Lilypie Kids Birthday tickers

 
درباره وبلاگ



آرشيو وبلاگ
نويسندگان
آمار وبلاگ
RSS Feed
Instagram

پنج‌شنبه صبح زود آرش را رساندم مدرسه و برگشتم خانه. چمدان‌ها را جمع کردیم و تاکسی گرفتیم رفتیم دنبال آرش. سه تا امتحان‌ش را داده بود و منتظر ما بود. سه تایی راهی فرودگاه شارجه شدیم. مــاهــا آنجا منتظرمون بود. با پرواز 12:15 ایرعربیا راهی تهران شدیم.

بابابو، خاله آزاده، خاله الهه، عموامیر و پارسا، پویا آمده بودند فروگاه دنبال‌مون. بابابو با بچه‌ها و خاله آزاده راهی خانه شدند و ما هم به دیدار مامان‌م رفتیم. یک دل سیر گریه هم نتونست حتی یک کوچولو دلتنگی‌م را رفع کنه و جای خالی مامان‌م کل مدت اقامت‌مون به شدت به چشم می‌آمد.

روح‌تون شاد، یادتون گرامی فرشته‌ی آسمانی من قلب

بعد هم دید و بازدیدها شروع شد. آرش با پسرخاله‌ها و پسرعمه‌ها و ... حسابی بازی و شیطنت کرد و خیلی خوش گذراند.

پسرخاله‌ها

پسرعمه‌ها

کیک تولد یک سالگیِ آراد عسلی

شیطونک‌های دو خانواده در تولد آراد جون

پیش به سوی پارک و قدم زدن زیر باران شدید بهاری 

بازی بازی

خاله الهه، عمو امیر و وروجک‌ها

پارک طالقانی

ژوراسیک پارک

پارک گفتگو

این سفر به خاطر ماهــا علاوه‌بر دید و بازدیدهای خانوادگی، پارک گفتگو، پارک طالقانی، ژوراسیک پارک، رستوران عصر حجر، تئاتر کمدی "حق بده عاشق شم" در مجتمع تجاری کورش و ... هم رفتیم.

سفرمون در مجموع خیلی کوتاه بود و به چشم بهم‌زدنی گذشت. امروز دلتنگ‌تر از قبل برگشتیم به دنیای تنهایی‌هامون. قلب



موضوع مطلب : آرش / تهران / گزارش سفر / دالتونها