Lilypie Kids Birthday tickers

 
درباره وبلاگ



آرشيو وبلاگ
نويسندگان
آمار وبلاگ
RSS Feed
Instagram
۱۳۸٧/۸/٢٥ :: ۱۱:۳٠ ‎ب.ظ

و امّــــــا قصه مریضی وروجک ما کماکان ادامه دارد. اینبار سرفه از نوع بسیار شدید گریبانش را گرفته است.

آرش در وافی ماچ

جمعه بعد از تمیزکاری    من و وروجک راهی وافی شدیم. توی راه آرش خوابش برد و با سرفه های خیلی شدید بیدار شد و هرچه از صبح خورده بود، گلاب به روتون خجالتتوی قسمت پشت ماشین بالا آورد. حالا تصور کنید مامان آرزوی بیچاره در حال رانندگی در اتوبان و آرش بالا آوردهِ ترسیدهِ گریان در عقب. خلاصه با بدبختی ماشین را نگه داشتم و آرش را تمیزش کردم و رفتیم وافی. دوری زدیم و بعد رفتیم کارواش ماشین را تمیز کردیم. بعد رفتیم لامسی پلازا، آرش ناهارش را خورد و بازی بازی کرد و برگشتیم خانه. سرفه همچنان ادامه داشت.

آرش و اوستا

شنبه هم آرش دانشگاه بود که اوستا هم آمد. شیطونکها تا ظهر توی دانشگاه آتش سوزاندند و حسابی با همدیگر بیلیارد بازی کردند و نقاشی کشیدند.

پیکاسوهای کوچولو

پیکاسوها قلب

بعد هم عمو محمد و خاله مرجان زحمت کشیدند و اوستا و آرش را بردند Emirates Mall ناهار و بولینگ و بازی و خرید.

بعد دسته جمعی رفتیم Welcare. چون هم آرش هم اوستا حسابی سرفه میکردند. دکتر به آرش آنتی بیوتیک و شربت سرفه داد. الان شکر خدا خیلی خیلی بهتر شده و کمتر سرفه میکنه. قلب

داستان مهد هم کماکان ادامه داره و هنوز مثل قبل نشده 



موضوع مطلب : آرش / بیماری / گردهمائی