Lilypie Kids Birthday tickers

وروجک مامان آرش
 
درباره وبلاگ



آرشيو وبلاگ
نويسندگان
آمار وبلاگ
RSS Feed
نویسنده: آرزو حقیقت پناه - ۱۳٩٦/۱/٢٧

آرش این روزها حسابی مشغول درس، امتحان و تمرینات شنا است و روزها همینطوری پشت سر هم و به چشم بهم زدنی دارند می‌گذرند.

برای تیم والیبال زیر 13 سال مدرسه انتخاب شده بود که شنبه با هم‌تیمی‌هاش و مربی‌شون راهی ابوظبی شدند و نیمه نهایی را به راس‌الخیمه باختند و در مجموع سوم شدند. آرش هم کمی پاهاش آسیب دیده بود که شکر خدا جدی نبود و زود خوب شد.

آخر هفته هم با تیم شنای مدرسه راهی عمان می‌شود و در یازدهمین دوره مسابقات منطقه ای مدارس شویفات، یکی از نمایندگان شنای شویفات‌های امارات خواهد بود.




نویسنده: آرزو حقیقت پناه - ۱۳٩٦/۱/۱٥

 یک بار دیگه آرش با معدل 97 دانش‌آموز نمونه شد. تشویق آفرین به تلاش و همت‌ت عزیزدلم. قلب

این ترم یک روز غیبت داشت بابت مریضی‌ش و سه تا مورد انضباطی داشت که یکی مربوط به نداشتن تکلیف روز بعد از غیبت بود و دو تا هم حرف زدن سر کلاس یول!




نویسنده: آرزو حقیقت پناه - ۱۳٩٦/۱/۱۳

امتحانات پایانی ترم دوم آرش تا 5شنبه سوم فروردین ماه ادامه داشت. 5شنبه صبح من گذاشتم‌ش مدرسه و برگشتم خانه چمدان‌هامون را جمع کردیم و وقتی تماس گرفت که کارش تمام شده، با تاکسی رفتیم دنبال‌ش و از آنجا مستقیم رفتیم فرودگاه.

پروازمون Fly Dubai بود و راس ساعت انجام شد. خاله آزاده و بابابوی نازنین آمده بودند دنبال‌مون. آرش که نمی‌دانست رفقاش شمال هستند و نمیان فرودگاه تا متوجه شد شدید حال‌ش گرفته شد و اخم‌هاش حسابی درهم شد. 

 از فرودگاه اول رفتیم بهشت‌زهرا دیدن مامان‌م و بعد هم خانه‌ی بابا اینا. هوا حسابی سرد و بارانی بود. حدود 8 شب بود که رسیدیم خانه. خاله الهه اینا 12 شب بود که از شمال رسیدند و رفقا بعد از مدت‌ها بهم رسیدند و تا نزدیک صبح مشغول بازی بودند.

بابابوی گل و نوه‌ها

نزدیک ظهر رفتیم منزل مامان‌بزرگ آرش. آنجا هم بردیا، آراد و آوا بودند و حسابی آتش سوزاندند بخصوص آراد که شیطون بلا و بسیار دوست داشتنی است.

و

کل هفته به مهمون‌بازی و عید دیدنی گذشت. اگه از مریضی بابا جلال و گذراندن یک نصفه روز در بیمارستان بگذریم، در مجموع خیلی خوش گذشت.

علاوه بر عیددیدنی، تئاتر جنگ شب‌های کوروش - حامد آهنگی را هم رفتیم دیدیم و کلی خندیدیم. تولد سه سالگی آراد جون هم شرکت کردیم.

و

منزل عمه شراره‌ی آرش

منزل عمه اعظمِ من - پسرخاله‌ها با آرین جون

آرش و بردیا منزل عمه شادیِ آرش

تهرانی زیبا، تمیز، سرد و بهاری از پنجره‌ی خونه‌ی خاله الهه

و در نهایت وداعِ تلخ با سرزمین مادری، خانه‌ی پدری و تک‌تک عزیزان‌مون که مثل همیشه سخت و نفس‌گیر است.

شنبه 12 فروردین برگشتیم سر خانه و زندگی‌مون. آرش تا یکشنبه آینده مدرسه‌ش تعطیل است. من از پس فردا کار را شروع می‌کنم.




نویسنده: آرزو حقیقت پناه - ۱۳٩٦/۱/۱

برای نوروز آرش و جلال که تعطیل بودند و من هم نرفتم شرکت و سر فرصت سفره هفت‌سین را چیدیم و برای شروع سالی جدید آماده شدیم. موقع تحویل سال مثل این دو سه سال اخیر بی اختیار من فقط گریه کردم و شادی روح مامان‌م و سلامتی تک تک عزیزان‌م را آرزو کردم. 

امیدوارم که سال جدید برای همه‌ی عزیزانم سالی پر از شادی، سلامتی و موفقیت باشد.

عزیزدلم، دنیا را برات شادِ شاد و شادی را دنیا دنیا آرزو دارم. ماچ