Lilypie Kids Birthday tickers

خاطرات سفر نوروزی - وروجک مامان آرش
 
درباره وبلاگ



آرشيو وبلاگ
نويسندگان
آمار وبلاگ
RSS Feed
۱۳٩٦/۱/۱۳ :: ٦:٤٦ ‎ب.ظ

امتحانات پایانی ترم دوم آرش تا 5شنبه سوم فروردین ماه ادامه داشت. 5شنبه صبح من گذاشتم‌ش مدرسه و برگشتم خانه چمدان‌هامون را جمع کردیم و وقتی تماس گرفت که کارش تمام شده، با تاکسی رفتیم دنبال‌ش و از آنجا مستقیم رفتیم فرودگاه.

پروازمون Fly Dubai بود و راس ساعت انجام شد. خاله آزاده و بابابوی نازنین آمده بودند دنبال‌مون. آرش که نمی‌دانست رفقاش شمال هستند و نمیان فرودگاه تا متوجه شد شدید حال‌ش گرفته شد و اخم‌هاش حسابی درهم شد. 

 از فرودگاه اول رفتیم بهشت‌زهرا دیدن مامان‌م و بعد هم خانه‌ی بابا اینا. هوا حسابی سرد و بارانی بود. حدود 8 شب بود که رسیدیم خانه. خاله الهه اینا 12 شب بود که از شمال رسیدند و رفقا بعد از مدت‌ها بهم رسیدند و تا نزدیک صبح مشغول بازی بودند.

بابابوی گل و نوه‌ها

نزدیک ظهر رفتیم منزل مامان‌بزرگ آرش. آنجا هم بردیا، آراد و آوا بودند و حسابی آتش سوزاندند بخصوص آراد که شیطون بلا و بسیار دوست داشتنی است.

و

کل هفته به مهمون‌بازی و عید دیدنی گذشت. اگه از مریضی بابا جلال و گذراندن یک نصفه روز در بیمارستان بگذریم، در مجموع خیلی خوش گذشت.

علاوه بر عیددیدنی، تئاتر جنگ شب‌های کوروش - حامد آهنگی را هم رفتیم دیدیم و کلی خندیدیم. تولد سه سالگی آراد جون هم شرکت کردیم.

و

منزل عمه شراره‌ی آرش

منزل عمه اعظمِ من - پسرخاله‌ها با آرین جون

آرش و بردیا منزل عمه شادیِ آرش

تهرانی زیبا، تمیز، سرد و بهاری از پنجره‌ی خونه‌ی خاله الهه

و در نهایت وداعِ تلخ با سرزمین مادری، خانه‌ی پدری و تک‌تک عزیزان‌مون که مثل همیشه سخت و نفس‌گیر است.

شنبه 12 فروردین برگشتیم سر خانه و زندگی‌مون. آرش تا یکشنبه آینده مدرسه‌ش تعطیل است. من از پس فردا کار را شروع می‌کنم.



موضوع مطلب : آرش / گزارش سفر / تهران / تولد