Lilypie Kids Birthday tickers

 
درباره وبلاگ



آرشيو وبلاگ
نويسندگان
آمار وبلاگ
RSS Feed
Instagram
۱۳۸٩/٤/٢۸ :: ۱:٢٧ ‎ق.ظ

هفته گذشته آرش سرش حسابی با شارین کوچولوی ناز گرم بود. چهارشنبه صبح که من کار اداری داشتم، آرش رفت هتل پیش خاله شهزاد اینا تا من کارم تمام بشه و توی ابن بطوطه بهشون ملحق بشم.

جمعه هم که قرار بود برگردند تهران، آرش کلی به خودش رسید و ترگل ورگل کرد تا خوشگل بشه. حاصل کار هم این شد:

و

تا جمعه بعدازظهر با خاله شهزاد اینا بودیم و بعد که خداحافظی کردیم، رفتیم دبی مال. اول بلیط سینما را گرفتیم، بعد رفتیم تا فیلم شروع بشه یک چیزی بخوریم که آرش بازیگوش یکدفعه روی پله برقی ها افتاد زمین و با دو تا دست روی آنها فرود آمد و من یک جیع بلند ناخودآگاه کشیدم که آدم جلویی (خدا عمرش بده) زود آرش را بلند کرد و فقط حاصل این سقوط سه چهارتا خراش خون آلود روی دست آقای شجاع و جون عزیز و یکساعتی گریه شدید شد.

خداوندا یک دنیا سپاس. میدونم که میتونست خیلی خیلی بدتر از این حرفها باشه. وروجک حاصل عشق زندگیمون را به خودت می سپارم و ازت میخوام که همیشه و همه جا از بلاها دور نگهش داری. الهی آمین.

این هفته فیلم کارتونی Despicable Me را دیدیم. واقعاً زیبا و خنده دار بود. توصیه میکنم حتماً ببینین. آرش با اینکه خوابش می آمد، تا آخر فیلم را دید و خندید. توی ماشین بلافاصله بیهوش شد.

پ.ن.1:

آرش و همه هدیه های خاله شهزاد (یک دنیا ممنون واقعاً خجالتمون دادی شهزاد جون)

پ.ن.2: کلاس شنا کماکان ادامه دارد و پیشرفتش عالی است. الان دیگه کرال سینه تقریباً کامل شده، حرکت دستها، پاها و نفس گیری را خوب انجام میده فقط یک حرکت اضافه بین هر دو کرال انجام میده و آن هم اینه که سرش را میاره بیرون که اگه آن هم رفع بشه دیگه کامل کامل میشه.



موضوع مطلب : آرش / دبی / مهمان / بیماری