Lilypie Kids Birthday tickers

 
درباره وبلاگ



آرشيو وبلاگ
نويسندگان
آمار وبلاگ
RSS Feed
Instagram
۱۳۸٥/٩/۱۳ :: ۱:۳٦ ‎ب.ظ

اميد دل مامان آرزو

ديروز كه از سركار برگشتم خانه خاله نازي كه آرش را بردارم بريم خانه٬ ديدم وروجكم توي خواب ناز است و از آنجائيكه صبح بيدار تشريف آورده بودند٬ ني ني لاي لايش هم توي خانه مانده بود. ديدم اگر صبر كنم تا بيدار بشه و به به بخوره٬ هم هوا تاريك ميشه هم ترافيك بيداد ميكنه اينه كه رفتم صندلي جلو را تا آنجا كه ميشد خواباندم بعد آرش را پتو پيچ كردم و گذاشتمش روي صندلي كمربندش را هم بستم.

تا برسيم خانه يكسره خدا خدا ميكردم كه وروجكم بيدار نشه.   از آنجائيكه خيلي خيلي خوشخوابه حتي تا يك ساعت بعد از رسيدن به خانه هم بيدار نشد  فداش بشم الهي

پ.ن: چراغ اتاقش خاموش بود و ميخواست پازلهاش را از توي كمدش بياره بازي كنه. آمد آشپزخانه به من گفت: مامان آرزو؟ بيا چراغ اتاق آرش جون را روشن كن من پازلم را بيارم؟!! فقط ببينيد بچه‌ام چقدر خودش را تحويل ميگيره

 



موضوع مطلب :