Lilypie Kids Birthday tickers

 
درباره وبلاگ



آرشيو وبلاگ
نويسندگان
آمار وبلاگ
RSS Feed
Instagram
۱۳۸۸/٢/٢۸ :: ۱۱:٥٤ ‎ب.ظ

یکی دو روز است که دارم روی ساعت خواب آرش کار میکنم خواب بطوریکه بتونم دیگه ساعت 8 بخوابونمش که صبح سرحال باشه. برای همین سعی میکنم که در طول روز حسابی خسته اش کنم. دیروز از دانشگاه که در آمدیم رفتیم پارک. بازی کردیم. عکس انداختیم. بدو بدو کردیم.

و

بعد هم رفتیم Dubai Marina Mall که هم خرید کنیم، هم شام بخوریم و هم قایقها را بشمریم.

نکته جالب ماجرا اینجا بود که اوّلین قایق که رد شد مثل هر بار نگفت One گفت: First، دوّمی Second، سوّمی Third و چهارمی (آخرین قایق) هم Fourth بود! چند روز پیش دیدم داره تمرین میکنه گفتم کی بهت یاد داده؟ گفت: Ms Carla

بعد که درآمدیم ساعت 7:45 بود. تا برسیم خانه توی راه خوابش برد و دیگه خوابید تا خود صبح.

پ.ن: امروز خطر از بیخ گوش آرش گذشت. عصری در حال بازی فوتبال محکم با پشت سر به زمین خورد و نیم ساعتی گریه کرد و آخر هم توی بغل من خوابش برد. بعد از خوابش یک چک کردمش فقط دستش ضربدیده و کبود شده بود. خدا خودش وروجکهای ما را در پناه خودش سلامت نگه داره. الهی آمین.



موضوع مطلب : آرش / دبی / بیماری