Lilypie Kids Birthday tickers

 
درباره وبلاگ



آرشيو وبلاگ
نويسندگان
آمار وبلاگ
RSS Feed
Instagram
۱۳۸٥/٩/۱۱ :: ۱٠:۳۸ ‎ق.ظ

ژســـــــــــــــت شاعرانه!!

وروجك خان روز پنج‌شنبه با مامان آرزو براي تماشاي مسابقه بسكتبال تيم سابق ماماني سر از باشگاه درآورد. كلي هم توپ بازي و بدو بدو كرد و خيلي هم بهش خوش گذشت و حسابي هم خسته شد٬ آنقدر كه وقتي رسيديم خانه سه ساعت تمام يكسره خوابيد

آرش و ني ني

توجه توجه: اين ني ني كه ملاحظه ميفرمائيد از چند روز پيش ني ني محبوب آرش شده و سرش را حسابي گرم كرده.

به طور ناگهاني به اين ني ني كه حدوداً يكسال است روي صندلي غذاي آرش جلوس كرده و آرش حتي نيم نگاهي هم بهش نميكرد٬ علاقه‌مند شده. ديروز صبح آرش تازه از خواب بيدار شده بود و اول از هر چيز ني نيش را خواست. بعد ديدم داره با ني ني ور ميره. چند دقيقه بعد من را صدا كرد و گفت: مامان آرزو٬ ببين!! دارم پوشك ني ني را عوض ميكنم

مرتب باهاش بازي ميكنه٬ براش كتاب ميخونه٬ ABCD يادش ميده٬ ميخوابوندش و بعد به بقيه ميگه هيس!!! ني ني خوابيده ٬  شعر گل گلدون من را دم گوشش ميخونه

گل گلدون من شكسته در باد!!

 يا باهاش كشتي ميگيره

كشتي با ني ني!

فدات بشم من الهــــــــــــــــــــــــي عزيز دل مـــــــــــــن

اميد زندگي مامان آرزو :)



موضوع مطلب :