Lilypie Kids Birthday tickers

 
درباره وبلاگ



آرشيو وبلاگ
نويسندگان
آمار وبلاگ
RSS Feed
Instagram
۱۳۸٥/٩/٧ :: ۸:٥٧ ‎ق.ظ

واي چقدر بلال خوشمزس!!!!

باورم نميشد كه توي اين فصل بلال آن هم از نوع شيريش كه بشه كبابش كرد٬ پيدا بشه ولي خوب ميدان تجريشه ديگه! همه چي آنجا پيدا ميشه! جاي همتون خالي  آرشم مثل من عاشق بلاله. فقط سر و وضعش را با دقت ببينيد  نيم ساعت طول كشيد تا من تونستم سر و صورتش را تر و تميز كنم و براش مسواك بزنم تا بلال از لاي دندوناش بياد بيرون  

خوش خواب كوچولو!!

خوشخواب كوچولو امروز صبح گرم و نرم توي ني ني لاي لايش خوابيده بود و آماده بود كه ببريمش خانه خاله نازي كه ناگهان يك پرش جالب انجام داد و به صورتي كه ملاحظه ميفرمائيد تغيير وضعيت داد و انگار نه انگار كه اتفاقي افتاده٬ همانطور به خواب شيرين صبحگاهيش ادامه داد.  من كه گفتم الانه كه خوش به حال خاله نازي بشه و آرش خان را صبح كله سحر بيدار تحويل بگيرند ولي شكر خدا به خير گذشت و آقا خواب تشريف بردند.

پ.ن: ديشب داشتم به آرش شام ميدادم همزمان خاله فهيمه يك عدد از ماكاروني هاي توي قابلمه را با دست برداشتند و خوردند. يكدفعه ديدم آرش ميگه: خاله فهيمه با دست نه!؟!! با چنگال  الهي فداش بشم من جيگر كوچولومو. 

پ.ن: آرش داشت كرانچي ميخورد و با ABCD هاش بازي ميكرد چندتا دونه ته ظرفش مانده بود كه جلال آنها را خورد و تمام شد. ديديم

  • آرش ميگه: بابا جلال كرانچي ها كو؟!! خوردي؟!
  • بابا جلال گفت: بله پسرم.
  • آرش گفت: نوش جان !!!


موضوع مطلب :