Lilypie Kids Birthday tickers

 
درباره وبلاگ



آرشيو وبلاگ
نويسندگان
آمار وبلاگ
RSS Feed
Instagram

سلام و صد سلام

پنجشنبه صبح من و آرش با هم رفتیم شویفات. آرش شکرخدا خیلی سرحال و وروجک بود. به محض اینکه رفتیم برای تست با خانمه شروع کرد به صحبت کردن. بعد از کمی حال و احوال شروع کرد به پرسیدن رنگها. درست نوک مداد را طوری میگرفت که بدنه مداد رنگی معلوم نباشه. آرش زرد و آبی را درست جواب داد. قرمز را گفت: Brown! بعد هم نگران بود که نکنه کلاس KG1 ثبت نامش کنند. وقتی به خانمه گفتم چی میگه

گفت: No Habibi. You are so smart. You will go to KG2. Don't worry

و دو تا مهر Smiley Face و یک Sticker هم بهش جایزه داد.

خلاصه که به خیر گذشت و تا دو هفته دیگه انشاءالله ثبت نام نهاییش انجام میشه و از شهریور ماه وروجک راهی مدرسه میشه. اینطور که میگویند Choueifat از آن مدارس لبنانی خیلی سخت گیر است که بچه ها آنجا همزمان سه تا زبان (انگلیسی، فرانسه و عربی) را کامل مسلط میشوند.

وقتی ازش پرسیدم چرا مامانی گفتی قهوه ای؟ گفت: آخه redش خیلی dark بود بیشتر شبیه قهوه ای بود تا قرمز زبان

پنج شنبه بعد از مهد با دوستهای مهدکودک آرش رفتیم گردش. با کان و زکی و سیدارک و مامانهاشون رفتیم The Lakes که یک جای بسیار بسیار زیبا و رویایی بود. آرش که یک ساعت اول گیر داده بود بره تو آب. آخر هم مایوشو تنش کردم رفت کلی شنا کرد مثلاً و لذت برد.

شیطونک بلا

بعد تازه شروع کرد به بازی با کان و بقیه.

جمعه هم ظهر با وروجک رفتم آرایشگاه خودم. آنجا همه را گذاشته بود سرکار.

  • آرایشگر: Hello Little Boy
  • آرش: I am not a little boy. I am a big boy
  • آرایشگر: Do you want me to do your nails
  • آرش: No, I am a boy not a girl

بعد هم با هم رفتیم کلی خرید کردیم و برگشتیم خانه مشغول تمیزکاری شدیم. شب بعد از شام هم مهمان داشتیم که آرش با آقای پسر مرداد کلی صفا کرد و خوش گذراند.



موضوع مطلب : آرش / مهدکودک / گردش