Lilypie Kids Birthday tickers

 
درباره وبلاگ



آرشيو وبلاگ
نويسندگان
آمار وبلاگ
RSS Feed
Instagram

پايان دو سالگي قند عسل

 و امّا ماجراي پايان دوسالگي قند عسل و شروع سوّمين سال زندگي عشق من

روز پنجشنبه هفدهم اسفند٬ من و عمه شادي٬ وروجك را برديم آتليه و بابا جلال هم خودش مستقيم آمد. عكسهاي دو سالگي شيطونك خان را با هزار مصيبت انداختيم.  دريغ از يك لبخند خشك و خالي  برعكس هميشه خيلي بداخلاق بود و ديگه نميدونم عكسهاش چي از آب در بياد!!! (تا يكي دو هفته ديگه معلوم ميشه ) هم خوابش ميامد٬ هم به‌به ميخواست.

  • خانم عكاس: آرش جان لبخند بزن
  • آرش: لبخند نميزنم

خلاصه بعد از آتليه رفتيم از لادن سعادت‌آباد٬ كيك (جاي تك‌تك‌تون را خالي كردم ) و بادكنك و كلاه خريديم و براي تولّد بازي رفتيم خانه مامان‌بزرگ‌جون  عمه‌جون‌هاي آرش هم يك عالمه بادكنك باد كرده بودند و آرش هم كلي با برديا بادكنك بازي بازي كرد و كيف كرد و كلي هم كادوهاي قشنگ قشنگ نقدي و غيرنقدي دريافت كرد از قبيل: Parking Lots و اُرگ و Construction Office و كرم شب‌تاب خواننده و ....

دسته همگي درد نكنه.  انشاءالله كه بتونيم جبران كنيم

عشق مامان آرزو 

كسرا جون و مامان هديه عزيز ٬ مهدي جون و مامان حديثه عزيز و نيلوجونم و نازنين گل و مامان نيلوفر عزيز و طيبا جونم از تك تك شما عزيزانم بسيار بسيار سپاسگزارم كه توي وبلاگ خودتان تولد وروجك من را جداگانه تبريك گفتين. براي شما بهترينها را آرزومندم.  مرســـــــــــــــــــــــــــــــــي



موضوع مطلب :