Lilypie Kids Birthday tickers

 
درباره وبلاگ



آرشيو وبلاگ
نويسندگان
آمار وبلاگ
RSS Feed
Instagram

آرش در فستیوال سنتر

 دیروز اول رفتیم پارک المجاز. آرش کمی تاب و سرسره‌بازی کرد بعد هم رفتیم فستیوال سنتر که اگه بشه برای آرش تخت بخریم. آرش رفت توی قسمت بازی من هم رفتم براش شام بگیرم. شام را که گرفتم و برگشتم دیدم آرش نیست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! دنیا روی سرم خراب شد. هراسان و حیران و گریان  دنبالش میگشتم  که دیدم از بلندگو اعلام شد که یک پسر کوچولو با شلوارک سفید و ... اطلاعات است. انگار دنیا را بهم دادند. توی همان چند دقیقه که دنبالش میگشتیم٬ بدترین فکرها از ذهنم گذشت. خیلی خیلی خیلی احساس بدی بود. خدا نصیب هیچ‌کس نکنه انشاءالله.

خلاصه بدو بدو رفتم و وروجک گریان را تحویل گرفتم و هزاران هزار بار خدا را شکر کردم.

 خدایا شکر به درگاهت که به خیر گذشت.

یک کمی که گذشت آرام شد گفت: مامان من که گم نشده بودم٬ داشتم دنبال تو میگشتم.

آرش بلا

وروجک قشنگم دوستت دارم

عشقم



موضوع مطلب :