Lilypie Kids Birthday tickers

آرش و بيماري - وروجک مامان آرش
 
درباره وبلاگ



آرشيو وبلاگ
نويسندگان
آمار وبلاگ
RSS Feed
۱۳۸٦/٧/۸ :: ٩:۱٤ ‎ق.ظ

عروسك مامان

درد و بلات به جونم عزيز مهربونم

ديشب وروجك ساعت ۱۱:۳۰ ٬ تو ماشين خوابيد. خانه كه رسيديم من از فرصت استفاده كردم و شروع كردم به اتوكاري و بابا جلال هم معده‌درد داشت و استراحت مي‌كرد.

ساعت ۱:۳۰ داشتم آماده مي‌شدم كه بخوابم٬ ناگهان آرش با سرفه‌هاي وحشتناك بيدار شد٬ درست شبيه خروسك بود و نفسش تنگ بود. خلاصه سريع برديمش بيمارستان كودكان علي‌اصغر كه تشخيص كروپ دادند و تا ساعت ۵ صبح بخور آب سرد و در نهايت آمپول دگزامتازون براش زدند و ۵ آمديم خانه. وروجك شكر خدا خيلي بهتر شده بود. البته هنوز خس خس داشت.

حالا تصور كنين يك مامان و باباي گيج خواب و يك وروجك بلا كه خواب هم از سرش پريده!!!!  خلاصه تا ۶ باهاش خميربازي كردم و كتاب خواندم. آخر خوابش برد.

من و بابا جلال هم الان   و آرش



موضوع مطلب :