Lilypie Kids Birthday tickers

 
درباره وبلاگ



آرشيو وبلاگ
نويسندگان
آمار وبلاگ
RSS Feed
Instagram
۱۳۸٦/۱۱/٢۱ :: ۱:٥۳ ‎ب.ظ

آرش٬ عزیز دل من چهارشنبه شب با مامان ثریا آمد دبی دبی و یکدنیا دلم را غرق شادی و لذت کردند. البته وروجکم سرماخورده٬ آب ریزش بینی داره٬ سرفه میکنه اساسی و خیلی خیلی هم خوش اخلاقه و اصلا ً هم بهانه گیر نیست.  .

ولی الان از همه نظر خیلی بهتره. خدایا صدهزار مرتبه شکر

ارش گلم سرکار مامان آرزو

 این چند روز هم حسابی با اوستا جون کیف کرده و بازی بازی

شیطونکها در پارک الممزر در حال سرسره سواری

مرسی خاله مرجان  مرسی عمو محمد  مرسی اوستا جون

  خیلی به ما در کنار شما خوش گذشت.

  • آرش را بردم حمام و آماده کردم که بریم با اوستا جون اینا پارک. چون تا زمان قرار یک ساعتی وقت بود بهش گفتم: مامانم دراز بکش برات شیمو بخونم تا اوستا بیاد. آرش: مامان آرزو!  آخه موهام پخش و پلا میشه
  • دیروز بعدازظهر اوستا و آرش در حال تله تابیز دیدن بودند. اوستا گفت: مامی بکش عقب (میخواست رژه حیوانات را دوباره ببینه) آرش گفت: اوستا آخه هنگ میکنه.

و امّا گزارش تصویری چند روز گذشته



موضوع مطلب :