Lilypie Kids Birthday tickers

برگشتن مامان آرزو - وروجک مامان آرش
 
درباره وبلاگ



آرشيو وبلاگ
نويسندگان
آمار وبلاگ
RSS Feed
۱۳۸٦/٩/۳ :: ۱٢:۱۳ ‎ب.ظ

مادر و پسر

خوب من بالاخره برگشتم

جمعه حدود ساعت ۲ صبح رسيدم. وروجك‌خان با بابا جلال و عمو محمد آمده بودند فرودگاه امام‌خميني و وروجكم بيدار بود و منتظر. كلي ذوقيدم.  آخه فكر ميكردم خواب مي‌بينمش.

خلاصه با مصيبت از گمرك و خط قرمز رد شدم و آمدم بيرون. كلي فشارش دادم  و كيف كردم  و او هم تا ۵:۳۰ صبح مشغول ور رفتن با سوغاتي‌هاش و نقاشي با آب‌رنگ پررنگش بود كه طبق قولي كه بهش داده‌بودم٬ براش آورده بودم.  

ديروز به هيچ‌عنوان حاضر نبود از جلوي چشمش برم كنار  و شب هم تا صبح خيلي ناراحت خوابيد و دائم بيدار ميشد و من را چك ميكرد. الان هم من اين مدلي هستم.



موضوع مطلب :