Lilypie Kids Birthday tickers

 
درباره وبلاگ



آرشيو وبلاگ
نويسندگان
آمار وبلاگ
RSS Feed
Instagram
۱۳۸٧/٧/٢٩ :: ۱٢:٤٥ ‎ق.ظ

آرش بعد از مهد تو دانشگاه برای بازی بیلیارد و فوتبال دستی به اتاق ورزش رفت، ولی تمام میزهای بازی اشغال بود. با کلی غرغر روی یک صندلی نشست تا نوبتش بشه. من هم رفتم سراغ کارم. نیم ساعت بعد که رفتم دنبالش تا بریم خانه، دیدم همانطور نشسته با آن همه سر و صدا روی صندلی مثل یک فرشته کوچولو خوابش برده. بغل

توی مسیر برگشت به خانه هم بیدار شد و با همکارمون ماها مشغول بازی شد. ماها که پیاده شد، آرش دوباره خوابید تا ساعت 8 شب. بهش قول بازی در الفردان را داده بودم، این شد که بیدارش کردم و با هم رفتیم الفردان. ماچ

آرش در الفردان

تا ده شب بازی ادامه داشت و بعد برگشتیم خانه، شام خوردیم و خوابید. بغل

پ.ن: موقع بازی سوار یک ماشین بود که یک نی نی دیگه آمد تو مسیرش. کمی مکث کرد وقتی دید او کنار نمیره گفت: Go Away. توی خانه هم به بابائی گفت: باباجلال Go Away یعنی برو کنار. لغات دیگری هم که یاد گرفته: Faster و Jump و Running



موضوع مطلب : آرش