Lilypie Kids Birthday tickers

 
درباره وبلاگ



آرشيو وبلاگ
نويسندگان
آمار وبلاگ
RSS Feed
Instagram
۱۳۸٥/۸/۱۱ :: ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ

ديشب عمو مسعود و زن عمو (مهين خانم) از آلمان آمدند. وروجكهاي ما سالن فرودگاه را روي سرشان گذاشته بودند. سه تايي با هم ديگه از اينور به آنور  و من و جلال و الهه و ... هم دنبالشون در حال دويدن بوديم.

آرش يكسره تا پارسا يا پويا از جلوي چشمش كنار ميرفتند ميگفت:‌ پارسا كجا اِ اِ اِ اِ اِ ؟!  پويا كجا اِ اِ اِ اِ اِ ؟! يك كمي هم چون مريض بود و گلودرد و ... داشت بداخلاق بود و يكجورايي هيچكس را جز پارسا و پويا تحويل نگرفت.

آقا پارساي پمپلو

پويا خانم خپلو!!

عسلك مامان 

پارسا و آرش



موضوع مطلب :