Lilypie Kids Birthday tickers

 
درباره وبلاگ



آرشيو وبلاگ
نويسندگان
آمار وبلاگ
RSS Feed
Instagram
۱۳٩۳/۱٢/۱٧ :: ۱٠:٢٦ ‎ب.ظ

قسمت بود و من و آرش پنج‌شنبه 5 مارچ 2015 با تیم Absolute، برای  مسابقات Hamilton Aquatics Doha Long Course-6 to 7th of March راهی دوحه - قطر شدیم.

طول پرواز 45 دقیقه بود و به موقع انجام شد. برای ویزا شکر خدا هیچ مشکلی پیش نیامد و توی فرودگاه به جفت‌مون به راحتی ویزا دادند.

از فرودگاه مستقیم راهی هتل  FraserSuites شدیم. 

آرش با عبدالله هم اتاقی شد و پیش Coach Matt ماند. من، والسکا (مامان کریستین) و آنا (مامان آنالو) هم یک سوئیت جدا داشتیم. مامان و بابای آنتونیو هم یک طبقه‌ی دیگه بودند. هتل بسیار تمیز و شیک بود.

از اول قرار بود ما کاری به بچه‌ها نداشته باشیم و فقط تو سالن مسابقه ببینیم‌شون ولی بعد از تدارک ناهار، سارا متوجه شد کار خیلی مشکلی است و تنهایی از پس این همه بچه و کار برنمی‌یاد. برای همین خواست که ما کارهای تدارکات را انجام بدیم و این شد که تو این دو سه روز ما سه، 4 بار سر از کارفور درآوردیم!!!

روز اول سارا و مت بعد از ناهار برای بچه‌ها یک سمینار دو ساعته گذاشتند و هر کدام رکوردها و اهداف‌شون را در دفترچه‌هاشون ثبت کردند. بعد هم نحوه‌ی چیدن ساک‌هاشون را یاد گرفتند و دسته‌جمعی وسایل‌شون را برای فردا آماده کردند. بعد از آن هم بازی، موسیقی، فیلم، شام و ...

ساعت 7:30 هم خوابیدند تا برای مسابقه جمعه سرحال و آماده باشند. تو این فاصله ما هم رفتیم سیتی‌سنتر و بعد از ناهار، لیست سارا را خریدیم و برگشتیم هتل.

شب سه تائی راهی بازار واقف شدیم که با هتل 15 دقیقه پیاده فاصله داشت. یک بازار مدل قدیمی و خیلی بزرگ مثل بازار بزرگ تهران بود و عطاری‌ها و بوی مخصوص‌ش منو برد به خیلی قدیما که با مامان‌م می‌رفتیم بازار و کلی خاطرات ماندگار و شیرین را برام زنده کرد. 

یکی دو ساعتی قدم زدیم و دوباره رفتیم سیتی‌سنتر تا برای ناهار بچه‌ها چیزهایی که جا مونده بود را بگیریم. حدود 11 خسته و هلاک برگشتیم هتل.

جمعه 6 صبح برای صبحانه رفتیم رستوران هتل و بچه‌ها را آنجا سرحال و بانشاط پیدا کردیم. آنها رفتند سالن Hamad Aquatic Centre, Aspire Zone.

ما هم بعد از آماده کردن ناهارِ بچه‌ها، با تاکسی راهی سالن مسابقات شدیم.

در این دوره مسابقات تیم‌ ملی قطر و تیم‌های همیلتون دبی، همیلتون ابوظبی، همیلتون دوحه، H2O، ابسولوت و دو سه تا تیم دیگه حضور داشتند. سطح مسابقات خیلی بالا بود. برای آرش و هم‌تیمی‌هاش بیشتر جنبه‌ی کسب تجربه داشت. یکی از شناگران المپیک هم جزو تیم همیلتون دبی بود که واقعاً زیبا شنا می‌کرد.

مسابقات صبح و بعدازظهر در دو نوبت برگزار می‌شد که آرش هر نوبت دو تا مسابقه داشت و در مجموع هشت تا مسابقه داد. از بین شناگران 8 تا 12 ساله ده نفر اول راهی فینال می‌شدند. بعد 13 ساله‌ها، 14 ساله‌ها و 15 ساله‌ها به بالا جدا جدا ده نفر به فینال راه پیدا می‌کردند. برای همین برای شناگران کوچک‌تر 8 تا 11 ساله شانس خیلی کمی بود که به فینال راه پیدا کنند.

آرش قشنگ شنا کرد و در تمام مسابقات رکورد ورودی خودش را شکست.

در تنها مسابقه‌ای که به فینال خیلی نزدیک شد، 50 متر پروانه بود که تو متولدین 2005 بعد از شناگر تیم ملی قطر، نفر دوم شد و بین کل شناگران 8 تا 12 ساله آرش نفر 11 ام شد و نتونست به فینال راه پیدا کنه. 

و

هر دو روز وقت استراحت بین دو نوبت مسابقات را با مامان آنتونیو چهارتایی رفتیم Villagio Mall نزدیک باشگاه. مرکز خرید خیلی زیبایی بود. شام روز دوم را هم دسته‌جمعی همانجا با بچه‌ها در رستوران Macaroni Grill مهمون بابای آنتونیو بودیم که خوش گذشت.

بعد از پایان مسابقات هم برگشتیم هتل. تا پرواز برگشت چند ساعتی مانده بود که همانجا در لابی هتل ماندیم. من با آرش و عبدالله امتحانات فردا را مرور کردم تا آماده شوند. با توجه به اینکه بقیه مشغول بازی و تفریح بودند، خیلی کار سختی بود.

پرواز برگشت 10:15 به وقت قطر بود که باید 12 می‌رسیدیم دبی. با توجه به ترافیک فرودگاه بیشتر از یک ساعت رو آسمان دبی چرخیدیم تا بالاخره نشست. جلال آمده بود دنبال‌مون. ساعت از 2 گذشته بود که رسیدیم خانه. آرش تو ماشین غش کرد از خستگی. صبح نزدیک 7 برای مدرسه خیلی خیلی سخت بیدار شد ولی چون امتحان داشت مجبور بود که بره...

در مجموع سفر خیلی دلچسبی بود که کلی به بچه‌ها خوش گذشت و دوستی‌هاشون صمیمی‌تر شد. در کنار آن تجربیات زیادی هم برای بچه‌ها و هم برای بزرگترها بدست آمد.

پ.ن: از آنجائیکه این پست خیلی طولانی شد، رکوردهای جدید را در پست جداگانه میذارم.



موضوع مطلب : گزارش سفر / دوحه / قطر / مسابقه