Lilypie Kids Birthday tickers

 
درباره وبلاگ



آرشيو وبلاگ
نويسندگان
آمار وبلاگ
RSS Feed
Instagram
۱۳۸۸/٧/۸ :: ۱:٠۱ ‎ق.ظ

یکشنبه آرش اوّلین امتحانش را داد. مژه بعدازظهر که رفتم دنبالش، با ذوق و شوق برام تعریف کرد که امروز Exam داشتیم. بین هر دو نفرمون میس دِران یک پارتیشن چوبی گذاشته بود که بغل دستیمون حواسمون را پرت نکنه نیشخند 

یادش به خیر. زمان ما کیفهامون را روی نیمکت میذاشتیم که بغل دستیمون حواسمون را پرت نکنه. شیطان روز بعد هم سه تا امتحان داده بود و امروز هم سه تا!!!!! حالا خدا میدونه چکار کرده؟ متفکر

مدرسه عالی پیش میره.هر روز کلاس فرانسه دارند و  یکشنبه ها و سه شنبه ها کلاس رقص. کلمات Dad و Add و Bed  و Bag را یاد گرفته که بخونه. دیروز از میس دِران پرسیدم آرش وضعیتش چطور است؟ گفت: Excellent - Very Good

مثل یک حرفه ای کامپیوتر کار میکند. اکسپلورر را باز میکند، تایپ میکند Google بعد اگه آدرس بیاد روش کلیک میکنه اگه نیاد کنترل و اینتر را میزنه تا آدرس کامل بشه. بعد تایپ میکنه: Super Hero Games و از آدرسهایی که میاد روی اولی کلیک میکنه و شروع میکنه به بازی کردن. یا توی فیس بوک نام و کلمه عبور را میزنه تا وارد بشه بعد پت را تایپ میکنه و صبر میکنه تا لود بشه و بعد شروع میکنه به بازی کردن.

امروز بعد از دانشگاه با خانم شاهرخی رفتیم منزلشون تا آرش با دوقلوها (کیان و کسرا) بره استخر. توی راه کمی که گذشت دیدم صدای آرش نمیاد با این صحنه مواجه شدم.

طفلکم از خستگی  کف ماشین بیهوش شده بود. وقتی رسیدیم بیدارش کردم که صد البته بسیار خوش اخلاق شد و آنچنان شنا کرد که حتی موهای سرش هم خیس نشد کلافه

و امّا پارسا عشق خاله آرزو امسال کلاس اولی شد.

فدات بشم عسلم قلب کی اینهمه بزرگ شدی که من نفهمیدم. تعجب



موضوع مطلب : آرش / دبی / مدرسه