Lilypie Kids Birthday tickers

 
درباره وبلاگ



آرشيو وبلاگ
نويسندگان
آمار وبلاگ
RSS Feed
Instagram

دیروز آخرین روز اوّلین مهدکودک آرش بود. خاطره ای که شروع بسیار تلخ و پایان خوش آیندی داشت. آرش این آخرها همه مربی هاشو دوست داشت و بهشون حسابی عادت کرده بود.

آرش و شامنی (مربی اصلی)

آرش و پاونا (مدیر مهد)

آرش و سومانا (مربی فرعی)  و شیوین و عبدالله

این کارت تبریک را هم به عنوان یادگاری به آرش هدیه دادند.

پ.ن.1:  دیروز آرش با باباجلال رفته بود حمام و داشتند آب بازی میکردند. آرش سفارش KFC میگرفت مثلاً. بابا جلال گفت یک آب میخواد. آرش گفت: One Water بعد باباجلال گفت: نه دو تا آب آرش فوری گفت: Two Waters.  بابا جلال حیران مانده بود که آرش s جمع را از کجا یاد گرفته. اینه دیگه از خود راضی

پ.ن.2: در حال بستن چمدان هستیم. دیگه جدی جدی چیزی نمانده و حسابی دلمان بی تاب رفتن است.

پ.ن.3: وروجک از دو ریز پیش چشمهاش عفونت کرده و خیلی تند تند کثیف میشه. در حال قطره ریختن هستیم. خداکنه تا فردا شب که برمیگردیم دیگه خوب خوب بشه.



موضوع مطلب : آرش / مهدکودک / بیماری