Lilypie Kids Birthday tickers

تولد خاله آزاده - وروجک مامان آرش
 
درباره وبلاگ



آرشيو وبلاگ
نويسندگان
آمار وبلاگ
RSS Feed
۱۳۸٦/۱۱/۱۳ :: ۱:٢٢ ‎ب.ظ

خوب من برگشتم  

من كه رسيدم خانه٬ وروجك خواب بود. صبح كه چشمهاشو باز كرد و من را ديد٬ باهام حالت قهر بود. هرچه بغلش كردم و بوسيدمش انگار نه انگار. يكي يكي سوغاتيهاشو بهش دادم و اصلاً تحويلشون نگرفت.  يك ساعتي كه گذشت٬ يواش يواش دوباره همان وروجك ماه خودم شدم و حسابي با هم كيف كرديم.  از روز قبل كمي بيرون‌روي و حالت تهوع داشت كه كلي نگرانم كرده بود ولي الان ديگه شكر خدا كاملاً خوب شده.

عين ده روز با اينكه بهانه‌گيري كرده بود ولي اصلاً به روي خودش نياورده بود ولي به نظر من كلي لاغر شده و يك جور خاصي دپرس است. دو شب پيش٬ دو ساعت بي‌وقفه و بي‌دليل گريه كرد. ديشب هم همينطور!!! آنقدر گريه كرد تا خوابش برد.  دلم حسابي كباب است و اصلاً تحمل ندارم كه فردا دوباره بخوام برم و وروجك را با اين روحيه تنها بذارم. خدايا چكار كنم به من و وروجك صبر بده تا بتونيم اين دوران را راحت بگذرانيم

ديروز ميگفت: مامان من هي هي هي تو را ميگرفتم يك خانمه ميگفت: مشترك مورد نظر خاموش است. د ...  ايز آف!

خاله جيگر جون تولدت مبارك  

دريا٬ دريا سلامتي٬ شادي و خوشبختي برايت آرزومنديم.

دالتونها و تولد ۲۸ سالگي خاله جيگر

دالتونهاي شيطون



موضوع مطلب :