Lilypie Kids Birthday tickers

 
درباره وبلاگ



آرشيو وبلاگ
نويسندگان
آمار وبلاگ
RSS Feed
Instagram
۱۳٩۳/۱/۳۱ :: ۱۱:۱۱ ‎ب.ظ

5شنبه 5:30 صبح با آرش رفتیم دنبال کریستین و راهی استخر شدیم. بعد از گرم کردن و یک کوچولو شنا کردن، تمام مدت سارا روی شیرجه بچه‌ها کار کرد و از پیشرفت محسوس و قابل توجه آرش و تلاش زیادش در طول کمپ یک هفته‌ای کلی تعریف کرد.

بعد از شنا آرش را رساندم مدرسه. زنگ ورزش هم شنا داشت و مربی‌شون دسته دسته از همه بچه‌ها مسابقه گرفته بود و آرش در تمام مسابقات برنده شده بود. اینگونه شد که وروجک به تیم شنای مدرسه هم راه پیدا کرد و اولین مسابقه‌ی مدرسه در تاریخ دهم ماه می برگزار خواهد شد. 

جمعه وروجک طبق عادت صبح زود بیدار شد و بعد از مدتی دیدم آمد سراغ من که حالم روبراه نیست. خلاصه از صبح تا ساعت 2 گلاب به روی همگی، بارها و بارها بالا آورد و کوچکترین چیزی نتونست بخوره. ناراحتبعد از آن یک کوچولو ماست خورد و دو ساعتی خوابید خوشبختانه سرحال بیدار شد و دیگه حالش کاملاً خوب شده بود.

برای ساعت 7 با خاله شهزاد اینا دبی مال قرار گذاشتیم و بعد از شام رفتیم Rio2 را سه بعدی دیدیم. به نظر من خیلی قشنگ بود.


بعد از فیلم با آرش دوتائی رفتیم هملیز. سرگرمی این روزها، بافتن دستبند و جاکلیدی و .... با نخ‌های رنگی و کش‌های رنگین کوچک با استفاده از یک وسیله به نام Loom است. خوشبختانه آنجا براش پیدا کردم و گرفتم.

حالا سرش حسابی گرم شده. میره از Y o u T u b e مدلهای جدیدش را درمیاره، درست میکنه و کلی هم کیف میکنه. 

شنبه 9 تا 11 کلاس شنا داشت. بعد آمدیم خانه و من مشغول تمیز کاری شدم تا بعدازظهر. 2 تا 3:30 کلاس نقاشی داشت و بعد بلافاصله آمدیم خانه و منتظر نیکلاس معلم فرانسه‌ی آرش شدیم که نیامد.

این هم اثر هنری این هفته:



موضوع مطلب : دبی / سینما / آموزشی / نقاشی