Lilypie Kids Birthday tickers

 
درباره وبلاگ



آرشيو وبلاگ
نويسندگان
آمار وبلاگ
RSS Feed
Instagram

برنامه‌ی دو سه روز آخر سفر یکنواخت و تقریباً این مدلی بود. اول صبحانه مفصل در رستوران اصلی هتل، بعد وروجک خانِ عاشق آب را می‌بردیم پارک آبی.


 باباجلال همان روز اول دو سه بار که با وروجک سر خورد، کمر درد گرفت و عذرش موجه شد. من هم که خانم شجاع!!!! قلبم تحمل هیچ مدل سرخوردن و هیجانی را ندارهزبان!!!  

اینه که آرش مجبور شد خودش تنهایی بارها و بارها سر بخوره و حسابی لذت ببره.

بعد از دوش و استراحتی کوتاه، ناهار را در رستوران اصلی هتل می‌خوردیم و دوباره گشت و گذار در هتل شروع می‌شد.

بعد می‌رفتیم کافه ترک. آرش با باباجلال پینگ‌پنگ یا بیلیارد بازی می‌کرد و من هم برای خودم اینترنت بازی می‌کردم تا آرش بالاخره دل بکنه و خسته بشه. بعد برمی‌گشتیم اتاق‌مون. بعد از کمی استراحت آماده می‌شدیم و می‌رفتیم عکاسی تا موقع شام. غذا هم هر وعده جای همگی خالی از شیر مرغ تا جون آدمیزاد سرو می‌شد و هر مدل سلیقه‌ای بالاخره یک چیزی برای خوردن پیدا می‌کرد... حتی بد غذایی مثل من...

 تازه میان وعده هم یک عالمه خوردنی‌های خوشمزه کنار استخر، دریا و ... سرو میکردند...


آخر شب هم در سالن آمفی‌تئاتر هر شب برنامه بود، شب اول تئاتر علاءالدین، شب دوم برنامه حرکات موزون یک گروه رقـــص از رومانی به نام Shadows که برنامه‌شون خیلی  قشنگ و هنرمندانه بود.

 شب آخر یک برنامه کمدی بود که آهنگ‌ها و فیلم‌های معروف مثل تایتانیک، بادیگارد و ... را به صورت کمدی اجرا می‌کردند که خیلی خنده‌دار و بامزه بود.

هر بار بعد از اتمام برنامه آهنگ Shake it up Sekerim - Kenan Doğulu را می‌گذاشتند و بچه ها و بزرگترها با هنرمندان برنامه حرکات موزون گروهی انجام میدادند.

تو هتل علاوه بر خوردن و خوابیدن، برنامه‌های تفریحی زیادی مثل بالن سواری و اسکی روی آب و ... هم بود که ما استفاده نکردیم.


کلاً اگه کسی تصمیم به خرید نداشته باشه و فقط قصد تفریح و رفع خستگی داشته باشه یک همچین هتل‌هایی فوق‌العاده است. مساقران هتل 90% اروپائی و ترک بودند و درصد خیلی کمی هم ملیت‌های دیگه بودند. بیشتر هم خانوادگی آمده بودند.  

من و ماهـــا فقط یک بار، دو سه ساعت رفتیم مرکز شهر بودروم یک دوری در بازار زدیم و برگشتیم. بقیه مدت فقط در هتل بودیم.

تا 5شنبه ظهر 31.07.2014 آنچا بودیم و بعد تسویه حساب کردیم و چون چند ساعتی هنوز تا پروازمون فاصله بود، همانجا ماندیم و بعد از ناهار با تاکسی راهی فرودگاه شدیم. با پرواز داخلی برگشتیم استانبول و از آنجا هم با پرواز 7:55 راهی دبی شدیم. حدوداً ساعت یک بود که رسیدیم فرودگاه دبی. 

با اینکه خیلی خوش گذشته بود ولی به محض رسیدن به دبی نفس راحتی کشیدیم. 



موضوع مطلب : آرش / بودروم / ترکیه / گزارش سفر