Lilypie Kids Birthday tickers

 
درباره وبلاگ



آرشيو وبلاگ
نويسندگان
آمار وبلاگ
RSS Feed
Instagram
۱۳۸٩/۸/۳ :: ۱٢:٢٠ ‎ب.ظ

دیشب آرش زیاد درست و حسابی شام نخورد و من گذاشتم به حساب دیر ناهار خوردنش. بعد هم بالافاصله خوابید. من هم از فرصت استفاده کردم و یک ساعتی رفتم خرید و برگشتم. وقتی برگشتم باباجلال مشغول کار بود و من احساس کردم که یک بوی خیلی بدی میاد. هراسان رفتم سراغ آرش دیدم غرق در خواب است و تمام تختش را بالا آورده است!!!! خلاصه تندی باباجلال را صدا کردم و دوتائی بردیمش حمام و تمیزش کردیم. بعد هم دو سه ساعتی مشغول نظافت اتاق و پتو و ... بودم. دوباره شیطونکم حالش بد شد و دلش شدید درد میکرد. تا دو سه شب مراقبش بودم و بعد دیگه تا صبح خوابید. صبح هم دل درد شدید داشت. رفتیم دکتر. گفت ویروس است و یکی دو روزه خوب میشه. امروز را بهش گواهی داد که مدرسه نره و طبیعتاً من هم مرخصی گرفتم و ماندم خانه تا بهش برسم.

الان ساعت 1 است و بعد از خوردن سوپ و برنج و مرغ داره Tweenies تماشا میکنه و به نظر میرسه که شکر خدا بهتر شده.

پ.ن.1: پائیز حاصل کار این هفته کلاس نقاشی:

پ.ن.2: و امّـــا این هم قرائت Sourat Al Fatihah و آقای آرش خان



موضوع مطلب : آرش / دبی / بیماری / آموزشی