Lilypie Kids Birthday tickers

وروجک مامان آرش
 
درباره وبلاگ



آرشيو وبلاگ
نويسندگان
آمار وبلاگ
RSS Feed
۱۳۸٥/۱٠/۱۱ :: ٩:٥٥ ‎ق.ظ

ديروز يكشنبه ۱۰ دي ماه ۱۳۸۵ مصادف با عيد سعيد قربان (عــــيد شما مبارك ) تعطيل بود و من و وروجك در كنار هم ديگه كلي با هم بازي بازي كرديم و لذت برديم و دلي از عزا درآورديم.

شنبه جشن عقد يكي از اقوام دعوت بوديم و آرش خان كل مجلس در حال رقص و پايكوبي بود و با اينكه خيلي خسته شده بود صبح حدود ۹ بيدار شد و در طول روز هم يك ساعت بيشتر نخوابيد  حالا خودتون ميتونيد تصور كنيد كه من چه كيفي كردم ديگــــــــه  

فداي نگاهت عزيز دلم

داشتيم با هم كرانچي ميخورديم. تقريباً دو سه تا مانده بود كه من حواسم نبود و آنها را خوردم. آرش يك كمي فكر كرد   و گفت: مامان آرزو؟!! همشو خوردي؟ گفتم: بله پســـــرم.  گفت:‌حالا آرش جون چي بخوره!؟  

آرش و كتاب جديد

اين كتاب مال آرش؟!!! به مامان آرزو نميدهم

شيطوني بازي با مامان

 بازي بازي با مامان آرزو٬ كلي با همديگه خنديديم  


و اينـــــهم پــــــــــازل بــــــــــــــــــــازي



موضوع مطلب :