Lilypie Kids Birthday tickers

 
درباره وبلاگ



آرشيو وبلاگ
نويسندگان
آمار وبلاگ
RSS Feed
Instagram
۱۳٩٢/۸/۱٩ :: ۱٠:٢٠ ‎ب.ظ

این آخر هفته هم درست مثل همه آخر هفته های دیگه آروم و بدون هیچ اتفاق خاصی گذشت. آرش 2 ساعت جمعه و 1:30 شنبه، کلاس شنا داشت. کلاسهای ژیمناستیک، نقاشی و پیانو هم مثل همیشه به خوبی برگزار شد. 

جالبه که تو تمرین روز جمعه سارا کل بچه های تیم اولش را از آب آورد بیرون و به آرش گفت که حرکت شروع کرال پشت را براشون انجام بده تا ببینند و از یک شناگر هشت ساله تیم دوّم یاد بگیرند و خجالت بکشند!!! زبان این روزها به سریعترین شناگر تیم دوّم معروف شده البته یک شناگر جدید (کریستین) تقریباً هم قد و قواره و هم سن و سال آرش تازگیها پیدا شده که بعضی وقتها یک کوچولو سریعتر است.

تو تمرین روز شنبه هم 5 دور مسابقه کرال 100 متر بین بچه ها برگزار شد که آرش و کریستین یکی در میان اول میشدند و هر بار فقط به اندازه یکی دو ثانیه با هم اختلاف داشتند.

دیشب با سرگیجه و سردرد شدید، حال خیلی خرابی داشتم آنقدر که حتی نمیتونستم چشمهامو باز نگه دارم. آرش با مهربانی تمام گفت تو دراز بکش تا من بغلت کنم، زودی خوب بشی و دیگه درد نداشته باشی. بغل 

من همیشه میگم که آرش خیلی سرد است و احساساتش را اصلاً نشان نمیده (خدا به داد عروس آینده ام برسه نیشخند) ولی همین وروجک یخی گاهی با حرفهاش نگرانی ش و احساساتش را کاملاً نشونش میده و قلبم را گرم میکنه. خجالت



موضوع مطلب : آرش / دبی / آموزشی