Lilypie Kids Birthday tickers

 
درباره وبلاگ



آرشيو وبلاگ
نويسندگان
آمار وبلاگ
RSS Feed
Instagram

وروجك

ديروز شيطونك ما دو خطر از بيخ گوشش نه ببخشيد از بيخ  چشمش گذشت 

  • ظهر منزل خاله نازي: فضول خان ما توي كابينت‌ها دنبال كله‌قند مي‌گشته. وقتي پيدا ميكنه با ذوق اعلام ميكنه: بالاخره كله‌قندو پيدا كردم و طي يك حركت آكروباتيك كله‌قند را محكم پاي چشم چپش ميزنه و كلي گريه و زاري و از اين حرفها  ولي فوري يخ ميذارند و جزء يك لكه قرمز كوچولو اثري باقي نمانده بود.
  • شب موقع برگشتن از منزل مامان بزرگ: فضول خان ما در حال بررسي دريچه هوا در داخل ماشين از نزديك بود و يك دست‌انداز بي‌موقع باعث شد كه اينبار چشم راستش محكم به دريچه هوا برخورد كنه كه فقط كمي تا اندكي بالاي چشم راست ورم كرده.

خدايا صد هزار مرتبه شكرت كه هر دو مورد به خير گذشت  



موضوع مطلب :