Lilypie Kids Birthday tickers

 
درباره وبلاگ



آرشيو وبلاگ
نويسندگان
آمار وبلاگ
RSS Feed
Instagram
۱۳۸٦/۳/۳٠ :: ۱۱:٠٦ ‎ق.ظ

وروجك مامان آرزو

روز قرار وبلاگي من مرخصي گرفته بودم. گفتم حالا كه خانه هستم از فرصت استفاده كنم و برم كارت ملي‌ام را كه از دوسال پيش آمده شده بود٬ بگيرم.

با آرش رفتيم اداره ثبت احوال. شلوغ بود و توي نوبت ايستاديم تا نوبتمان شد و فيش پست را داديم. حالا بايد منتظر مي‌نشستيم تا اسم من را بخوانند براي گرفتن كارت. از بلند گو يكي يكي اسامي اعلام ميشد.

آرش هم نشسته بود و باهم بازي و شوخي ميكرديم و منتظر بوديم. يكي دو بار گفت: مامان بريم؟!!  من گفتم: نه مامانم هر وقت اسم من را بخونند٬ ميريم.

چند دقيقه بعد ديدم آرش صداشو بلند كرد و گفت: ‌آرزو پناه.  يكدفعه همه برگشتند٬ نگاه كردند و خنديدند و من



موضوع مطلب :