Lilypie Kids Birthday tickers

گزارش سفر = قسمت دوّم - وروجک مامان آرش
 
درباره وبلاگ



آرشيو وبلاگ
نويسندگان
آمار وبلاگ
RSS Feed

چهارشنبه پارسا و پویا شب منزل بابابو ماندند و تا ساعت 3 نیمه شب دالتونها سه تائی بیدار بودند. مامانی ثریا براشون آنقدر قصه تعریف کردند تا آنها رضایت دادند و خوابیدند.

پنجشنبه شب منزل نورا خانم دعوت داشتیم. آرش، پارسا و پویا تا جائی که توانستند شیطنت کردند و نوشین جون را اذیت کردند. از آنجا ما رفتیم منزل خاله نازی اینا. جمعه صبح هم مهتابی (دخترخاله باباجلال) که آرش خیلی دوستش داره آمد و آرش به یاد قدیمها کلی باهاش بازی کرد و لذت برد.

جمعه شب از منزل خاله نازی یکسر رفتیم منزل مامان بزرگ و آوا را دیدیم که ماشاءالله کلی بزرگ و بامزه شده.

شنبه ظهر خاله الهه آمد منزل خاله نازی دنبالمان. از آنجا رفتیم پارسا و پویا را از مهدکودک برداشتیم و با هم رفتیم استخر.

درست سه ساعت دالتونها در آب بودند و آخر هم با گریه از آب خارج شدند.

از آنجا ما برگشتیم منزل مامان بزرگ. دو سه ساعتی آرش خوابید. بعد سرحال بیدار شد و اینبار تا ساعت 2 با بردیا مشغول بازی و شیطنت شد.



موضوع مطلب : آرش / تهران / دالتونها