ای در اقیانوس هند و پایتخت آن ویکتوریا است. مجموعه‌ای از 115 جزیره‌ی کوچک و بزرگ که بزرگترین آن  Mahe است که ویکتوریا در آن قرار دارد.)

و

و

و

و

و

جمعه ساعت 9:35 با پرواز امارات به همراه ماها راهی سیشل شدیم. طول پرواز 4:40 دقیقه بود و آرش کل پرواز را کارتون تماشا می‌کرد. از قبل نیازی به گرفتن ویزا نبود و در همان بدو ورود در فرودگاه، ویزا را در پاسپورت‌مون مهر زدند.

ترانسفر فرودگاهی داشتیم. برای همین با مینی‌ون Creole از فرودگاه ما را به هتل رساندند.

جاده کوهستانی، بسیار باریک و دوطرفه بود با شیب‌های خیلی تند و زیاد. حدود 40 دقیقه در راه بودیم تا برسیم هتل. اتاق‌هامون را تحویل گرفتیم. رو به کوه بود با یک دریاچه‌ی زیبا. مناظر روبروش هوش از سر آدم می‌برد.

و

و

و

و

و

هوا خنک و مرطوب بود. باد خوبی می‌وزید و باران هم هر چند دقیقه یک بار با شدت می‌بارید، زود هم قطع می‌شد و آفتاب و آسمان آبی و ابرهای سفید زیبا پدیدار می‌شد.




نویسنده: آرزو حقیقت پناه - ۱۳٩٥/٤/۸

5شنبه کلاس ششم تمام شد و آخرین روز، کتاب سال را هم تحویل دادند.




نویسنده: آرزو حقیقت پناه - ۱۳٩٥/٤/٦

سه‌شنبه آخرین روز مدرسه بود و از چهارشنبه امتحانات پایانی شروع شد و فقط آرش می‌ره مدرسه امتحان می‌ده و برمیگرده.

برعکس هر سال هفته امتحان داره خیلی راحت می‌گذره! که این یا می‌تواند به این دلیل باشد که تو کلاس خوب گوش کرده و یا در طول سال خیلی خوب درس‌ها را مطالعه کرده. در هر صورت تا الان امتحانات فرانسه، علوم، گرامر، لغت و دیکته انگلیسی، ریاضی تمام شده.

5شنبه آخرین جلسه پیانو بود که آهنگ خواب‌های طلایی را کامل کرد. یک ماه وقفه داریم و بعد سطح سوم پیانو را شروع می‌کنند. با ماها رفتیم JBR و بعد از کلاس شام خوردیم و برگشتیم خانه.


جمعه و شنبه به جز ریاضی بقیه امتحانات را کامل مرور کردیم. برای رفع خستگی و تنوع سینما هم رفتیم. فیلم Finding Dory را دیدیم. قشنگ بود و  دوتایی لذت بردیم.

 تنها سه روز دیگه و 5 تا امتحان دیگه از کلاس ششم باقیمانده - تعلیمات اجتماعی، کامپیوتر، ادبیات انگلیسی، درک مطلب داستان هونگ وو و درک و مطالعاتِ ریاضی ...